فهرست کتاب


عشق و رستگاری (شرح دعای ابوحمزه ثمالی)

احمد زمردیان شیرازی‏

امام علیه السلام برای ایصال به رحمت به نام سیدی متوسل و ملتمس شده است

پس از آن که امام علیه السلام در موارد مختلف از خدای تعالی طلب رحمت نمود، در این بیانات هم باز لحن استرحام آمیزی را دنبال کرده و با تکرار نام سیدی برای ایصال به رحمت حالت التماس را به خود گرفته است؛ و این بهترین شاهکاریست که برای موفقیت در امر تقرب به کار برده و مکرر عرض می کند: سیدی ای آقای من، ای آقای من، ای مولای من، و با ذکر این نام شریف مراتب فروتنی خود را نمودار کرده و عظمت و قدرت پروردگاری را در احاطه به کلیه امور رسانیده و غیر او را مؤثر ندانسته؛ بلکه رفع تمام مشکلات را به قبضه اقتدار او سبحانه اختصاص و انحصار داده است؛ همچنان که در این سلسله عبارات عرض می کند: ای آقای من؛ اگر تو به دادم نرسی پس کجا پناهنده شوم، اگر تو رحم نکنی پس چه کس بر من رحم کند، اگر تو پناه ندهی پس چه کس مرا پناه دهد، و هکذا عبارات دیگر که خلاصه معنی آن است که، ای خدا تنها تو دافع کل بلیات و رافع همه مشکلات هستی و اجرای کلیه امور منحصر به تو است.

بعضی از گفتارهای امام علیه السلام مفسر و متمم بعضی دیگر است

اگر در بیانات ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین دقتی به عمل آید معلوم می دارد که آنها چه احاطه کاملی به سخنرانی های خود داشته و گاهی از جایی به جای دیگر گفتارهای خود را تفسیر می نمایند و قبلا هم مثال هایی در این مورد گذشت و اما در اینجا در فقره اول عبارات مورد شرح که که حضرت سجاد علیه السلام عرض می کند: سیدی فبمن استغیث... یعنی ای آقای من به چه کس استغاثه کنم خود آن بزرگوار در دعای شانزدهم از صحیفه سجادیه اشاره به جواب این سوال عرض می کند: اللهم یا من برحمته یستغیث المذنبون یعنی ای خدا ای کسی که گناهکاران به رحمت تو استغاثه می کنند؛ که شاید معنی چنین باشد که ای مردم به سوی رحمت پروردگار استغاثه کنید.
و همچنین در معنای فقره دوم عبارت مورد شرح که عرض می کند: و الی من افزع.... باز در فقره دوم همین دعای صحیفه اشاره بر آن فرموده و عرض می کند: و یا من الی ذکر احسانه یفزع المضطرون یعنی و ای کسی که بیچارگان به ذکر احسان تو پناه برده و متوسل می شوند؛ اشاره بر این که ای مردم؛ به جانب لطف و احسان پروردگار فزع و زاری نمایید.
و بسیار دیده می شود که در کلام ائمه اطهار علیهم السلام گفتار بعضی با گفتارهای بعض دیگر مرتبط بوده؛ بلکه گاهی بر سبیل تایید و گاهی بر وجه تفسیر اشاره به بیانات یکدیگر نموده اند و اغلب با وجودی که بحث آنها در یک موضوع است ولی مطالب را با لحن دیگری ایراد می فرمایند که در واقع اصل معنی یکی بوده و به اصطلاح یکی متمم دیگری است مثلا در اینجا که حضرت سجاد علیه السلام عرض می کند: و الی من التجی ء... و یا عبارت دیگر که عرض می کند: و الی من الفرار من الذنوب..... امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره به این دو عبارت در دعای صباح عرض کرده: الهی کیف تطرد مسکینا التجأ الیک من الذنوب هاربا، یعنی خدایا چگونه رد فرمایی و دور گردانی مسکین و گدایی را که پناه آورده باشد به جانب تو در حالی که گریزان از گناهان خود بوده باشد.
پس از بیانات این دو بزرگوار معلوم می شود کسی که از گناهان خود گریزان باشد ملجأ و پناهگاه او به سوی پروردگار است و کسی که در امر عصیان بی پروا باشد برای او هیچ گریزگاه و پناهی نیست.

