فهرست کتاب


بقا و زوال دولت

عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی‏ به کوشش:رسول جعفریان

نسخه های نظم الغرر

آنگونه که از فهرست های موجود بدست می آید، نسخه کامل کتاب نظم الغرر بر حسب آنچه مؤلف گفته {که کتاب را در نود و نه باب به انجام رسانده }، بدست ما نرسیده است. از آنچه نیز بدست ما رسیده ما تنها به چاپ ابواب ششم تا هشتم آن که در باب حکومت و سیاست است می پردازیم. در عین حال ذیلاً کوشش کرده ایم تا فهرست آنچه را که از نسخه های کتاب در برخی از کتابخانه های مشهور و قابل دسترسی یافت می شود عرضه کنیم:
برخی از نسخه هائی که ذیلاً به شناسائی آنها می پردازیم بر ما روشن است که مربوط به کدامیک از ابواب کتاب است اما برخی دیگر را بدلیل آنکه از روی فهرستها استخراج کرده و آنان متذکر ابواب کتاب نشده اند نمی دانیم کدامیک از ابواب کتاب است در این صورت فقط به ذکر شماره آن اکتفا می کنیم.
جلد نخست کتاب به شماره 1499 در کتابخانه آیه الله مرعشی و 2018 مجلس ثبت شده است.
این جلد قطعاً باید جلد نخست کتاب باشد زیرا از مقدمه مؤلف و توضیحات وی کاملاً چنین مطلبی را می توان استفاده کرد. برخی (فهرست سپهسالار ج 2 ص 106 - 107) بی توجه به این مقدمه، مجلدی را که ما در اینجا چاپ کرده ایم جلد نخست معرفی کرده اند.
از نسخه ای که باب های چهارم در خصائص و اسرار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او و پنجم در علم و جهل کتاب در آن آمده آگاهی نداریم جز آنکه ابن یوسف شیرازی در فهرست سپهسالار (ج 2 ص 106) یادآوری کرده که نسخه ای از آن نزد محسن نعمت اللهی موجود است. نسخه شماره 2018 مجلس بنا به معرفی آن از باب اول تا باب چهارم را شامل می شود. (فهرست ج 6 ص 16).
باب ششم تا هشتم کتاب که به احتمال قوی جلد سوم کتاب نظم الغرر است، همین مجلد چاپ شده ماست. بنا به اظهار نفیسی (فهرست مجلس ج 6 ص 16) نسخه ای از آن نیز در اختیار وی بوده است. این مجلد به شماره 5307 در کتابخانه آیةالله مرعشی ثبت شده و ما بر اساس همین نسخته که بسیار خوانا بوده و در رجب سال 1110 (یا 1115) کتابت شده که طبعاً در حیات مؤلف بوده است. نسخه دیگر این مجلد (باب 6 - 7 - 8) به شماره 6166 در کتابخانه ملک (فهرست ج 4 ص 824) ثبت شده است.
در فهرست کتابخانه دانشگاه مجلدی از آن به شماره 2665 (فهرست 10/ 1561 با عنوان ج چهارم شناسانده شده است - نسخه ای از کتاب نظم الغرر نیز که مشتمل بر بابهای نهم تا سیزدهم است به شماره 7396 در کتابخانه آیةالله مرعشی (فهرست ج 19 ص 195) ثبت شده است.
جلد پنجم کتاب نظم الغرر مشتمل بر باب دهم تا باب چهاردهم به شماره 1500 و 5489 در کتابخانه آیةالله مرعشی و به شماره 8566 کتابخانه مجلس ثبت شده است.
باب پانزدهم کتاب در نسخه شماره 802 فهرست کتابخانه سپهسالار (شهید مطهری) ج 2 ص 112 آمده است.
باب بیستم کتاب نیز در نسخه شماره 801 فهرست کتابخانه سپهسالار ج 2 ص 105 - 109 ثبت شده است.
نسخه های دیگر این کتاب که آگاهی از شماره مجلد آنها نداریم عبارتند از: نسخه شماره 309 مهدوی: دفتر نسخه های خطی (نشریه) ج 2 ص 133.
نسخه شماره 442 کتابخانه ملی تبریز: نسخه های خطی (نشریه) ج 4 ص 315.
