فهرست کتاب


حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام

محمد جواد طبسی‏

2- یاد آوری بزرگی گناه و خطیر بودن آن به فرزندان

آلوده شدن به جرم و گناه از هیچ انسانی پذیرفته نیست بخصوص که اگر سمت پدری یا مادری و در حقیقت مربیگری بر فرزندان را داشته و اسوه و الگوی آنان باشد.
گناه در تلقی اولیای دین امری بسیار خطیر و بزرگ است، و این وظیفه والدین و مربیان کودک است که خطیر بودن گناه را به او تذکر دهند. و آثار منفی ناشی از گناه را به او بیان کنند.
طبیعی است که تا پدر و مادر خود از گناه فاصله نگیرند نمی توانند، در فرزنان خود تأثیر سودمندی بگذارند، زیرا فرزندان تحت تأثیر دائمی اعمال و رفتار والدین و مربیان خود هستند. آنان همیشه ناظر گفتار و عمل اولیای خود هستند و آن دو را با هم مقایسه می کنند و به نتیجه می رسند که چه کاری را باید بکنند و چه کاری را نباید بکنند؛ مثلا، هرگاه نهیب پدر یا مادری را بشنوند که خود به گناه و انحراف آلوده اند و با این حال پی در پی نصیحت و اندرز می کنند، با خود می گویند: این یک شوخی است نه جدی زیرا اگر چنین کارهایی بد و زشت است چرا خود از آن دست برنمی دارند. یک پدر و مادر نمونه باید با سیره و سلوک خود آنچنان گناه را در چشم فرزندان زشت و ناهنجار، جلوه دهند که فرزندان با درک آثار سوء گناه و عاقبت گنهکاری، خود بخواه از گناه فاصله بگیرند.
بدیهی است که وقتی سخن آنان در دل فرزندان می نشیند که خود پاک و طاهر باشند. زیرا خرما خورده کی تواند نهی از خرما کند.
البته گاهی هم نوجوانان به فطرت اولیه، وقتی به زشتی گناه پی می برند علی رغم آلودگی والدین خود از ارتکاب گناهان خودداری می کنند و از این گذشته والدین خود را هم تحت تأثیر قرار می دهند.
ائمه معصومین - علیهم السلام - در زندگی خود با زبان و عمل به فرزندان خویش درس تقوا و خداترسی می داند و گناه را با همان سیمای زشتی که دارد به فرزندان یادآور می شدند. این بود که در حریم زندگی و شعاع نفوذ آنان از ناه و انحراف خبری نبود. زیرا حضور آنان همه جا را غرق در نور می کرد و گناه و آثار سوء آن را در ذائقه ها چون زهری کشنده و پرتگاهی هلاکتبار ترسیم می نمود و کمتر کسی از فرزندان و خویشان آن بزرگوار حاضر می شد به این زهر کشنده، و پرتگاه هلاکتبار نزدیک شود. اینک نظرتان را به درسهایی کوتاه جلب می نماییم:
1- لقمان حکیم ضمن سفارش به فرزند خود می فرماید: یا بنی کیف تسکن دار من قد اسخطته ام کیف تجاور من قد عصیته.(257)
فرزندم! چگونه در خانه کسی که او را به خشم آورده ای زندگی می کنی و چگونه همجوار کسی هستی که معصیتش کرده ای.
لقمان حکیم با همان روش ساده خود جهان را به مثابه منزلی فرض کرده که خداوند میزبان و انسانها مهمان آنند. معصیت در محضر خداوند صاحب خانه است در شأن یک مهمان نیست، از مردانگی به دور است که کسی در ضیافتی شرکت کند و سپس با میزبان خود به دعوا و مرافعه برخیزد، یا در حضور او کارهای زشتی انجام دهد و میزبان را ناخشنود سازد.
وقتی مهمان با ارتکاب گناه و آلوده شدن به زشتی، صاحب خانه را به خشم آورد، چگونه می خواهد در آن خانه بماند!
