فهرست کتاب


بقا و زوال دولت

عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی‏ به کوشش:رسول جعفریان

درآمد

رساله آئینه شاهی ترجمه ای است همراه با تلخیص از رساله دیگر فیض با نام ضیاء القلب که به زبان عربی نگاشته بوده است.
اهمیت این رساله اشتمال آن بر مباحثی است درباره شناخت انسان و ارتباط وی با شرع و عرف (سلطنت). او با یک تحلیل عقلانی - روانی کوشیده تا قوای مختلفی را که بر انسان حکم می رانند شناسانده، تضادهای آنان را مطرح کرده و تقدم و تأخر هر یک از این قوا را بیان کند، این قوا عبارتند از:
عقل، شرع، طبع، عادت و عرف. این عرف در وقت استیلاء همان سلطنت است.
فیض در دوازده فصل، مباحث خود را در شناساندن این قوا و ارتباط آنها با یکدیگر مطرح کرده است. از اینرو این متن باید یکی از رساله هایی باشد که در کار شناخت اندیشه سیاسی شیعه بکار می آید.
تا آنجا که ما اطلاع داریم رساله ضیاءالقلب یکبار در یکی از مجموعه رسائل فیض سال 1311 قمری به چاپ رسیده، آئینه شاهی نیز به نوشته مشکوه یکبار در شیراز همراه با الفت نامه بسال 1320 شمسی چاپ شده است.
در چاپ فعلی دو نسخه مورد استفاده ما بوده است یکی از آنها در کتابخانه آیه الله نجفی است که در مجموعه شماره 82 آمده و دیگری نسخه ای است که در مدرسه حجازیها در قم تحت بشماره 1491 ملاحظه کردیم، نسخه اول اصل قرار گرفته و آنچه در کروشه آمده از نسخه دوم می باشد نسخه دیگری نیز در مجموعه 1430 در کتابخانه آیه الله نجفی موجود است(155).
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس شایسته و ستایش بایسته سزاوار نثار پروردگاری که رسوم شرع را مطابق {مقتضای } عقل کامل گردانید، و طبع و عادت صاحب عقل کامل را تابع عقل او ساخت.
و درود نامعدود بر روان خاتم انبیاء و سرور اصفیاء که به کاملتر عقلی و تمامتر شرعی، به تکمیل خلایق پرداخت و بر اهل بیت عصمت و طهارت {او} که فرقه ناجیه {ائمه اثنی عشری } شیعه را به محبت و طاعت ایشان نواخت.
اما بعد: چون خاطر اشرف نواب اقدس اعلی، اعنی آفتاب فلک سروری، و مهر سپهر دین پروری، سلاله دودمان مصطفوی و سلیل خاندان مرتضوی، مؤید بتأیید ربانی شاه عباس ثانی - وصل الله دولته بدوله القائم سلام الله علیه - متوجه شنیدن سخنی چند بود از لطایف معرفت و طرایف حکمت که روشنی دل و قوت جان را شاید، و داعی کمترین محمد بن مرتضی المدعو به محسن قبل از این در شناختن نفس ناطقه انسانی و تربیت او به حکام که وسیله شناخت پروردگار است، و ربوبیت او در انام، رساله به زبان تازی (عربی) نوشته بود موسوم به ضیاء القلب رسانیدن مضمون آن را به عرض آن یگانه دهر مناسب دید، بنابراین خلاصه آن را مترجم ساخته، تحفه آن مجلس بهشت آیین نمود و چون معنی شاهی در او جلوه گر بود و منسوب به شاه دین پرور، موسوم به آئینه شاهی گردانید، امید که به عز قبول رسد.

مقدمه

آدمی تا در قید حیات است فانیست، ناچار است او را از فرمان بری پنج حاکم که پروردگار عالم ایشان را مقرر ساخته برای تربیت او، و موکل داشته بر تقویت او، و او را اختیار داده در پیروی هر کدام که خواهد، لیکن از حکم مجموع بیرون نتواند رفت.
اطاعت بعضی موجب صعود اوست به درجات عالیه، و پیروی بعضی مقتضی سقوط اوست در درکات هاویه.
دو در باطن اوست یکی عقل دوم طبع و دو از برون، یکی شرع دوم عرف، و پنجم از برون آید ودر درون قرار گیرد و آن عادت است که به تکرار و موانست حاصل شود، گاه یکی ازیشان حکمی کند بر خلاف حکم آن دیگر، و در این هنگام، گاه باشد که معلوم نباشد که مصلحت در فرمانبری کدام است، و فرمان بر را حیرتی رو دهد.
و گاه حکمی صادر شود که معلوم نباشد که صاحب آن حکم کدام است، و گاه فرمانبری بعضی، ضرر رساند لیکن فرمانبر از حکم او بیرون شدن، نتواند، پس مضطر شود به پناه بردن به پروردگار که احکم الحاکمین است تا دفع شر او نماید.
بنابر این مقدمات، هر کس را ناچار است از شناختن یکان یکان از این حکام پنج گانه، و از شناخت نفس خود که فرمانبر ایشان است و از شناختن مراتب حکام در شرف و فضیلت، و از دانستن حکمت در سلطنت ایشان بر آدمی و از راه بردن بسوی مصلحت خود با اختلاف ایشان و از جدا کردن حکم بعضی از بعضی با اشتباه و از شناختن بعضی از نعمتهای احکم الحاکمین که ممد است او را در این امر و معین، و از شناختن چگونگی پناه جستن به او جل جلاله.
پس این رساله در بیان این امور نوشته شد و بر دوازده باب مرتب گردید به ترتیبی که مذکور شد.

باب اول: در شناخت عقل

عقل بر دوگونه است: یکی طبیعی که آدمی با خود آورده از اصل آفرینش، و آن قوتیست در او که به آن باز در تواند یافت چیزهائی را که به آن نتوان رسید مگر به اندیشه ها و تدبیرها که به کار برد در آموختن پیشه ها. و به این قوت، آدمی از سایر حیوانات ممتاز است.
دوم مکتبست که به کسب حاصل شود و آن قوتیست در آدمی که به آن تمییز تواند کرد میان کارهایی که در آخرت به او نفع رساند یا ضرر داشته باشد، پس کارهای سودمند اخروی را بجای آورد، و اگر چه به دنیای او ضرر کند، و کارهای زیان رساننده در آخرت را ترک کند، واگر چه به دنیای او نفع رساند. و این وقت نزدیک به زمان بلوغ به هم می رسد و روز بروز محکم می شود به مدد دانشهای راست و کردارهای درست که به دستیاری عقل طبیعی اندوخته و می اندوزد، و فرشتگان او را در باطن راه نمایی و امداد می کنند، و این هر دو عقل در مردمان به تفاوت می باشد، بعضی را کامل تر داده اند و بعضی را ناقص تر و به قدر کمال ونقص آن، تکلیف کرده اند و به اندازه آن حساب خواهند جست.