دریای عرفان (زندگی نامه و شرح احوال آیت الله سید علی قاضی)

نویسنده : هادی هاشمیان

پیشگفتار ناشر

رسول گرامی اسلام حضرت محمد علیه السلام:(1)
قالت الحواریون لعیسی یا روح الله من نجالس قال من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغبکم فی الاخرة عمله.
حواریون از عیسی پرسیدند: یا روح الله! با چه کسی همنشین شویم؟ فرمود: با کسی که دیدار او خدا را به یاد شما آورد و گفتارش به علم شما بیفزاید و کردارش شما را به آخرت ترغیب کند.
به یقین جستار در حیات پربار عالمان و کوشش در راه بهره گیری از سیره علمی و عملی رهروان کوی حق و راستی از بزرگ ترین عبادت ها و ارزشمندترین تلاش هاست. این حقیقت شامل گذشتگان و کسانی که پس از سال ها مجاهدت به دیدار دوست نائل شده و به شرف ملاقات پروردگار دست یافته اند و شراب ارجعی الی ربک از دست ذات ذوالجلال نوشیده و در بهشت او منزل گزیده اند نیز می شود. بیان گفتار و رفتار آنان و تفکر در آنچه پیرامون زندگی ایشان به ما رسیده است، خفتگان را بیدار و خستگان را پرنشاط و امیدوار، گمشدگان وادی حیرت را به شاهراه سعادت رهنمون و کام تشنگان معرفت را از دریای عرفان سیراب می سازد. به ویژه در روزگاری که نسل جوان ما در اعماق فطرت خویش در جستجوی الگوی عملی است تا راه از چاه باز شناسد، معرفی این اختران تابناک آسمان هدایت و معنویت می تواند بهترین هدیه به آن پاکان باشد.
موسسه فرهنگی طه که هدف خود را کنکاش در مقوله هایی فرهنگی و دینی قرار داده است، مفتخر است با انتشار زندگی نامه فقیه، حکیم و عارف بزرگ و استاد استادان عرفان و اخلاق در روزگار ما، یعنی مرحوم آیة الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی اعلی الله مقامه الشریف، قدمی در راه شناساندن ذخایر فرهنگی شیعه برداشته است.
امید است تلاش مؤلف محترم، جناب آقای دکتر هادی هاشمیان زید عزه مقبول درگاه حضرت حق قرار گیرد و مورد استفاده پویندگان دریای عرفان واقع گردد. موسسه فرهنگی طه به سهم خویش از زحمات مؤلف محترم قدردانی می کند. همچنین باید قدردان زحمات حجة الاسلام و المسلمین آقای سید محمد صفوی بود که با حسن سلیقه خویش در آماده سازی، تهذیب و ویرایش اثر تلاش مؤثری داشتند. از سازمان صدا و سیمای مرکز تبریز و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما به دلیل همکاری و همدلی با مؤلف و ناشر در تهیه و آماده سازی اثر سپاسگزاریم.
مؤسسه فرهنگی طه

مقدمه

پژوهش در زندگی عالمان فرزانه، که به جز علم و دانش از کمالات معنوی و فضائل اخلاقی نیز برخوردار بوده اند، برای ما بسیار ضروری است؛ بویژه اگر این امر با توجه به انگیزه بازشناسی نکات دقیق اخلاقی و نیز دست یابی به نقش ارزنده آنها در کسب کمالات علمی و معنوی صورت پذیرد، چه در پی این نگرش، در می یابیم که رمز موفقیت این عالمان ربانی در رسیدن بدان مرتبه از کمالات و نیز در به انجام رسانیدن رسالت الهی و مسؤولیتهای فردی و اجتماعی، بیشتر در این بوده است که همگام با کاوشهای علمی، به مسائل عالیه اخلاقی نیز توجه داشته و در راه تخلق و طهارت نفس مجاهدت می نموده اند.
این ضرورت هنگامی بهتر آشکار می گردد که با اندک تاملی خود را رهرو راهی می بینیم که بزرگان پیموده اند و این اندیشه ما را بر آن می دارد که همان گونه که در پی گسترش و تکامل اندیشه های استوار علمی آنان تلاش می کنیم، در زنده نگه داشتن کمالات و فضایل اخلاقی آنان نیز کوشا باشیم. این کار علاوه بر پی بردن به شیوه زندگی عالمانی که از افتخارات حوزه به شمار می آیند، از ارزشی بالاتر و والاتر نیز برخوردار است و آن نقشی است که الگوها در تربیت و ساختن انسان دارند؛ چه این که به حق عالمان راستین اسلام هر یک الگو و نمونه ای هستند که می توان نظام اخلاقی اسلام را در صحنه زندگی آنان مجسم دید. آری، اساس زندگی آن فرزانگان، با تاسی به انبیای الهی (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین علیه السلام، بر ارزشهای اخلاقی بنا نهاده شده است.
