فهرست کتاب


حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت علیهم السلام

محمد جواد طبسی‏

فصل سوم: رابطه پدر و فرزند

1- خوشحالی از ولادت دختر

آداب و رسوم غلط جاهلیت هنوز در بین مسلمانان صدر اسلام کاملا محو نشده بود و عده ای با اینکه مسلمان شده بودند اما هنوز رسوبات افکار و عادات جاهلی در مغزشان باقی مانده بود. آنان با شنیدن تولد دختری چهره عبوس می کردند و از اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دختری را بر زانو نشانیده و با او به مهربانی رفتار می کند سخت عصبانی می شدند.
قرآن کریم پرده از افکار و عقاید جاهلیت برداشته با اینکه: در جاهلیت دخترها را زنده به گور می کردند و حاضر بودند هر گونه ننگی را بپذیرند اما ننگ دختر داشتن فاجعه ای تلقی می شد که هیچکس یارای پذیرش آن نبود. وقتی به یکی از آنان خبر داده می شد، که صاحب دختری شده است، چهره در هم می کشید و از فرط خشم صورتش سیاه می گشت. و اذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هو کظیم.(108) و از شرم و حیا از میان قوم متواری می شد یتواری من القوم من سوء ما بشر به.(109) این آثار فرهنگ جاهلی هنوز در افکار و اذهان مردم حضور داشت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای از بین بردن این تعصبات و رسمهای جاهلی سخت در برابر آنها می ایستاد و برای زدودن آنها مبارزه می کرد.
روزی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مژده دادند که دختری به دنیا آمده است. پیامبر در همان حال به صورت یاران نگاه کرد با کمال تأسف چهره همگان درهم کشیده شد بود. پیامبر به آنان فرمود: مالکم ریحانه أشمها و رزقها علی الله شما را چه می شود؟ چرا ناراحت شدید؟ این دختر گلی است خوشبو که بویش را احساس می کنم و روزیش نیز بر خداست.(110)
این اخلاق پاک محمدی امروز باید سرمشق تمام پدران و مادران جامعه اسلامی باشد. آنان باید دختران خویش را دوست داشته باشند، و به ایشان محبت کنند. مبادا آنکه افکار پوسیده جاهلی در آنها راه یابد و آنان از داشتن دختر و دختران از دختر بودن خویش افسرده خاطر و اندوهگین باشند.

پاسخ دندان شکن امام صادق (علیه السلام):

دختران امروز مادران فردایند، و انسانهای بزرگوار و صالح و سازندگان فرهنگ بشری، در پرتو تربیت و برکات وجودی مادران پاکدامن و خردمند نشو و نما می یابند و به درجات عالی تکامل می رسند، از اینجاست که می توان به نقش سرنوشت ساز دختران درآینده، واقف شد.
روزی مردی صاحب نوزاد دختری شد، امام صادق (علیه السلام) دید که مرد سخت عصبانی و خشمگین است. فرمود: چه می اندیشی اگر خداوند به تو وحی می فرستاد و می فرمود: من برایت انتخاب کنم یا خودت انتخاب می کنی چه می گفتی؟
گفت عرض می کردم: خدایا به هر آنچه را که تو برایم برگزینی راضیم.
حضرت فرمود: خداوند برای تو همین نوزاد دختر را انتخاب کرده است.
سپس فرمود: آن کودک به دست آن مرد عالم در سفر با حضرت موسی، کشته شد و در قرآن مجید داستانش آمده است: فأردنا أن بیدلهما ربهما خیرا منه زکوه و أقرب رحما.(111)
خداوند به جای آن پسرک دختری به آنان عطا کرد که (از نسل خویش) هفتاد پیامبر به دنیا آورد(112).