چگونه می توان نزد خدای تعالی پناهگاهی ایجاد نمود

خدای تعالی در باب پناهندگی به خود فرمانی صادر فرموده که معلوم می دارد اگر کسی در این دنیا در پناه و حمایت او نباشد یعنی اطاعت امر و فرمان او را نکند، در جهان دیگر هیچ ملجأ و پناهی نخواهد یافت، قوله تعالی: س 42ی 47 استجیبوا لربکم من قبل ان یأتی یوم لا مرد له من الله ما لکم من ملجأ یومئذ و ما لکم من نکیر
یعنی استجابت کنید امر پروردگار خود را پیش از آن که روزی بیاید که آن روز را نمی توان باز گردانید از نزد خدای یعنی البته آن روز بیاید روزی که نیست شما را هیچ پناه و گریزگاهی که در آن روز ملتجی به آن شوید و از عذاب برهید و نیست شما را هیچ انکاری در آن روز در آن چه کرده باشید و منکر احوال خود نتوانید شد.
پس از بیان الهی معلوم است که در این جهان می توان از طریق اطاعت امر او و گریز از معاصی؛ پناهگاهی برای صحنه های وحشت انگیز پرماجرای آخرت ایجاد نمود و الا دیگر در پایان عمر و هنگام مرگ کسی که از گناهان خود توبه نکرده و آماده آن نشده باشد که در پناه الهی جای گیرد هیچ پناهگاهی در قیامت نخواهد یافت، اینست که حضرت سجاد علیه السلام در مقام تعلیم عرض می کند: و الی من الفرار من الذنوب اذا انقضی اجلی.
در بیان فقرات مورد شرح
ای تویی بر عالم هستی مدار - جمله فرمان باشدت در اقتدار
گر به داد من نباشی دادرس - پس برم فریاد خود را بر چه کس
گر نبخشی لغزشم را در گناه - پس به نزد کی بود من را پناه
گر نباشد لطف تو شامل مرا - پس چه باشد از خطر حایل مرا
گر نباشد رحم تو بر من قرین - پس کجا یابد فرح قلب حزین
گر نیابم بر گنه راه فرار - پس به عصیان بر کجا گیرم قرار
گر مرا از دل نسازی غم برون - پس شود اندوه من از حد برون
گر نیامرزی گناهم نزد مرگ - از کجا آماده سازم ساز و برگ
گر میابم مهر تو در خوابگاه - خانه قبرم شود یکسر سیاه
گر مرا فضلت نگیرد هر دو دست - شیشه آمال من خواهد شکست
پس مرا تنها به تو باشد امید - چون تویی فاعل، لما شی ء ترید
الهی(99) حقق رجائی و آمن خوفی فان کثرة ذنوبی لا ارجو فیها الا عفوک، سیدی انا اسئلک ما لا استحق و انت اهل التقوی و اهل المغفرة فاغفرلی و البسنی من نظرک ثوبا یغطّی علیّ الذنوب(100) و التبعات و تغفرها لی و لا اطالب بها انک ذومنّ قدیم و صفح عظیم و تجاوز کریم.
خدایا امیدم را برآور، و ایمن گردان مرا از خوف، یعنی به امید و آرزوهایی که در عفو و مغفرت تو دارم صورت تحقق بخش و ثابت بدار، تا خوف و بیم و ترس من زایل گردد، چون گناه بسیار مرا جز عفو تو از بین نبرد و انبوه و تراکم معاصیم را غیر از گذشت و آمرزش تو از هم نپاشد، بر این معنی که از پیشگاه عنایت تو انتظار و امیدم جز به عفو و بخشش تو نیست.
ای آقای من، از تو در خواست می کنم آن چه را که سزاوار آن نیستم، یعنی خود، می دانم که از کثرت گناه شایستگی و استحقاق آن را ندارم که مورد عفو و بخشایش تو قرار گیرم اما چون تو اهل عفو و گذشت و مغفرت و آمرزش هستی پس بیامرز مرا و به رحمت خود بپوشان مرا جامه ای که فرا گیرد تمام گناهانم را و مستور دار خطاهایی را که از من سر زده است و بیامرز همه را که با آنها بازخواست نشوم، و مورد مؤاخذه قرار نگیرم چون تویی صاحب عطای دیرینه و عنایت قدیم و گذشت بزرگ و کرم فراوان و کرامت از حد گذشته.