شخصیتهای بزرگ تاریخ دارای ابعاد وجودی گوناگونی هستند که با توجه به آن ابعاد وجودی، شناخت آنها امکان پذیر نیست و تنها افراد خبره و صاحب نظر می توانند تا حدودی در شناخت این شخصیتها کمک کنند. درباره زندگی و ابعاد مختلف شخصیت درخشان جمال السالکین و عارف بی بدیل، مرحوم آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی تبریزی (ره) تاکنون مطالب جامعی در شان شخصیت وجودی معظم له به رشته تحریر درنیامده است و تنها جسته و گریخته کلماتی در ضمن سخنان عرفانی نوشته شده است، اما حقیقت این است که این نوشته ها و گفتارها، تنها شعاعی از انوار این خورشید فروزان علم و فقط پرتوی از ابعاد وجودی این شخصیت بزرگ و جامع الاطراف را به نمایش گذاشته است و نتوانسته آن چنان که باید و شاید، شخصیت ذوابعاد وی را ترسیم کند.
براستی ترسیم چهره این انسان والا و شناساندن منش این عارف یکتا به تشنگان فضیلت و خواستاران اسوه و الگوی وارستگی، به غایت دشوار می باشد بویژه آنکه به رغم فراوانی نام این رادمرد عرفان بر سر زبانها، در خصوص افکار و اندیشه ها و فرازهای پربار زندگی اش کمتر سخن گفته شده و تنها نوشته ها باید حق مطلب را ادا کنند. انتظار می رود مجامع فرهنگی و دست اندرکاران با تشکیل کنگره و تدوین یادنامه ای وزین، یاد این اندیشمند را بیش از پیش گرامی بدارند و افکار و اندیشه ها و شیوه های سیر و سلوک و تهذیب نفس او را به شیفتگان و مشتاقان معرفی کنند و حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در مورد این سالک حق تحقق بخشند که فرموده است: اکرموا العلماء فانهم ورثة الانبیاء فمن اکرمهم فقد اکرم الله و رسوله(2) دانشمندان را گرامی بدارید؛ زیرا آنان وارث پیامبرانند و هر که آنان را گرامی بدارد، خدا و رسولش را گرامی داشته است.
نوشتاری که اینکه از نظر خوانندگان می گذرد، کوشیده شده است تا ابعاد زندگی این فرزانه بزرگوار را با نگاهی اجمالی مورد بررسی قرار دهد. یکی از دشواری های بسیار مهم بر سر راه تألیف این مجموعه، کمبود منابع و فقر اطلاعات موثق و مستند بود و از طرفی اخلاص و شخصیت متواضعانه آن فرهیخته نیز سبب آن شده تا بسیاری از تلاشهای فکر و ریاضتهای عرفانی ایشان از نظرها دور مانده و نوشته نشود. از سوی دیگر، حجاب معاصرت نیز اجازه نداده که پرتوهای این خورشید اندیشه آن گونه که بایسته است تجلی کند.
خدای را سپاس می گویم که این جانب را مشمول الطاف خویش قرار داد تا بتوانم نوشتار حاضر را با وجود موانع و مشکلات عدیده تدوین نمایم. قهرا اگر نقصی در ترسیم و خطوط شخصیت آن عالم فرهیخته مشاهده شود، حمل بر کوتاهی نخواهد شد، آرزومندیم که این مجموعه گامی در طریق آشنا شدن و آشنا ساختن نسل معاصر با مفاخر گذشته باشد.
در پایان جا دارد از الطاف و ارشادهای فرزند بزرگوار مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی، جناب فخرالفضلاء العظام، سلالة الاطیاب، آقای سید محمد حسن قاضی طباطبایی که خود از فرهیختگان علم و عمل حوزه مقدس نجف اشرف می باشند و به حق راهنمایی های ایشان پایه و اساس این مجموعه است و همچنین از حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید محمد قاضی طباطبایی که امروز ردای روحانیت خاندان قاضی در قامت استوار او رقم خورده و حقا برازنده این مقام روحانی هستند، سپاسگزاری کنیم. همچنین باید از جناب آقای علی لاریجانی، رییس محترم سازمان صدا و سیما که ایده این پژوهش را پیشنهاد کردند و از جناب آقای علیزاده پروین، مدیر سابق تحقیقات صدا و سیمای مرکز تبریز و برادران بزرگوار موسسه فرهنگی طه که با فداکاری بی حد و حصر خود در تنظیم این تحقیق ما را یاری و مشمول عنایات خود قرار داده اند، کمال تشکر را بنماییم.