آری، بدین گونه لقمان احساس وجدانی و تعقل فرزند خویش را تحریک می کند و معنای گناه را به او می فهماند و عظمت آن را در حضور پروردگار عالم روشن می سازد.
2- لقمان حکیم به فرزند خود فرمود: یا بنی انه قد احصی الحلال الصغیر فکیف بالحرام الکثیر.(258)
فرزندم! به حلالهای کوچک رسیدگی شده است چه رسد به حرامهای بسیار.
3- امام صادق (علیه السلام) به فرزند خود امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرماید: و من استصغر زلة نفسه استعظم زله غیره و من استصغر زلة غیره استعظم زلة نفسه.(259) و هر که لغزشهای خود را کوچک بشمارد، لغزش های دیگران را بزرگ می یابد و هر کس لغزشهای دیگران را کوچک بشمارد، لغزشهای خود را بزرگ خواهد دید.
بنابراین به فرزندانمان بیاموزیم که لغزشهای خود را بزرگ بشمارند تا خود را بر دیگران برتر ندانند و دچار عجب و غرور نشوند.
4- علی (علیه السلام) ضمن وصیتی به فرزند خود امام حسین (علیه السلام) می فرماید: والویل لمن بلی بحرمان وخذلان و عصیان فاستحسن لنفسه ما یکرهه من غیره و أزری علی الناس بمثل ما یأتی.(260) وای بر آنکه گرفتار محرومیت و بی توفیقی و نافرمانیست و برای خود نیک می شمارد عملی را که برای دیگری عیب می داند و به مردم اعمالی را عیب می گیرد که خود نظیر آنها را انجام می دهد.
5- لقمان حکیم به فرزند خود فرمود: یا بنی لاتشتم الناس فتکون أنت الذی شتمت أبویک.(261)
فرزندم! مردم را دشنام مده که سبب دشنام پدر و مادر خود گردی. یعنی قسمتی از رفتارهای خوب یا بد دیگران عکس العمل رفتارها و برخوردهای خوب یا بد ماست. وطبیعی است که اگر ما نسبت به دیگران بی احترامی روا داریم آنان هم دست به رفتار متقابل خواهند زد و کسی که به دیگران سخنان زشت و توهین آمیزی بگوید باید در انتظار سخنان زشت تری باشد.
6- لقمان به فرزند خود گوید: یا بنی لایعجبک احسانک و لاتتعظمن بعملک الصالح فتهلک.(262)
فرزندم! مبادا به احسانی که به دیگران می کنی و عمل صالحی که انجام می دهی، مغرور شوی و اعمال خوبی که انجام می دهی در نظرت بزرگ جلوه نکند که هلاک خواهی شد.
7- لقمان به فرزندش گوید: یا بنی اتعظ بالناس قبل ان یتعظ الناس بک.(263)
فرزندم! از سرنوشت مردم پندگیر پیش از آنکه مردم از سرنوشت تو پند گیرند و مایه عبرت دیگران بشوی.
8- لقمان حکیم به فرزند خود گوید: یا بنی انه النفس عن هواها فانک ان لم تنه النفس عن هواها لم تدخل الجنه و لم ترها.(264)
فرزندم! نفس خود را از هوا هوسها بازدار، زیرا اگر چنین نکنی و نفس خود را از زشتینها باز نداری، نه داخل بهشت می شوی و نه آن را می بینی.
9- علی - علیه السلام - ضمن وصیتی به فرزند خود امام حسین - علیه السلام - می فرماید: لیس مع قطیعه رحم نماء(265)
فرزندم! با قطع رحم کردن و بریدن از خویشان رونق زندگی از بین می رود.
10- لقمان حکیم به فرزند خود گوید: یا بنی ایاک و التجبر و التکبر و الفخر فتجاور ابلیس فی داره، یا بنی دع عنک التجبر و الکبر ودع عنک الفخر و اعلم انک ساکن القبور.(266)
فرزندم! مبادا تکبر بورزی و بر دیگران فخر مباهات کنی که با ابلیس در خانه اش همنشین خواهی شد(267)، فرزندم! گردنکشی و برتری جویی را کنار بگذار و فخر فروشی به دیگران را از خود دور گردان و بدان که سرانجام در گورستان مسکن خواهی گزید.
