بقا و زوال دولت

نویسنده : عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی مترجم : به کوشش:رسول جعفریان

عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی (زنده در 1124)

بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین
متأسفانه باید گفت آگاهیهائی که لازمه یک شرح حال مناسب برای وی باشد در اختیار ما قرار ندارد. این مطلب شامل ندانستن و نداشتن آگاهی از تاریخ تولد و وفات وی نیز می شود؛ همچنانکه از موقعیت وی از لحاظ علمی و حکومتی خبری بدستمان نرسیده است. در عین حال درباره خانواده وی و نیز تعدادی از مؤلفات او، آگاهیهای پراکنده ای در دسترس ما قرار دارد. وی، آنچنان که از تاریخ برخی از مؤلفاتش بدست می آید، حیات علمی خود را در عهد شاه سلطان حسین صفوی (سلطنت از 1105 تا 1135) سپری کرده و آثار خود را نیز به نام همین شاه و یکی را نیز به نام رستم خان سپهسالار نبشته است.
پدر وی محمد یحیی از عالمان دوره صوفی به شمار می آید. وی کتابی با عنوان ترجمان اللغه بدستور شاه سلطان حسین صفوی در شرح فارسی بر قاموس داشته که تاریخ پایان تألیف آن 20 جمادی الثانی 1117 ه.ق است. (نک: ذریعه، ج 4 ص 72 ش 296).
پدر محمد یحیی، محمد شفیع نیز از عالمان زمان خویش بوده؛ وی کتاب پدر خود را که ابواب الجنان نام داشته و ناقص بوده تکمیل کرده؛ آقا بزرگ ذیل عنوان تتمیم ابواب الجنان از آن یاد کرده است (ذریعه، ج 3، ص 336، ش 1220).
به نوشته آقا بزرگ وی نیز همانند پدرش واعظ بوده است. شیخ حر عاملی در امل الامل از وی چنین یاد کرده: عالم زاهد صالح واعظ که بعد از پدرش در جامع قزوین وعظ می کرده است. بدین ترتیب در سال 1097، سال تألیف امل الامل زنده بوده است.
از محمد شفیع کتاب دیگری با عنوان الفصول التسعین یاد شده است (ذریعه، ج 16، ص 239) از دیوان وی نیز یاد شده و اینکه تخلص او واعظ بوده است (ذریعه، ج 9، 532) گفته شده که پدر محمد شفیع نیز به واعظ تخلص می کرده است. در همین نظم الغرر نیز به برخی از اشعار وی استناد شده است.
محمد شفیع فرزند مولی محمد رفیع قزوینی (م 1089) از علمای برجسته عهد صفوی است. وی نیز واعظ بوده {و نیز جدش فتح الله الواعظ. }مهمترین اثر وی ابواب الجنان در اخلاق بوده که تنها دو جلد آن را تألیف کرده و همانگونه که اشاره شد فرزندش محمد شفیع آن را تکمیل کرده است (نک: طبقات اعلام الشیعه قرن 11 ص 228).
بدین ترتیب چنین بدست می آید که مؤلف ما یعنی عبدالکریم قزوینی از خاندان علم و تقوی و وعظ بوده و آنچنان که از شرح احوال احفاد وی برمی آید (نک: طبقات اعلام الشیعه قرن 12 ص 446) فرزندان و نسل پس از وی نیز خاندانی اهل علم بوده اند.
با فرض اینکه پدرش در سال 1117 هجری کتاب ترجمان اللغه را نبشته، چنین محتمل می نماید که فرزند وی حداقل تا دو سه دهه پس از آن نیز در قید حیات بوده است!
تاریخ یکی از نوشته های عبدالکریم 1105 را نشان می دهد. تألیف دیگر وی یعنی شرح احادیث اسم اعظم در سال 1118 خاتمه یافته است (فهرست ملک ج 3 ص 493). در نسخه 2665 از نظم الغرر نیز آمده که در سن شصت سالگی نبشته شده (فهرست دانشگاه، ج 10 ص 1561) اما سال تألیف این مجلد را نمی دانیم! کتاب دیگر او الدعوات و الاحراز نیز بسال 1124 تألیف شده و علی الحساب باید گفت وی: زنده در 1124!
محل زندگی او نیز مشخص نیست که آیا همانند آباء خویش در قزوین بوده یا به اصفهان مرکز علم و حکومت درآمده است. از آثارش برمی آید که تعلق خاطر عمیقی به شاه سلطان حسین داشته و بیشتر آثارش را نیز به وی تقدیم کرده است. اما آنچه از مقدمه نظم الغرر برمی آید، وی در نجف اشرف این کتاب را تألیف کرده و بدین ترتیب باید گفت که لااقل چند سال را در آن شهر با برکت بسر برده است.