من در این دفتر شمه ای از زندگی پیشوایی را آوردم که زیست نامه او به صد دفتر هم کامل نخواهد شد. آنچه رقم زده ام درخور پیمانه و امکانات من است، نه در شأن او.
هادی هاشمیان

1 - فصل طلوع

سید حسین در گوشه ای به انتظار نشسته بود و دعا می کرد. همسرش درد می کشید و آرزویش این بود که بار امانتی را که با خود داشت، سالم بر زمین بگذارد. سرانجام پس از ماه ها انتظار، از صلب مردی دانشمند و رحم مادری مؤمن و نیکوسرشت، ستاره ای فروزان که سلسله جلیل القدر سادات طباطبایی آن را از نسلی به نسلی به ودیعه سپرده بود در آسمان عرفان و اخلاق طلوع کرد. نوزاد را که پاکش کرده بودند، در میان پارچه ای سپید گذاشته، نزد پدر آوردند. سید حسین در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت و کودک را علی نام نهاد.
فرزندی از خاندان طباطبایی
خاندان طباطبایی همگی از نوادگان ابراهیم طباطبا می باشند. ابراهیم طباطبا، فرزند اسماعیل دیباج و او نیز فرزند ابراهیم غمر و وی فرزند حسن مثنی می باشد و حسن مثنی نیز فرزند بی واسطه امام حسن مجتبی علیه السلام بوده است که به دلیل تشابه اسمی با پدر بزرگوارش، لقب مثنی به خود گرفته است. ابراهیم طباطبا از اصحاب امام صادق علیه السلام بود و در قیام معروف فخ که به وسیله گروهی از سادات و علویان علیه خاندان بنی عباس شکل گرفت، شرکت داشت و خوشبختانه جان سالم به در برد. وی انسانی فاضل و جلیل القدر بود و در میان خاندان خویش بر دیگران برتری داشت و پیوسته مردم را به ایجاد حکومت مورد رضایت اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام دعوت می کرد.(3)
در توجیه لقب طباطبا اقوال مختلفی وجود دارد که در اینجا به یکی از آنها اشاره می کنیم. محقق معاصر، مرحوم استاد سید محمد محیط طباطبایی که خود از سلسله سادات طباطبا بوده است، کلمه طباطبا را لفظی نبطی می داند که معنی آن سیدالسادات است. وی می نویسد:
به اعتبار وجود ریشه های طوبی و طوبیا و طوب و نظیر آنها در لهجه های عبری و آرامی و عربی به معنای خوش و خوب، اشتقاق و اتخاذ طباطبا از ریشه نبطی بعید به نظر نمی رسد؛ زیرا صورت ظاهر کلمه، عربی نیست و برای قبول صورتهای دیگر نیز مجوز قوی نداریم، پس بهتر است که طباطبا را از طباطبای نبطی به معنی سیدالسادات بدانیم.(4)
یکی از مشهورترین نوادگان ابراهیم طباطبا، سید کمال الدین حسن می باشد که در حدود قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری می زیست، وی فردی وارسته و نیکوکار بود. بسیاری از علمای برجسته جهان تشیع، همچون آیت الله العظمی سید حسین بروجردی، آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی، آیت الله شهید سید حسن مدرس، آیت الله سید علی قاضی طباطبایی و آیت الله علامه طباطبایی (ره) منسوب به این سید جلیل القدر هستند.
سید کمال الدین حسن همراه بسیاری از نوادگان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شهر زواره می زیست و به همین دلیل، این شهر به مدینه السادات شهرت داشت.(5) این عالم ربانی در زواره دارای حوزه درسی ای بود که بسیاری از مشتاقان علوم اسلامی را به سوی خود جذب می کرد و نیز ملجا عوام در امور شرعی و فقهی بود و سرانجام در مکتب خانه خویش به سوی معبود پر کشید و همان جا دفن گردید.