11- لقمان حکیم به فرزند خود می گوید: یا بنی ویل لمن تجبر و تکبر، کیف یتعظم من خلق من طین و الی طین یعود ثم لایدری الی ماذا یصیر، الی الجنه فقد فاز أو الی النار فقد خسر خسرانا مبینا و خاب.(268)
فرزندم! وای بر کسی که بزرگمنشی و گردنکشی کند چگونه او تکبر می ورزد در حالی که از گل آفریده شده و به گل بر می گردد، سپس نمی داند به کجا می رود، آیا به بهشت می رود که رستگار خواهد شد و یا به آتش دوزخ که آشکارا زیان خواهد دید و ناامید و پشیمان خواهد شد.
12- علی (علیه السلام) به فرزند خود امام حسین (علیه السلام) چنین سفارش می فرماید: ای بنی کم نظره جلبت حسره(269)
پسر جانم! چه بسیار نگاهی که به دنبال خود حسرت و افسوس می آورد.
13- امام صادق (علیه السلام) می فرماید پدرم به من می فرمود: ... من لایملک لسانه یندم.(270)
... هر کس زبانش را کنترل نکند، پشیمان می گردد.
14- علی (علیه السلام) ضمن سفارشی به فرزند خود امام حسین - علیه السلام - می فرماید: و من علم أن کلامه من عمله قل کلامه الا فیما ینفعه.(271)
و هر کس بدند که سخنش هم جزء اعمال اوست کم سخن گوید. و سخن نمی گوید مگر در آنجا که به حال او سودمند افتد.
15- علی (علیه السلام) ضمن سفارشی به فرزند خود امام حسین (علیه السلام) می فرماید: و من احتفر بئرا لأخیه وقع فیها.(272)
و هر کسی چاهی برای دیگران بکند - تا او را به دام بیندازد - خود در آن می افتد.
16- امام حسین (علیه السلام) به فرزند خود امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: ای بنی ایاک و ظلم من لایجد علیک ناصرا الاالله جل وعز.(273)
فرزندم بترس از ظلم کردن به کسی که هیچ یاوری جز خدای بزرگ ندارد.
17- همچنین علی (علیه السلام) در وصیتی به فرزند خود امام حسین (علیه السلام) دارد می فرماید: و من هتک حجاب غیره انکشفت عورات بیته.(274)
و هر کس پرده دری کند و ایرار دیگری را فاش سازد، اسرار و عیبهای زندگی اش فاش خواهد شد.
18- لقمان حکیم به فرزند خود چنین گوید: یا بنی لاتأکل مال الیتیم فتفتضح یوم القیامه و تکلف أن ترده الیه.(275)
فرزندم! به اموال یتیم تجاوز نکن که روز قیامت رسوا خواهی شد و در آنجا مجبور می شوی که غرامت آن را به یتیم برگردانی.
عزیزان! گناه آن قدر زشت و قبیح است که پیشوایان ماحتی اندیشه آن را به خود راه نمی دادند. گناه شراره آتش دوزخ است که در شخصیت انسانها می افتد. آیا فرد خردمندی را سراغ دارید که به این فکر افتاده باشد که خود را به آتش بزند! گناه پلیدی، رسوایی، و ذلت و خواری و سرافکندگی است. برخی گناهان ریشه وجود آدمی را می سوزانند، برخی خسارت اخروی به بار می آورند، و حتی ممکن است تمام اعمال نیک آدمی را به باد دهند. و برخی هم در دنیا موجب رسوایی و در آخرت موجب روسیاهی می شوند.
گنهکاران در روز قیامت با سیما و نشان مشخص وارد محشر می شوند، یا سیاهی تمام چهره شان را فرا می گیرد و یا سیرت حیوانی آنها آشکار گشته و به شکل حیوانات ظاهر می شوند آیا رسوایی و عذاب از این بدتر می شود؟