اگر این نسخه همان باشد که وقایع الایام ج 2 ص 396 (به نقل از فهرست سپهسالار ج 2 ص 105 - 107) از آن یاد کرده که در تبریز است باید مجلد سوم کتاب یعنی همین مجلد چاپ شده ماست.
نسخه شماره 15/12/5 موزه بریتانیا: نسخه های خطی ج 4 ص 673 (اشتباهاً به محمد یحیی پدر مؤلف نسبت داده است.)
در فهرست کتابخانه مسجد اعظم قم نیز نامی از این کتاب به میان آمده اما متأسفانه جای شماره آن سفید مانده است!

نظم الغرر در میان متون سیاسی دوره صفوی

اهمیت دوره صفوی به لحاظ ترکیب دیدگاههای سیاسی شیعی با روال طبیعی حاکمیت، و وارد کردن برخی از عناصر آن در درون حکومت است. چنین ترکیبی، قدرت سلطنت را که رسمیتی در فقه شیعه نداشت، با برخی از جنبه های فکر سیاسی شیعی، نزدیک کرده و علیرغم تلقی سلطنت به عنوان غصب حکومت امام معصوم (علیه السلام) به عنوان یک ضرورت یا نیابت غیر مستقیم و مع الواسطه، با آن همگام گردید. درگیری علما در عمل از یک سو و ضرورت حفظ حکومت شیعه در برابر تجاوزات دول غیر شیعی برای تصرف ایران، دامنه همکاری و هماهنگی آنان را وسعت داد. در چنین شرایطی بجای آنکه علما اصرار بر اطلاق طاغوت بر احکام صفوی داشته باشند کوشیدند تا آنها را در جهان عمل با آرمانهای عملی شیعه که برخاسته از روایات معصومین (علیه السلام) بود آشنا سازند.
گریز آنها از بحث نخست، در آثار سیاسی و جز آن، در دوره صفوی کاملاً مشهود است. تنها موارد نادری را می توان یافت که اطلاق سلطان جابر بر سلاطین صفوی شده باشد؛ گرچه گاه توضیحات فقهی آنها بگونه ای است که عملا در تطبیق شامل حال آنان نیز می شود. برای گریز از چنین قضاوتهایی مناسب است که به کتابچه ای منسوب به ملاصدرا (م 1050) در تفسیر آیةالکرسی اشاره کرد که خطبه کتاب را بنام شاه عباس تنظیم کرده اما در ذیل شرح کلمه طاغوت، توضیح داده شده که این لفظ شامل تمامی کسانی می شود که جز امام معصوم حکومت را در دست گیرد(4).
در برابر علما کوشیدند تا ضمن تألیفاتی که در باب سیاست دارند بیشتر دستورات و راهنمائی های عملی برای حکومت را عرضه کنند؛ به عبارت دیگر در باب اخلاق عملی نگارشاتی داشته باشند. چنین نگارشاتی پیش از آن در میان دانشمندان سنت و بعضاً شیعه وجود داشت؛ ساختار آنها بر پایه ارائه توصیه های عملی برای خلفا و امیران و سلاطین بود آنگونه که حکومت خویش را چگونه حفظ کنند و توضیح اینکه حفظ آن حکومت بر پایه عدالت و دفاع از حقوق و منافع رعایاست.
در این کتابها مباحث کلامی مربوط به امامت و خلافت جائی داشت و نه مباحث فقهی؛ بلکه بحث بیشتر، صورت اخلاقی و توصیه ای داشته است. نوع استدلالها برپایه تحلیلهای عقلانی - روانی و همراه با استفاده از نمونه های تاریخی و کلمات حکیمانه منسوب به بزرگان سیاست، ادب و فلسفه، قرار داشته است. آنچه که در این سبک کتابها، در دوره صفوی افزوده شده، بهره وری از کلمات معصومین و سیره عملی حکومت امیرمؤمنان (علیه السلام) بود. در مواردی اساس نگارش بر تحلیل کلمات امام علی (علیه السلام) گذاشته شده و در مرحله بعد از کلمات حکیمانه منسوب به دیگران و نیز اشعار و حکایات تاریخی استفاده می شد.