یکی از نوادگان سید کمال الدین که جد گروهی از سادات طباطبایی تبریز می باشد، میر عبدالغفار طباطبایی است. وی در زمان فتنه مغول و هجوم آنان به شهر زواره که موجب خسارتهای معنوی و مادی بسیار بزرگی شد، همانند بسیاری از سادات خاندان طباطبایی، زواره را ترک کرد و در تبریز مسکن گزید، عارف بی بدیل، آیت الله سید علی قاضی طباطبایی یکی از نوادگان این ذریه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به شمار می رود.
از دیگر اجداد آیت الله العظمی قاضی طباطبایی، مرحوم حاج میرزا یوسف تبریزی می باشد که از مجتهدان و نام آوران عصر خویش بود و مرجع قضایی و شرعی به شمار می رفت. از آنجا که نامبرده فردی مستجاب الدعوه بود، خاندان ایشان از دیرباز مورد توجه عامه مردم بوده اند. لازم به ذکر است که مرحوم آیت الله حاج میرزا یوسف تبریزی از اجداد آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی نیز محسوب می شوند و گفته شده است که ایشان تصویری از حاج میرزا یوسف تبریزی را در منزل داشته است.(6)
همچنین جد سوم آیت الله قاضی، مرحوم میرزا محمد تقی قاضی طباطبایی می باشد که از دانشوران بنام جهان تشیع به شمار می رود. ایشان جد سوم مرحوم علامه طباطبایی نیز بوده اند، بنابراین، این دو بزرگوار در نسب با یکدیگر اشتراک دارند. علامه طباطبایی در کتاب خطی انساب آل عبدالوهاب درباره مرحوم آیت الله میرزا محمد تقی قاضی چنین نگاشته اند:
مقام شامخ عملی و علمی و اعتبار دولتی و ملی حضرت ایشان ماورای حد و وصف است. در اوایل عمر به عتبات مقدسه انتقال و خدمت استاد کل، آیت الله وحید بهبهانی و مرحوم شیخ محمد مهدی فتونی و آیت الله بحرالعلوم تلمذ داشته و به خط آن مرحوم اجازه ای به تاریخ 1173 ق، گرفته و به طوری که معلوم می شود، در منقول و معقول جامع بوده است. در حوالی 1175 به شهر تبریز مراجعت فرموده، مصدریت تام و مقبولیت عامی پیدا می کند و از ناحیه کریم خان زند منصب قضاوت داشته است. در زمان خودش اسناد شرعیه منحصر بوده به مهر شریف ایشان و مرحوم میرزا عطاءالله شیخ الاسلام... معلوم می شود که وجاهت و مقبولیت و موثوقیت و حسن سیرت و سریرت مرحوم قاضی چنانچه در اول ترجمه شان ذکر یافت، فوق حد وصف بود... وفاتشان مقارن 1220 هجری اتفاق افتاد.
بدین سان، خاندان طباطبایی همواره خاندان علم و حکمت و فقاهت و اخلاق بوده است. آیت الله سید حسین طباطبایی، پدر مرحوم قاضی طباطبایی نیز فقیهی ژرف اندیش بود. وی در تبریز متولد شد و در قم از محضر بزرگانی چون آیت الله سید محمد حجت استفاده شایان نمود و از شاگردان مبرز ایشان به شمار آمد(7) و پس از مهاجرت به عراق نیز از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد و روایت داشت.(8) گویند زمانی که آیت الله سید حسین قاضی قصد داشت سامرا را ترک کند و به سوی تبریز، زادگاه خویش حرکت نماید، استادش میرزای شیرازی به وی فرمود: در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار! یک سال بعد، چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند و چون میرزا از آنان احوال شاگرد مبرز خویش را جویا می شود، چنین پاسخ می دهند: یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند.(9)
این انسان فرهیخته به راستی اهل تهذیب نفس و در سازندگی و تربیت استعدادها بسیار کوشا بود. آیت الله حسین قاضی همان طور که به امور جامعه می پرداخت، در امر تربیت فرزندان نیز بسیار اهتمام می نمود و با بهره گیری از شیوه های تربیتی اهل بیت (علیهم السلام)، فرزندانی پاک نهاد و صالح به جامعه بشریت هدیه کرد که هر یک منشا خیر و برکت فراوان بودند. از جمله، بزرگترین فرزند ایشان، مرحوم آقا سید احمد قاضی طباطبایی دارای شخصیتی جامع بود و افزون بر احاطه بر علوم نقلی، منبر وعظ و ارشاد را فراموش نمی کرد و شنوندگان را از دریای علوم اسلامی سیراب می نمود.
