فهرست کتاب


عشق و رستگاری (شرح دعای ابوحمزه ثمالی)

احمد زمردیان شیرازی‏

علل هایی که مانع تقرب به سوی پروردگار است

بعد از آن که امام علیه السلام در مقام تعلیم اشاره بر این فرمود: که ای خدا هرگاه خواستم خود را آراسته نمایم و از در مناجات و راز و نیاز با تو در آیم حالتی بر من عارض کردی که مرا از تقرب به سویت باز داشت؛ سپس علل آن حالت و سبب سلب توفیق را چنین می رساند: و در مرحله اول عرض می کند: سیدی لعلک عن بابک طردتنی یعنی شاید خدا مرا از در خانه خود رانده ای؛ و این کلمه شاید لعل که امام علیه السلام در این سلسله از بیانات خود آورده چقدر به معنای عبارات لطف داده و نرمی کلام را رسانیده است از آن جهت که در مقابل هر شاید می توان هم مطلب را تصدیق کرد و هم می توان گفت: نه چنین است؛ یعنی در اینجا، هم می توان گفت که راست است من لایق آن نیستم که باب رحمت خود را بر من گشایی و هم می توان گفت چگونه ممکن است ای خدا مرا از درگاه خود برانی و حال آن که خود به رسول اکرمت دستور فرمودی: س 6ی 52 و لا تطرد الذین یدعون ربهم بالغدوة و العشی یعنی مران و دور مگردان از نزدیک خود آنان را که خدای خود را به بامداد و شبانگاه می خوانند پس چطور ممکن است که خود برانی و طرد کنی مرا در حالی که خواننده توام به بامداد و شبانگاه.

او لعلک وجدتنی فی مقام الکاذبین فرفضتنی

و همچنین رموز دیگری در این که لعل نهفته شده که گذشته از بیان یک حقیقت مفهوم دیگری را از ترکیب معنای عبارت می رساند؛ یعنی، شاید در این فقره اشاره چنین باشد: که ای خدای من؛ نکند کار به جایی رسیده باشد که هدایت را از من سلب کرده باشی و بدین سبب از درگاهت رانده شده باشم که فرمودی: ان الله لا یهدی من هو مسرف کذاب یا من هو کاذب کفار که ارائه طریق نفرمایی و توفیق صواب ندهی کسی را که دروغگویی او از حد گذشته باشد و کیست دروغ گوتر از آن که بر تو افترا بندد؛ پس چگونه ممکن است خدا مرا از درگاه خود برانی و توفیق عبادت را از من سلب نمایی و حال آن که من به وحدانیت تو مقر و معترفم و بر تو و فرستاده تو ایمان دارم و بر هیچکدام از نعمت های تو تکذیب نکرده یقین دارم که لعنت خود را بر دروغگویان قرار داده ای.

او لعلک رایتنی غیر شاکر لنعمآئک فحرمتنی

و این بیان دیگریست از سلب توفیق در عبادات، و حقیقت هم همین است که چه کس می تواند نعمت های او را شاکر باشد؛ و چه زبانی تواند حق شکرش را ادا نماید؛ با آن همه نعیم که به ما اعطا فرموده و انواع آن را خود متذکر شده و سپس از نظر کاهلی و بی اعتنایی ما در امر شکرگزاری پس از ذکر هر یک مکرر فرموده: لعلکم تشکرون آیا حقا ما سپاسداری می کنیم؟ آیا حقا می توانیم لا اقل شکر یکی از نعم او را به حد خود گزاریم؟ پس هیچ بعدی ندارد اگر مشمول این معنا باشیم که امام علیه السلام بیان فرموده است؛ ولی همینقدر در مقام معذرت عرض می کنیم که خدا! ما در فریضه شبانه روز مکرر می گوییم الحمدلله رب العالمین.