فهرست کتاب


بقا و زوال دولت

عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی‏ به کوشش:رسول جعفریان

نظم الغرر و نضدالدرر

کتاب غررالحکم و دررالحکم اثر پرارج عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی مشتمل بر کلمات کوتاه امیرمؤمنان است که براساس ترتیب حروف تهجی تنظیم شده است(1). نام وی همچنین: ابوالفتح بن القاضی محمد بن عبدالواحد تمیمی آمدی نیز ضبط شده است.
از زندگی آمدی اطلاعی در دست نیست جز آنکه به تعبیر افندی وی متاخر از شیخ طوسی (م 460) و معاصر ابن شهر آشوب (م 588) بوده است (ریاض ج 3 ص 282). ابن شهر آشوب در معالم العلماء از وی یاد کرده (معالم ص 81) و گفته است که وی اجازه روایت غررالحکم را به او داده است (مناقب ج 1 ص 9) به نوشته هدیه العارفین (ج 1 ص 635) وی نزد احمد غزالی نیز تحصیل کرده است. درباره مذهب او نیز نص خاصی بدست نیامده جز آنکه افندی وی را شیعی امامی خوانده است(2).
کتاب غرر در دوره صفویه مورد توجه قرار گرفته او آنچنان که از مقدمه شرح آقاجمال برمی آید، شاه سلطان حسین مناسب چنین دیده اند که پرده نشینان مضامین صدق آیین کتاب مسطور از سراپرده لغت عربی که راه یافتن به آن اختصاص به خواص دارد برآمده در عیانکده لهجه فارسی ظهور نمایند که کافه انام از خواص و عوام از فواید آن مستفید گشته(3). بدین ترتیب آقاجمال خوانساری شرح مبسوطی بر این کتاب نبشت؛ آقاجمال فرزند آقا حسین خوانساری بوده و هر دو از مشاهیر علمای دوره صفوی به شمار می آیند. وفات وی در سال 1125 رخ داده است.
عبدالکریم قزوینی نیز که با وی معاصر بوده به ترجمه و شرح غررالحکم پرداخته و آن را به شاه سلطان حسین تقدیم کرده است. از مقدمه ای بر همین مجلد چاپ شده ما چنین بر می آید که، وی نیز بدستور شاه آن را نگاشته است وی همچنین در این مقدمه، درباره کیفیت کار خود توضیحاتی داده است. وی تصمیم گرفته تا کتاب غرر را بر اساس تناسب معنوی تبویب کند چرا که در این صورت بهره گیری از آن بهتر و آسان تر صورت خواهد پذیرفت. وی می نویسد ... متوکلاً علی الله مشغول به این نظم و ترتیب گردید{ه } و در اندک زمانی به عون عنایت سبحانی و امداد باطن فیض مواطن ناظم درر و غرر، کتاب خود را بر نود و نه باب به انجام رسانده و آن را نظم الغرر و نضدالدرر نامیده است.
ما اکنون از اصل کتاب تا باب بیستم آنرا می شناسیم اما از دیگر ابواب آن آگاهی نداریم {نک: به نسخه های نظم الغرر} از توضیحات بعدی وی چنین برمی آید که این شرح را به عربی نگاشته و پس از آن به فارسی برگردانده است و بعد از انجام و اتمام این مهم خیر اختتام به خاطر فاتر رسید که عجاله ترجمه مختصری که قریب به فهم عام و خاص باشد قلمی شود این ضرورت، همان ضرورتی است که آقا جمال نیز در عبارتی که پیش از این نقل کردیم متذکر شده بود. در عین حال وی این تذکر را داده است که چون مطابقت فارسی با سیاق عربی موجب وحشت عبارت می گردید و مقصد از آن قسم عبارتی، به فهم همه کس نمی رسید، لهذا در ترجمه اکثر فقرات طیبات به حاصل معنی اکتفا نمود بدین ترتیب وی از ترجمه تحت الفظی پرهیز کرده و در ابتداء عذر خویش را آورده است. با این حال باید گفت ترجمه وی تا سر حد امکان مطابق الفاظ عربی آمده گرچه گاه در بین ترجمه، جملاتی را برای روشن شدن بهتر معنی آورده است؛ ما این توضیحات را در میان خط تیره گذاشته ایم. در مواردی به ترجمه اکتفا کرده و در برخی از موارد نیز مطلب را شرح و سبط داده و احیاناً به اخبار و آیات و قصص تاریخی و نیز توضیحات ادبی نیز برای تشریح هر چه بهتر معنی و مقصود، متوسل شده است.
وی در مقدمه ای نیز که بر جلد نخست کتاب نوشته توضیحاتی درباره تصمیم خود به نگارش این کتاب داده است. او می گوید که در آغاز از اختلاف میان امت در عقاید نگران شده و تقلید را چاره کار ندیده است. از آن رو به سراغ جستجو در حقیقت دین رفته و کوشیده تا این حقیقت را از معادن اصلی حقایق یعنی احادیث رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیه السلام) جستجو کند. در این کاوش به سراغ احادیث مولی الموحدین رفته و مجموعه عبدالواحد آمدی را یافته است. برخی از اذکیاء العلماء وی را از کار شرح نهی کرده اند اما او به توفیق فهمی که خداوند نصیب او کرده کارش را آغاز کرده است. او می نویسد: با تتبعی که کردم معلوم شد نه تنها عوام که بسیاری از خواص نیز نام کتاب را نشنیده اند. او تعجب کرده که چرا اینان عوض رفتن سراغ این آثار به دنبال کتب فلاسفه و اهل نفاق! رفته اند.
آنگاه مصمم شده تا کتاب را به زبان دری ترجمه کند تا برای عموم قابل استفاده باشد. در آغاز به ترتیب غرر این کار را کرده اما برای استفاده بهتر آنرا بر اساس موضوعات تبویب کرده است. وی در این مقدمه تصریح کرده که نام کتاب نظم الغرر و نضدالغرر می باشد. او ابواب کتاب را در نود و نه باب {به عدد اسماءالله الحسنی } قرار داده است.
تا اینجا مقدمه به عربی است {برگرفته از نسخه شماره 1499 مرعشی }پس از آن نظیر همین مطالب را در مقدمه ای به زبان فارسی نوشته است عباراتی که پیش از این نیز قسمتی از آن را نقل کردیم. وی این مقدمه فارسی را بر مجلدی که ما چاپ کرده ایم آورده و برخی با دیدن آن گمان کرده اند که مجلد چاپ شده ما جلد نخست کتاب است در هر حالی که چنین نیست.