مؤلفات:

آن مقدار که ما توانستیم با استمداد از فهرستها، مؤلفات این دانشمند پر ارج را بدست آوریم؛ روشن شد که مجموعاً شش یا به عبارتی هفت اثر علمی از خود بر جای نهاده است. چه بسا مؤلفات دیگری نیز داشته باشد که ما اکنون از آن بی خبر هستیم.
1 - نظم الغرر و نضدالدر: این همان کتابی است که ما مجلدی از آن را که در باب حکومت و سیاست است در اینجا به چاپ می رسانیم. پس از نام بردن از سایر مؤلفات وی از این کتاب با تفصیل بیشتری سخن خواهیم گفت.
2 - اصداف الدرر: نسخه این کتاب در کتابخانه وزیری یزد به شماره 589 (فهرست ج 2 ص 493) آمده است. در آن فهرست، به عنوان نسخه منحصر یاد شده است. گویا این شرح بر اساس ترتیب خود غرر {حروف تهجی } صورت گرفته و بعداً که مؤلف تصمیم گرفته تا ترتیب کتابش را بر اساس موضوعات تبویب و تنظیم کند، بر پایه اصداف الدرر، نظم الغرر را نبشته است. این مطلب از مقدمه ای که وی بر مجلد دوم کتاب نگاشته بدست می آید (بنگرید به: فهرست سپهسالار، ج 2 ص 110 و ذریعه، ج 4 ش 578، ج 11، ش 507) برخی اصداف الدرر را نامی دیگر برای نظم الغرر دانسته اند (فهرست مرعشی ج 19 ص 195) که نباید درست باشد.
3 - شرح احادیث اسم اعظم: نسخه ای از این کتاب در کتابخانه ملک به شماره 5784 (فهرست ج 3 ص 493) ثبت شده است.
4 - اخبار ذوالقرنین: به نوشته ابن یوسف شیرازی (فهرست سپهسالار ج 2 ص 105) در حاشیه نسخه نظم الغرر نسخه مجلس، کتابت شده است. این کتاب که در حدود 250 بیت است نسخه ای از آن نیز در حاشیه نسخه 5489 نظم الغرر در کتابخانه آیه الله مرعشی موجود است.
5 - الدعوات و الاحراز: مؤلف، این کتاب را بسال 1124 بنام شاه سلطان حسین صفوی تألیف کرده و به نوشته آقا بزرگ (ذریعه ج 8 ص 203 ش 813) نسخه ای از آن نزد استاد سید محمد علی روضاتی دامت و برکاته موجود است.
6 - شرح خطبه قاصعه: مؤلف این خطبه را شرح کرده و آن را در باب پانزدهم نظم الغرر آورده در حالی که خطبه مذکور جزو غررالحکم نمی باشد (نک: ذریعه ج 14 صص 134 - 135 ش 1972) برخی به استناد وجود همین خطبه در نظم الغرر آنرا شرح موضوعی غررالحکم ندانسته اند (فهرست مرعشی ج 19 ص 195). گفتیم که این یک استثناء محسوب می شود و در واقع این کتاب غررالحکم است.
7 - شرح رساله حفظ الصحه: اصل رساله از شیخ الرئیس است که مؤلف ما آنرا برای رستم خان سپهسالار در سال 1105 نبشته است. در دیپاجه کتاب ملتزم شده تا باب نهم کتاب را که درباره باده نوشی است به احترام رستم خان ترجمه نکند. به نوشته استاد حائری، شارح به جای اسقاط باب نهم، به نقل دلائل بدی و نکوهش میخواری پرداخته و در انجام باب، روش ساختن شراب حلال بیان می کند... شارح یک باب نیز بر رساله افزوده {رساله 14} در بیان احوال آب های نیک و بد و در خاتمه این باب درباره آب و هوا و موجبات فساد و شرایط خوب و بد آن سخن می گوید. قزوینی در این باب چند روش برای شیرین کردن و تصفیه کردن آب نیز نشان می دهد. نسخه این رساله در مجموعه 6112 کتابخانه مجلس (فهرست ج 19 ص 101) موجود است.