شیخ محمد رازی نویسنده کتاب گنجینه دانشمندان در معرفی ایشان می نویسد:
مرحوم سیدالاعلام، حاج سید احمد قاضی طباطبایی، عابدی عالم و زاهدی کامل بود که در تبریز سکونت داشت و از اجتماع کناره گرفته و در گوشه منزل خود به انزوا و تزکیه نفس و تهذیب روح و اخلاق خود پرداخته بود. قصه ای با این نویسنده دارد که مناسب است آن را بنگارم. در ماه شعبان 1369 قمری، در فصل تابستان بنابر دعوت بعضی اهل علم تبریز مسافرت به آن سامان نموده و به یکی از دانشمندان معروف تبریز وارد و مورد احترام روحانیون و علمای تبریز واقع و از چند مسجد تبریز دعوت برای تبلیغ ماه رمضان شدم. دو روز به ماه رمضان مانده، چند نفر از رفقای روحانی قم که به آنجا آمده بودند به دیدنم آمده و گفتند: از حاج سید احمد قاضی ملاقات کرده ای؟گفتم:ایشان نیامدند به دیدن منو گفتند: آقای قاضی منزوی است، جایی نمی رود، پیرمرد است، خوب است دیدنی از ایشان نمایید. گفتم: عیبی ندارد، می رویم. به اتفاق آن چند نفر به منزل آن مرحوم رفتیم. مرا معرفی کردند. به من بسیار توجه و محبت فرمود: نزدیک ظهر برخاستیم برویم، به من فرمودند: بالام (یعنی جانم) شما باشید! آقایان خداحافظی کرده، رفتند، مرحوم قاضی به من خیلی التفات کرده و پس از پذیرایی فرمودند: بالام برای چه به تبریز آمدی؟ گفتم: هوای تهران و قم گرم بود؛ آمدم تبریز هواخوری. فرمود: دیگر بگو گفتم: ماه رمضان منبر هم بروم. گفتند: این را بگو! اما بالام یک سؤال دارم. راست بگو!گفتم ان شاء الله راست می گویم!گفتند: بگو ببینم هیچ در عمرت به خودت منبر رفته ای که می خواهی به مردم منبر بروی؟ گفتم: نه گفت: بالام پس اول به خودت برو، بعد به دیگری!گفتم: به چشم! و با این جمله کلام ایشان، هوای منبر رفتن از سر من پرید و نتوانستم دیگر در تبریز بمانم. همان روز از تبریز به تهران آمده و آن سال را در منزلم مانده و به خودم منبر رفتم.(10)
مرحوم آیت الله العظمی سید علی قاضی طباطبایی در تعلیقه ای که بر کتاب شریف ارشاد، تألیف شیخ مفید (ره) نگاشته اند، نسب شریف خویش را چنین مرقوم فرموده اند:
اقل الخلیفه، السید علی بن المولی الحاج المیرزا حسین بن المیرزا احمد قاضی بن المیرزا رحیم القاضی بن المیرزا تقی القاضی بن المیرزا محمد القاضی بن المیرزا محمد علی القاضی بن المیرزا صدرالدین محمد بن المیرزا یوسف نقیب الاشرف بن المیرزا صدرالدین محمد بن مجدالدین بن سید اسماعیل بن الامیر علی اکبر بن الامیر عبدالوهاب بن الامیر عبدالغفار بن سید عمادالدین امیر حاج بن فخرالدین حسن بن کمال الدین محمد بن سید حسن بن شهاب الدین علی بن عمادالدین علی بن سید احمد بن سید عماد بن ابی الحسن علی بن ابی الحسن محمد بن ابی عبدالله احمد بن محمد الاصغر و یعرف بابن الخزاعیة بن ابی عبدالله احمد بن ابراهیم طباطبا بن اسماعیل الدیباج بن ابراهیم الغمر بن الحسن المثنی بن الامام ابی محمد الحسن المجتبی بن الامام الهمام، علی بن ابی طالب علیه و علیهم السلام و ام ابراهیم بن الحسن فاطمة بنت سیدالشهداء، الحسین بن علی علیهم الصلوة والسلام.
آری، مرحوم آیت الله سید علی قاضی طباطبایی فرزند رادمردان و میراث گران مایه بزرگانی بود که شرح خدمات و مقامات علمی و عملی آنان هرگز در این خلاصه نمی گنجد و آن بزرگوار، خود، چکیده فضایل و حامل امانتی بود که نسل به نسل منتقل شده و سرانجام دست تقدیر به وی سپرده بود.