نظم الغرر در مقایسه با شرح آقا جمال خوانساری

گفتیم که آقا جمال خوانساری (1125) اندیشمند زبردست دوره صفوی نیز شرحی بر غررالحکم آمدی نگاشته است. این شرح توسط محقق بزرگوار مرحوم جلال الدین محدث ارموی (م 1358 شمسی) طی شش مجلد (جلد هفتم با عنوان فهرست غرر) توسط انتشارات دانشگاه تهران به چاپ رسید. صرفنظر از ادبیات نسبتاً مغلق آن دوره، شرح آقا جمال شرحی مفید و قابل استفاده است بویژه که فوائد و تحقیقات فقهی، ادبی و تاریخی نیز در آن یافت می شود. قوت علمی آقاجمال نیز شناخته شده و تردیدی در آن وجود ندارد.
نظم الغرر در قیاس با شرح آقا جمال از سه امتیاز برخوردار است اولاً مؤلف ترتیب غررالحکم را نه الفبائی بلکه موضوعی کرده و در ابواب گوناگونی آن را مرتب ساخته است. ثانیاً ترجمه و شرح هر کلام مولی مستقل از یکدیگر آمده است؛ در شرح آقاجمال چنین تفکیکی صورت نگرفته بلکه شرح و ترجمه با هم آمده، در حالی که مؤلف ما در آغاز کلام مولی را ترجمه و پس از آن به شرح آن پرداخته است. ثالثاً فوائد تاریخی نظم الغرر، افزون بر شرح آقاجمال بوده و صرفنظر از مواردی که شرحی برای آنها نیاورده، در مواردی به تفصیل سخن گفته و حتی در انتهای برخی از ابواب خاتمه ای که نتیجه گیری کلی از باب است آورده است.

