فهرست کتاب


حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام

محمد جواد طبسی‏

1- برچیدن زمینه فساد و انحراف در فرزندان

یکی از مهمترین و مشکلترین وظایف اخلاقی پدران این است که زمینه های انحراف و فساد اخلاق را در فرزندان خود از بین ببرند، زیرا هیچ آتشی سوزنده تر از فساد اخلاقی وانحراف یک محیط سالم را متلاشی نمی سازد و از بین نمی برد.
و از آنجایی که زمینه فساد و انحراف در همگان وجود دارد و فرزندان به دلیل کم تجربگی و ناآگاهی و روحیه خاص نوجوانی و جوانی پیوسته در آستانه لغزش و انحراف هستند. پدران و مادران آگاه و هوشمند باید بکوشند موانع زندگی سالم را از پیش پای آنها بردارند و نگذارند فطرتهای پاک و دست نخورده فرزندان به رذایل اخلاقی و مفاسد اجتماعی آلوده گردد. بدین منظور علاوه بر اینکه باید از امور گوناگون و بخصوص مشکلات جسمی و روحی و نیازهای فرزندان آگاه باشند بلکه حقیقتا چنان رفتارهای ارشادی و تربیتی و سعه صدر خوبی داشته باشند تا دوست و همدم کودکان و نوجوانان تلقی شوند و آنان هیچ گونه جدایی بین خود و والدین احساس نکنند و مشکلات خود را پیش از آنکه خسارتی جسمی و روحی ببار آید با والدین خود رد میان بگذارند و در صدد گره گشایی برآیند. طبیعی است که والدین هم باید از مطالعه کتابهای تربیتی و اخلاقی مربوطه غافل نمانند و همیشه چند قدم جلوتر از نیازهای جاری فرزندان حرکت کنند و پشتیبان و پناهگاه واقعی نونهالان زندگی خود باشند.
اکنون به برخی از باریک بینی های تربیتی اسلام در جهت اهداف یاد شده اشاره می شود.

الف - جداسازی محل خواب و اجازه گرفتن برای ورود

یکی از مسائل تربیتی ظریف و مهمی که گاهی مورد بی توجهی خانواده ها قرار می گیرد مسأله اجازه گرفتن فرزندان از پدر و مادر به هنگام ورود به اطاق شخصی آنها می باشد.
فرزند در دوران کودکی در کنار پدر و مادر به سر می برد و احساس می کند محدودیتی برای بسیاری از کارها ندارد و چون انس والفت و وابستگی زیادی بین او و والدین وجود دارد میل دارد بی اجازه به اتاق آنها برود و در کنار آنها بماند، اما بتدریج باید تمرین داده شوند و عادت کنند که در اتاق خاص خود بخوابند و برای رفتن به اتاق والدین اجازه بگیرند. طبیعی است که این کار باید با ملایمت صورت گیرد و والدین با تقویت احساس استقلال روانی و عزت نفس کودکان و تمرین دادن آنها به این کار پیش بروند، به طوری که پیش از آنکه به سن بلوغ برسند به الزامی بودن این امر پی ببرند.
این یک درس بسیار مهم اخلاقی است که اگر رعایت شود، کودکان پاک و عفیف رشد می کنند. قرآن مجید می فرماید: یا أیها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت أیمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیره و من بعد صلاة العشاء ثلاث عورات لکم. لیس علیکم و لاعلیهم جناح بعدهن... و اذا بلغ الأطفال منکم الحلم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته والله علیم حکیم.(242)
ای کسانیکه ایمان آورده اید باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند (برای ورود به اتاق شما) در سه وقت از شما اجازه بگیرند: قبل از نماز فجر و در نیمروز هنگامیکه لباسهای (معمولی) خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشاء. این سه وقت خصوصی شما است اما بعد از این سه وقت گناهی بر شما و بر آنها نیست (که بدون اجازه وارد شوند) اینگونه خداوند آیات را بر شما تبیین می کند و خداوند عالم و حکیم است.
و هنگامیکه کودکان شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند همان گونه که اشخاصی که پیش از آنها بودند اجازه می گرفتند، این چنین خداوند آیاتش را بر شما تبیین می کند و خداوند علم و حکیم است. در تفسیر نمونه در ذیل آیه آمده است:
این یک نوع ادب اسلامی است هر چند متأسفانه امرووز کمتر رعایت می شود و با اینکه قرآن صریحا آن را در آیات فوق بیان کرده است، در نوشته ها و سخنرانیها و بیان احکام نیز کمتر دیده می شود که پیرامون این حکم اسلامی و فلسفه آن بحث شود و معلوم نیست به چه دلیل این حکم قطعی قرآن مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته؟!
گر چه ظاهر آیه وجوب رعایت این حکم است حتی اگر فرضا آن را مستحب بدانیم باز باید از آن سخن گفته شود و جزئیات آن مورد بحث قرار گیرد.
برخلاف آنچه بعضی از ساده اندیشان فکر می کنند که کودکان از این مسائل سر در نمی آورند و خدمتکاران نیز در این امور باریک نمی شوند. ثابت شده که کودکان (تا چه رسد به بزرگسالان) روی این مسأله فوق العاده حساسیت دارند وگاه می شود سهل انگاری پدران و مادران و برخورد کودکان به منظره هایی که نمی بایست ببینند سرچشمه انحرافات اخلاقی و گاه بیماریهای روانی شده است.(243)
از آیه مورد بحث استفاده می شود که اتاق خواب والدین باید جدای از اتاق خواب فرزندان باشد. زیرا اجازه گرفتن برای ورود به اتاق پدر و مادر معنای دیگری جز این ندارد که آنها در اتاق جداگانه ای بخوابند. ضروری تلقی کردن این امر از انحرافات جنسی که ممکن است کودکان در آینده بدان آلوده شوند جلوگیری خواهد کرد.
روایات مربوط به مسأله جداسازی محل خواب فرزندان به چند دسته تقسیم می شوند. دسته اول: سن جداسازی را مطرح می کند. و دسته دوم: به جدا کردن خوابگاه پسر و دختر اشاره دارد. و دسته سوم: جداسازی محل خواب دختران را از یکدیگر بیان می کند. دسته چهارم به جداسازی بین کودکان ممیز و زنان اشاره کرده است.
دسته اول: روایاتی هستند به سن کودکان اشاره دارند برخی از آنها سن شش سالگی و برخی سن هفت سالگی و دسته سوم سن ده سالگی را مطرح کرده اند.
1- روی أنه یفرق بین الصبیان فی المضاجع بست سنین.(244) روایت شده که کودکان شش ساله را در خوابگاهها از هم جدا سازید.
2- پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اذا بلغ أولادکم سبع سنین ففرقوا بین مضاجعهم.(245)
اگر فرزندان شما به سن هفت سالگی رسیدند خوابگاه آنها را از یکدیگر جدا سازید.
3- عن جعفر بن محمد عن آبائه (علیه السلام) قال: یفرق بین الصبیان و النساء فی المضاجع اذا بلغوا عشر سنین.(246)
خوابگاه کودکان ده ساله را از زنان جدا کنید.
دسته دوم: صدوق به سند خود از عبدالله بن میمون از اما صادق (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که فرمود: الصبی و الصبیه... یفرق بینهم فی المضاجع لعشر سنین(247)
خوابگاه پسر و دختر ده ساله را از هم جدا کنید.
دسته سوم: جداسازی بین دختران است. امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که فرمود: والصبیه والصبیه یفرق بینهما فی المضاجع لعشر سنین.(248)
خوابگاه دختران ده ساله را از هم جدا سازید.
دسته چهارم: جداسازی کودکان و زنان است و همچنان که در روایات دسته اول به آن اشاره شد، باید خوابگاه کودکان ده ساله از زنان جدا شود.