شروحی که بر عهدنامه مالک اشتر نگاشته شده در راستای چنین شیوه ای از نگارش در باب اخلاق عملی باید شمرد. ما در جای دیگری اشارتی به این موارد کرده ایم(5). البته نمونه های مستقل نیز وجود دارد که برپایه ساختار همان نوشته های پیشین در باب اخلاق عملی نگاشته شده که از جمله آنها، روضه الانوار از محقق سبزواری عباسی است؛ اما همان نیز، نه تنها در طول کتاب از روایات معصومین (علیه السلام) بهره برده و انتها به ترجمه عهد مالک پرداخته است.
در اینجا با کتابی آشنا خواهید شد که بر اساس کلمات کوتاه امام علی (علیه السلام) کوشیده است تا اثری در باب اخلاق عملی و در زمینه حکومت و سیاست پدید آورد. این کلمات همانگونه که پیش از این اشاره شد برگرفته از کتاب غررالحکم آمدی است. بسیاری از آن کلمات در نهج البلاغه و دیگر منابعی که به گردآوری خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار آن حضرت پرداخته اند آمده است. وی در این کتاب، در سه باب، کلمات سیاسی امام را تنظیم کرده است: نخست بیان نشانه های پیشرفت و پسرفت دولت و زوال و انتقال آن. باب دوم درباره منافع عدل و داد و ضررهای ظلم و بیداد است سومین باب این مجلد درباره خدمه الملوک و الریاسه و ما یتعلق بالسیاسه است.
آنچه علاوه بر ترجمه و شرح کلمات امام در آن وجود دارد توضیحات مؤلف است که جستجوی در آنها می تواند نگرشهای سیاسی عالم شیعی ما را در باب اهمیت عدالت، مردم داری آثار ظاهری و باطنی ظلم را نشان دهد. توجه وی در فصل نخست به مساله اقبال و ادبار حکومت، همچنان که اهمیت عنصر عدالت که در تمامی آثار سیاسی اسلام مورد عنایت قرار گرفته، در این اثر نیز واضح و آشکار است. می تواند از نکات مهم کتاب وی باشد. مروری بر محتوای کتاب و تحلیل مفاهیمی که نقش محوری در بحث مؤلف دارند وظیفه گفتار مستقلی است که از محدوده این مقدمه بیرون است.
ما پیش از این، یک متن از متون سیاسی دوره صفوی را با عنوان رساله سیاسی در شرح علل سقوط صفویه و راه حل بازگشت آن به قدرت به چاپ رساندیم(6). اینک دومین متن را که عبارت از همین نظم الغرر است چاپ می کنیم. رساله آئینه شاهی فیض کاشانی نیز که تحلیلی عقلانی - روانی از انواع نیروهای حاکم بر انسان است، به عنوان سومین متن سیاسی دروه صفوی در همین کتاب چاپ خواهد شد. در مقدمه آن توضیحات لازم را خواهیم داد.
در اینجا باید از لطف جناب حجةالاسلام و المسلمین دکتر سید محمود مرعشی خلف صدق آیةالله العظمی مرعشی نجفی که نسخه این کتاب را در اختیار ما قرار دادند تشکر کنم.
همچنین از برادران جاویدی، عزیزی و فتح اللهی که در حروفچینی و صفحه آرائی کتاب متحمل زحمت بسیار شدند، تشکر کرده و برای همه آنها آرزوی توفیق روزافزون دارم.
رسول جعفریان
آبان 1371
صفحه 21
صفحه 22

مقدمه مؤلف

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و ثنایی که جمیع مخلوقین و ملایکه سموات و ارضین به امداد مداد بحار و اقلام اشجار از عهده نگارش برخی از آن عاجز ایند، مالک الملکی را سزا و مالک الرقابی را رواست که جمیع سلاطین با ابهت و خواقین با عظمت و تاج داران با شوکت و خسروان با عدت، جبین بندگی کزین مفاخرت، بر استان کبریای وحدتش می سایند و زبان اعتراف به کلمه کریمه اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء می گشایند. و صلوات نامحدود بر کاروان سالار عرصه وجود و برگزیده حضرت معبود که به وسیله بیان آیات نبوتش ارتقا معارج کلام به مرتبه اعجاز رسیده و به یمن آن درةالتاج شرف و افتخار، خلاع فاخره کرامت و خلافت، زیب قامت قابلیت سایر انبیا عظام علیهم الصلوة والسلام گردیده الذی هو خیرالنبیین المخاطب بخاطب و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین(7) شمس فلک الاصطفاء محمدالمصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) مادامت الارض والسماء و درود زاکیات و تحیات مبارکات عالیات بر اهل بیت اخیار و آل و اوصیاء اطهار او که عالمان اسرار ربانی و واقفان رموز قرآنی و خازنان کنوز سبحانی اند؛ سیما اخ الرسول و زوج البتول سیف الله المسلول یعسوب المله و الذین و قایدالغرالمحجلین، صدرنشین منزلت من کنت مولا فهذا علی مولا، مصداق کریمه یدالله، شهسوار میدان لافتی، مقصود سوره هل اتی، اسدالله الغالب و الشهاب الثاقب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه و علیهم.