نسخه های نظم الغرر

آنگونه که از فهرست های موجود بدست می آید، نسخه کامل کتاب نظم الغرر بر حسب آنچه مؤلف گفته {که کتاب را در نود و نه باب به انجام رسانده }، بدست ما نرسیده است. از آنچه نیز بدست ما رسیده ما تنها به چاپ ابواب ششم تا هشتم آن که در باب حکومت و سیاست است می پردازیم. در عین حال ذیلاً کوشش کرده ایم تا فهرست آنچه را که از نسخه های کتاب در برخی از کتابخانه های مشهور و قابل دسترسی یافت می شود عرضه کنیم:
برخی از نسخه هائی که ذیلاً به شناسائی آنها می پردازیم بر ما روشن است که مربوط به کدامیک از ابواب کتاب است اما برخی دیگر را بدلیل آنکه از روی فهرستها استخراج کرده و آنان متذکر ابواب کتاب نشده اند نمی دانیم کدامیک از ابواب کتاب است در این صورت فقط به ذکر شماره آن اکتفا می کنیم.
جلد نخست کتاب به شماره 1499 در کتابخانه آیه الله مرعشی و 2018 مجلس ثبت شده است.
این جلد قطعاً باید جلد نخست کتاب باشد زیرا از مقدمه مؤلف و توضیحات وی کاملاً چنین مطلبی را می توان استفاده کرد. برخی (فهرست سپهسالار ج 2 ص 106 - 107) بی توجه به این مقدمه، مجلدی را که ما در اینجا چاپ کرده ایم جلد نخست معرفی کرده اند.
از نسخه ای که باب های چهارم در خصائص و اسرار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او و پنجم در علم و جهل کتاب در آن آمده آگاهی نداریم جز آنکه ابن یوسف شیرازی در فهرست سپهسالار (ج 2 ص 106) یادآوری کرده که نسخه ای از آن نزد محسن نعمت اللهی موجود است. نسخه شماره 2018 مجلس بنا به معرفی آن از باب اول تا باب چهارم را شامل می شود. (فهرست ج 6 ص 16).
باب ششم تا هشتم کتاب که به احتمال قوی جلد سوم کتاب نظم الغرر است، همین مجلد چاپ شده ماست. بنا به اظهار نفیسی (فهرست مجلس ج 6 ص 16) نسخه ای از آن نیز در اختیار وی بوده است. این مجلد به شماره 5307 در کتابخانه آیةالله مرعشی ثبت شده و ما بر اساس همین نسخته که بسیار خوانا بوده و در رجب سال 1110 (یا 1115) کتابت شده که طبعاً در حیات مؤلف بوده است. نسخه دیگر این مجلد (باب 6 - 7 - 8) به شماره 6166 در کتابخانه ملک (فهرست ج 4 ص 824) ثبت شده است.
در فهرست کتابخانه دانشگاه مجلدی از آن به شماره 2665 (فهرست 10/ 1561 با عنوان ج چهارم شناسانده شده است - نسخه ای از کتاب نظم الغرر نیز که مشتمل بر بابهای نهم تا سیزدهم است به شماره 7396 در کتابخانه آیةالله مرعشی (فهرست ج 19 ص 195) ثبت شده است.
جلد پنجم کتاب نظم الغرر مشتمل بر باب دهم تا باب چهاردهم به شماره 1500 و 5489 در کتابخانه آیةالله مرعشی و به شماره 8566 کتابخانه مجلس ثبت شده است.
باب پانزدهم کتاب در نسخه شماره 802 فهرست کتابخانه سپهسالار (شهید مطهری) ج 2 ص 112 آمده است.
باب بیستم کتاب نیز در نسخه شماره 801 فهرست کتابخانه سپهسالار ج 2 ص 105 - 109 ثبت شده است.
نسخه های دیگر این کتاب که آگاهی از شماره مجلد آنها نداریم عبارتند از: نسخه شماره 309 مهدوی: دفتر نسخه های خطی (نشریه) ج 2 ص 133.
نسخه شماره 442 کتابخانه ملی تبریز: نسخه های خطی (نشریه) ج 4 ص 315.
اگر این نسخه همان باشد که وقایع الایام ج 2 ص 396 (به نقل از فهرست سپهسالار ج 2 ص 105 - 107) از آن یاد کرده که در تبریز است باید مجلد سوم کتاب یعنی همین مجلد چاپ شده ماست.
نسخه شماره 15/12/5 موزه بریتانیا: نسخه های خطی ج 4 ص 673 (اشتباهاً به محمد یحیی پدر مؤلف نسبت داده است.)
در فهرست کتابخانه مسجد اعظم قم نیز نامی از این کتاب به میان آمده اما متأسفانه جای شماره آن سفید مانده است!