3- واکسینه کردن فرزندان

سومین اصلی که در بازسازی شخصیت فرزند مطرح است مسأله واکسینه کردن فکر و مغز کودک است و در روایات نیز به این اصل مهم اشاره شده که امروزه در بهداشت و درمان هم بر آن تأکید زیادی می شود، این اصل مهم پیشگیری از بروز بیماری است. امام کاظم (علیه السلام) فرمود: الحمیه رأس الدواء؛ پرهیز از امور زیان آور اساس دارو و درمان است. واکسنهای مختلفی که امروزه برای جلوگیری از بروز بیماریها به کودکان تزریق می شود، نقش مهمی در پیشگیری از ابتلای آنها به بیماریها ایفا می کند. و روشن است که پیشگیری از وقوع بیماری بسیار آسانتر و به صرفه تر از اقدامات درمانی است. بسیاری از توصیه های تربیتی و اخلاقی نیز جنبه پیشگیری دارد و همچون واکسن عمل می کند، تا فکر و مغز کودک را از دوران کودکی در برابر انواع گوناگون انحرافات و مفاسد بیمه کند؛ مثلا سفارش شده فرزندان خود را بر محبت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تربیت کنید، آنان را به مجالس اهل بیت ببرید و یا بخشی از وقت خود را برای پاسخ به سؤالات مذهبی کودکان اختصاص دهید و یا آنان را با معارف اسلامی آشنا سازید، این تعلیمات اگر به صورت مطلوب و اثر بخش به کودکان منتقل گردد از همان اوان کودکی نقش مهمی در جلوگیری از کجرویها و انحرافات اخلاقی و عقیدتی آنان ایفا خواهد کرد، و ضامن سلامت روانی و فکری فرزندان خواهد بود.

الف - تربیت فرزندان بر محبت اهل بیت

روایات فراوانی داریم که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به پدران و مادران سفارش فرموده که فرزندان خود را بر محبت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخصوص علی بن ابی طالب (علیه السلام) تربیت نمایند.
امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می فرماید: أدبوا اولادکم علی ثلاث خصال: حب نبیکم و حب أهل بیته و قراءه القرآن، فان حملة القرآن فی ظل الله یوم لاظل الا ظله مع انبیاءه واصفیاءه.(276)
فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان و محبت اهل بیت او و خواندن قرآن؛ زیرا حاملان قرآن - در آن روز که هیچ سایه ای جز سایه خدا نخواهد بود - در سایه خدا همنشین انبیا و برگزیدگان او خواهند بود.
ابو زبیر مکی نقل می کند: جابربن عبدالله انصاری را در حالی دیدم که با تکیه بر عصای خود در کوچه های انصار و مجالس آنان (در مدینه) گردش می کرد و این جمله را می گفت: علی خیر البشر فمن أبی فقد کفر.
علی بهترین بشر است و هر کس منکر شود کافر است، سپس می گفت: ای گروه انصار: فرزندان خود را بر محبت علی بن ابی طالب (علیه السلام) تربیت کنید.(277)
محبت علی (علیه السلام) ملاک ایمان و کفر است، دوست داشتن او ایمان، و کینه و عداوت او کفر است. این همه تأکید بر مخر و محبت اهل بیت که در روایات ئ بعضی از آیات آمده به این دلیل است که مهر و محبت به هر چیز و هر کس نقش و تأثیر بزرگی در زندگی دارد و آثار و عوارضی بر آن مترتب است که جای تردید نیست.
به همین دلیل دشمنان اسلام بخصوص معاویه فرزند ابوسفیان بسیار کوشیدند تا ریشه محبت علی را در دلهای مردم بخشکانند، اما این مهر آتشین همچنان فروزان و ماندگار است و خواهد بود.