ب - از بین بردن زمینه عاق والدین

پیامبر بزرگوار اسلام ضمن سفارشی به علی - علیه السلام - فرمود: یا علی لعن الله والدین حملا ولدهما علی عقوقهما، یا علی یلزم الوالدین من عقوق ولدهما مایلزم الولد لهما من عقوقهما.(249)
ای علی: خدا لعنت کند پدر و مادری را که فرزندانشان را به عاق کردن خویش وادار نمایند، ای علی همان گونه که فرزند عاق والدین می شود، والدین نیز متقابلا (در صورت عدم رعایت وطایف خود) عاق فرزندان خود بخواهند شد. در اینجا تذکر چند نکته لازم به نظر می رسد.
اول: عاق به فرزندی گفته می شود که از فرمان پدر و مادر سرپیچی نماید و یا نسبت به آنان نامهربانی و بدرفتاری کند و بدین وسیله اسباب ناراحتی واذیت انها را فراهم کند.
دوم: عاق والدین یکی از گناهان کبیره است و اگر شخص عاق شده موجبات رضایت والدین را فراهم نکند بدون شک در روز قیامت سرنوشت بدی در انتظار او خواهد بود.
سوم: بر خلاف تصوربرخی که می پندارند فقط اولاد عاق والدین می شوند، این روایت می گوید بین فرزنان و والدین حقوق و تکالیف متقابلی حکمفرماست و هر دو نسبت به هم وظایفی دارند و در صورت کوتاهی در عمل کردن به این وظایف، فرزندان همان اندازه خطاکار تلقی می شوند که والدین. پس همچنان که عاق والدین مطرح است عکس آن نیز مطرح می باشد. از این رو شایسته است که اولیای محترم بخوبی به مسؤولیتهای خاص خویش آگاه و عامل باشند و احترام متقابلی بین خود و فرزند ایجاد کنند که به طور طبیعی فرزندان نیز احساس وظیفه کنند و زمینه ای برای عاق والدین وجود نداشته باشد.
یکی از مواردی که زمینه ساز عاق والدین است، این است که مهربانی و نرمش والدینن شکل افراطی به خود بگیرد و حریم خاص پدر و مادر به وسیله فرزند شکسته شود و والدین به دست خود اسباب بی احترامی خویش را فراهم کنند.
امام حسن عسکری - علیه السلام - می فرماید: جرأه الولد علی والده فی صغره تدعوا الی العقوق فی کبره.(250)
جرأت و جسارت پیدا کردن فرزند بر پدر در کودکی او را در بزرگی به عاق والدین و نافرمانی آنها وادار خواهد کرد.