چون به مساعدت توفیقات ربانی و معاضدت تاییدات یزدانی دیده بصیرت خاک قدم شیعیان ائمه اطهار علیهم صلوات الله الملک الغفار المفتاق الی عفو ربه الغنی المغنی عبدالکریم بن محمد یحیی القزوینی مطالعه و تتبع کتاب مستطاب غرر و درر که منتخب حکم مختصره و مواعظ موجزه حضرت امیرالمؤمنین علیه و علی اولاده صلوات الله ابدا لابدین، که هر کلمه آن مفتاح قوانین حکمت علمیه و عملیه ایمان و اسلام است منور گردید و از آن مفاتیح فتوحات ابدیه و کنوز سعادات سرمدیه به قدر دریافت نظر قاصر و گنجایش مخزن خاطر فاتر، نقود تمام عیار فیوضات جاودان به این تهی دست سرمایه علم و عرفان رسید و آن کنز رایگان و گنج شایگان را که شمه از کنوز علوم غیبی و شرذمه از معادن اسرار لاریبی است، از نظر اکثر ابنای زمان خصوصاً سکان و متوطنین عرصه وسیع فضای ایران جنت نشان را که تکلم به لغت فارسی واقع می شود و هر یک از ایشان را تعلم به لغت عرب مقدور نیست نهان، و به این جهت بسیاری از شیعیان اخیار از انتفاع این جواهر آبدار و گلهای محمدی این گلزار که آن معدن علوم و اسرار و قسیم جنت و نار علیه صلوات الله الملک الجبار به جهت هدایت امت، سیما شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت به زبان اعجاز بیان هدیه فرموده بی نصیب از سعادت تتبع حقایق و ادراک لطایف دقایق آن دید و سعی در انتشار آن دراری منثوره سپهر هدایت، و کشف وجوه اسرار آن خراید مستوره، نقاب فصاحت و بلاغت را موجب اجر جزیل و ثواب جمیل دانسته تصمیم عزیمت نموده بود که شرح واضحی به زبان فارسی بر فقرات اعجاز سمات آن نگارد و مفخیات آن پرده کیان نهان سرای وحی و الهام را در نظر حقایق نگر پاک بینان به لباسی که منظور خاص و عام تواند بود آراید و بعون الله تعالی و حسن توفیقه، یک مجلد از شرح مذکور بر وجه منظور سمت اختتام یافت و بر حسب مقدور مراسم حمد الهی بر تسهیل این مرام ازین ناتمام به ظهور رسید و چون جامع کتاب مستطاب غرر و درر بنا را بر ترتیب حروف هجا در اوایل الفقرات اعجاز آیات گذاشته و تناسب معنوی را مرعی نداشته بود در طی مطالعه و مراجعه، به هدایت الهام غیبی و دلالت توفیق لاریبی، به خاطر فاتر رسید که در دیده بینش معنی شناسان، بنای ترتیب آنها بر تناسب معنوی نظر بفضل معنی بر لفظ، انسب و به سهولت انتفاع ناظرین و طالبین اقرب می نماید تا گل چینان این گلشن بدیع، گلهای یکرنگ هر نوع مطلبی را از یک فصل آن توانند چید و در هر بابی از ابواب آن به مقاصد عالیه که مناسب یک مقصد عظیم باشد توانند رسید؛ لهذا همت قاصر بر نظم ترتیب مزبور مقصور ساخته و در آستان ملایک آشیان روضه بهیه سنیه ملکوتیه سماویه غرویه علی ساکنها الف الف صلوة و سلام و تحیه، که منبع این دجله آب حیات و سرچشمه این جویبار زلال سعادات است، متوکلاً علی الله مشغول به این نظم و ترتیب گردید و در اندک زمانی بعون عنایت سبحانی و امداد باطن فیض مواطن ناظم درر و غرر این کلمات اعجاز سمات ربانی، این کتاب