نظم الغرر و نضدالدرر

کتاب غررالحکم و دررالحکم اثر پرارج عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی مشتمل بر کلمات کوتاه امیرمؤمنان است که براساس ترتیب حروف تهجی تنظیم شده است(1). نام وی همچنین: ابوالفتح بن القاضی محمد بن عبدالواحد تمیمی آمدی نیز ضبط شده است.
از زندگی آمدی اطلاعی در دست نیست جز آنکه به تعبیر افندی وی متاخر از شیخ طوسی (م 460) و معاصر ابن شهر آشوب (م 588) بوده است (ریاض ج 3 ص 282). ابن شهر آشوب در معالم العلماء از وی یاد کرده (معالم ص 81) و گفته است که وی اجازه روایت غررالحکم را به او داده است (مناقب ج 1 ص 9) به نوشته هدیه العارفین (ج 1 ص 635) وی نزد احمد غزالی نیز تحصیل کرده است. درباره مذهب او نیز نص خاصی بدست نیامده جز آنکه افندی وی را شیعی امامی خوانده است(2).
کتاب غرر در دوره صفویه مورد توجه قرار گرفته او آنچنان که از مقدمه شرح آقاجمال برمی آید، شاه سلطان حسین مناسب چنین دیده اند که پرده نشینان مضامین صدق آیین کتاب مسطور از سراپرده لغت عربی که راه یافتن به آن اختصاص به خواص دارد برآمده در عیانکده لهجه فارسی ظهور نمایند که کافه انام از خواص و عوام از فواید آن مستفید گشته(3). بدین ترتیب آقاجمال خوانساری شرح مبسوطی بر این کتاب نبشت؛ آقاجمال فرزند آقا حسین خوانساری بوده و هر دو از مشاهیر علمای دوره صفوی به شمار می آیند. وفات وی در سال 1125 رخ داده است.
عبدالکریم قزوینی نیز که با وی معاصر بوده به ترجمه و شرح غررالحکم پرداخته و آن را به شاه سلطان حسین تقدیم کرده است. از مقدمه ای بر همین مجلد چاپ شده ما چنین بر می آید که، وی نیز بدستور شاه آن را نگاشته است وی همچنین در این مقدمه، درباره کیفیت کار خود توضیحاتی داده است. وی تصمیم گرفته تا کتاب غرر را بر اساس تناسب معنوی تبویب کند چرا که در این صورت بهره گیری از آن بهتر و آسان تر صورت خواهد پذیرفت. وی می نویسد ... متوکلاً علی الله مشغول به این نظم و ترتیب گردید{ه } و در اندک زمانی به عون عنایت سبحانی و امداد باطن فیض مواطن ناظم درر و غرر، کتاب خود را بر نود و نه باب به انجام رسانده و آن را نظم الغرر و نضدالدرر نامیده است.
ما اکنون از اصل کتاب تا باب بیستم آنرا می شناسیم اما از دیگر ابواب آن آگاهی نداریم {نک: به نسخه های نظم الغرر} از توضیحات بعدی وی چنین برمی آید که این شرح را به عربی نگاشته و پس از آن به فارسی برگردانده است و بعد از انجام و اتمام این مهم خیر اختتام به خاطر فاتر رسید که عجاله ترجمه مختصری که قریب به فهم عام و خاص باشد قلمی شود این ضرورت، همان ضرورتی است که آقا جمال نیز در عبارتی که پیش از این نقل کردیم متذکر شده بود. در عین حال وی این تذکر را داده است که چون مطابقت فارسی با سیاق عربی موجب وحشت عبارت می گردید و مقصد از آن قسم عبارتی، به فهم همه کس نمی رسید، لهذا در ترجمه اکثر فقرات طیبات به حاصل معنی اکتفا نمود بدین ترتیب وی از ترجمه تحت الفظی پرهیز کرده و در ابتداء عذر خویش را آورده است. با این حال باید گفت ترجمه وی تا سر حد امکان مطابق الفاظ عربی آمده گرچه گاه در بین ترجمه، جملاتی را برای روشن شدن بهتر معنی آورده است؛ ما این توضیحات را در میان خط تیره گذاشته ایم. در مواردی به ترجمه اکتفا کرده و در برخی از موارد نیز مطلب را شرح و سبط داده و احیاناً به اخبار و آیات و قصص تاریخی و نیز توضیحات ادبی نیز برای تشریح هر چه بهتر معنی و مقصود، متوسل شده است.
وی در مقدمه ای نیز که بر جلد نخست کتاب نوشته توضیحاتی درباره تصمیم خود به نگارش این کتاب داده است. او می گوید که در آغاز از اختلاف میان امت در عقاید نگران شده و تقلید را چاره کار ندیده است. از آن رو به سراغ جستجو در حقیقت دین رفته و کوشیده تا این حقیقت را از معادن اصلی حقایق یعنی احادیث رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیه السلام) جستجو کند. در این کاوش به سراغ احادیث مولی الموحدین رفته و مجموعه عبدالواحد آمدی را یافته است. برخی از اذکیاء العلماء وی را از کار شرح نهی کرده اند اما او به توفیق فهمی که خداوند نصیب او کرده کارش را آغاز کرده است. او می نویسد: با تتبعی که کردم معلوم شد نه تنها عوام که بسیاری از خواص نیز نام کتاب را نشنیده اند. او تعجب کرده که چرا اینان عوض رفتن سراغ این آثار به دنبال کتب فلاسفه و اهل نفاق! رفته اند.
آنگاه مصمم شده تا کتاب را به زبان دری ترجمه کند تا برای عموم قابل استفاده باشد. در آغاز به ترتیب غرر این کار را کرده اما برای استفاده بهتر آنرا بر اساس موضوعات تبویب کرده است. وی در این مقدمه تصریح کرده که نام کتاب نظم الغرر و نضدالغرر می باشد. او ابواب کتاب را در نود و نه باب {به عدد اسماءالله الحسنی } قرار داده است.
تا اینجا مقدمه به عربی است {برگرفته از نسخه شماره 1499 مرعشی }پس از آن نظیر همین مطالب را در مقدمه ای به زبان فارسی نوشته است عباراتی که پیش از این نیز قسمتی از آن را نقل کردیم. وی این مقدمه فارسی را بر مجلدی که ما چاپ کرده ایم آورده و برخی با دیدن آن گمان کرده اند که مجلد چاپ شده ما جلد نخست کتاب است در هر حالی که چنین نیست.