مستطاب بر نود و نه باب، به عدد اسماء حسنی مرتب گشته به انجام رسید و موسوم به نظم الغرر و نضد الدرر گردید و بعد از انجام و اتمام این مهم خیر اختتام، به خاطر فاتر رسید که عجاله ترجمه مختصری که قریب به فهم عام و خاص باشد قلمی شود تا چنانچه منظور و مقصود است این نسخه شریفه موجب انتفاع عموم مؤمنان خصوصاً اخوان دینی گردد و دعایی به جهت این سراپا تقصیر، از مؤمنین به ظهور رسد؛ و چون مطابقت فارسی با سیاق عربی موجب دحشت عبارت می گردد و مقصد از آن قسم عبارتی، به فهم همه کس نمی رسید، لهذا در ترجمه اکثر فقرات طیبات، به حاصل معنی اکتفا نمود و در ترجمه آیات و احادیث آنچه مذکور شده یا بعنوان نقل از مفسرین و شارحین یا به طریق اظهار احتمال نگارش بیرا(8) گردید؛ امید که همگی مؤمنان و این ضعیف ناتوان را انتفاع به این کلمات دُرَر بار مَیسور و امتثال اوامر و احکام ائمه اطهار سلام الله علیهم ممکن و مقدور باد برب العباد.
و چون در اثنای ترجمه به بابی رسید که در آن امارت ثبات و بقای دول و حقیقت معنی عدالت و موجبات باقی و پاینده ماندن عمر دولت(9) و ذکر جمیل پادشاهان عادل و تحقیق معنی ظلم و وخامت عاقبت آن و تعلیم سلوک مقربان و نزدیکان ملوک مذکور بود و همت والا نهمت پادشاه جمجاه گردون بارگاه ملایک سپاه ظل اله اعنی سلطان زمان و شهنشاه دوران غلام با اخلاص صاحب الزمان مؤسس قوانین نصفت و معدلت، محیی مراسم دین و ملت، مروج مذهب حق اهل بیت عصمت و طهارت، خلف الصدق دودمان خلافت، درةالتاج خاندان ولایت، شهریار گیتی ستان عادل جهان گیر و جهان بخش و جوان بخت و باذل، السلطان الاعظم و الخاقان الافخم مالک رقاب الامم خسرو سلاطین العرب و العجم، کهف الملوک و السلاطین، زبده اعاظم الخواقین امان اهل ایمان، وارث ملک سلیمان، صاحب الخاتم فی هذاالزمان باسط بساط الامن و الامان، رافع رایات العدل و الاحسان قامع آثار الظلم و العدوان ابوالغازی ابوالمظفر السلطان بن السلطان بن السلطان المؤید بتاییدات الملک المنان شاه سلطان حسین الموسوی الصفوی بهادر خان خلدالله ملکه و سلطانه و افاض علی العالمین بره و عدله و احسانه را مصروف بر ترویج احادیث ائمه اطهار علیهم سلام الله، مادام اللیل و النهار و انتشار قوانین معدلت گستری و رعیت پروری نسبت به همه صغار و کبار کالشمس فی رابعه النهار و بی شایبه تکلف به اطاعت شریعت غراء مصطفوی سرافراز، و به سعادت برافراشتن لوای والای طریقت مرتضوی از جمیع سلاطین و خواقین و فرمان فرمایان روی زمین ممتاز دید در شریعت بندگی و خدمت گذاری و ترویج احادیث برگزیدگان حضرت باری، واجب و لازم دانست که این محقر را هدیه مجلس بهشت آیین و منظور نظر فیض مظهر ایستادگان پایه سریر معدلت قریر گرداند. امید که به حلیه استحسان خاطر ملکوت ناظر متحلی گشته ثواب آن به روزگار فرخنده آثار واصل و متواصل و عامه ناس را انتفاع به این کلمات اعجاز سمات حاصل گردد و من الله استعانه فی کل باب و علیه التوکل فی المبداء و المآب.