مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار(متن و ترجمه)

نویسنده : حسن بن فضل طبرسی مترجم : عبد اللَّه محمّدی - مهدی هوشمند

پیشگفتار

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ و الصلاة علی خاتم الأنبیاء أفضل المرسلین محمّد و آله الطاهرین و السّلام علی أصحابه المنتجبین.
دومین سند دین پس از قرآن مجید حدیث است، این سند معتبر بالاترین سهم را در این زمینه در معرفی و یادگیری معارف اسلامی داشته، و میراثی ماندگار از جانب معصومان علیهم السّلام به پیروان و شیفتگان و تشنگان این معارف عالیه می باشد.
حفظ و حراست از این میراث ماندگار در حال حاضر- که زمان غیبت حجت حق و صاحب اصلی آن است- به عهده عالمان و محدثان و ناشران حدیث است، که این مهم را به روشهای متفاوت و گوناگونی از قبیل تصحیح کتب حدیث، ترجمه و شرح و تعلیق بر احادیث و چاپ و نشر آن به گونه ای قابل توجه انجام می دهند.
در حقیقت نتیجه این حفظ و حراست است که پاسخگوی بسیاری از پرسشها و نکات مبهم و نامفهوم در ذهن اصناف انسانها خصوصا نسل جوان می باشد، که می توانند با مطالعه و دقت در تألیفات حدیثی پاسخ مجهولاتشان را بدست آورده و از نورانیت کلام معصومین علیهم السّلام نیز بهره مند گردند.
در زمینه اهمیّت این گوهر گرانبها علماء و اهل فن نظرات گویایی دارند، مثلا، مرحوم کلینی- رحمة اللَّه علیه- حدیث با علم دین برابر است، زیرا بدون توجه نمودن به احادیث شناخت معارف اسلامی ممکن نیست، و شناخت دین بدون شناخت حدیث غیر ممکن خواهد بود.
این مهم، از یک طرف در طول تاریخ باعث شده که در مقابل حرکتی ضد ارزش و ضد دین پدیدار گردد، و با تمام وجود سعی در محو و از بین رفتن این ارزش دینی کند، و ما واقفیم که حفظ و نگارش حدیث در قرون اولیه به سختی انجام می شده، و حتی در طول تاریخ نیز اندیشه دسالین همواره در پی وارد آوردن خدشه به پیکره این میراث بوده است.
با توجه به مطالب فوق می توان به مطلب دیگری نیز پی برد، و آن عبارت از نورانیّتی است که این احادیث در دل و روح انسان بوجود می آورد، در زیارت جامعه می خوانیم که (کلامکم نور و امرکم رشد)، کلام معصوم علیهم السّلام نور است، و باعث نورانیت در دلهای مشتاقان و حاملانش می شود، زیرا سخن معصوم سخن خداست، شاهد بر این مدعا سخن رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله است که می فرماید: «من در بین شما دو گوهر گرانبها را به امانت گذاردم، کتاب و سنت، تا زمانی که در پناه این دو باشید طعم گمراهی را نخواهید چشید».
پرواضح است که مراد از سنّت کلمات معصومین علیهم السّلام است، همانانی که حجت خدا بر زمینند، فرمانشان فرمان خداست، و به همین دلیل است که در قرآن مجید صریحا اشاره به وجوب اطاعتشان آمده، همان جا که می فرماید: از خدا و رسولش و اولو الامر اطاعت کنید، زیرا که نافرمانیشان موجب اضلال و بدبختی و پریشانی است.
و بدین جهت برای اجرای کامل احکام خداوند، وعده ظهور حضرت حجّت (عج) را به مسلمین داد تا دین خدا را نصرت و یاری نماید، و حقایقی را که بر ما پنهان است آشکار نماید، و هنگامی که آن منجی قیام کند این عرصه خاکی به نور الهی منوّر گردد.
با این وجود، در عصر غیبت وظیفه حفظ و حراست از این میراث پربها وظیفه ای بس دشوار و پرمخاطره است، که این امر خطیر و سنگین بر دوش تمامی کسانی که پی به اهمیّت مطلب برده اند، و توفیق پردازش به آن را دارند سنگینی می کند.
اینجانب نیز در این راستا سعی نمودم با همه تقصیرها و کاستی هایی که دارم، و بدیهی است که هیچ انسانی خالی از خطا و اشتباه نیست، گام در این مسیر نورانی نهم، و خوشه ای از این خرمن پرفیض برچینم.
به همین جهت به سفارش بعض از بزرگان به احیای این کتاب شریف «مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار» همت گماشتم، و با پشتوانه و کمک گرفتن از مدد الهی و مراجعه به مصادر اسلامی این کتاب به زیور تحقیق و طبع مزیّن گردید.
بنا بر این، اگر به راه راست و مستقیم رفتم به فضل و کرم حق بود، و اگر اشتباهی رخ داد از خداوند اجر کوششگران را آرزو دارم، وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ.

مختصری از احوالات مؤلّف

بزرگان تاریخ و زندگی نگاران در احوال مرحوم شیخ اجلّ مؤلّف بزرگوار «مشکاة الانوار» زیاد نوشته اند، صاحب ریاض می نویسد:
شیخ ثقة الإسلام أبو الفضل علی بن الشیخ رضی الدین أبی النصر الحسن بن الشیخ أبی علی فضل بن حسن بن فضل طبرسی، فاضل عالم فقیه محدّث جلیل صاحب «مشکاة الأنوار» از سید جلال الدین أبی علی بن حمزه موسوی و غیرش نقل حدیث می نمود آنچنان که از «مشکاة الأنوار» برمی آید.
و آن بزرگوار دارای تألیفاتی است، از جمله آن کتاب «کنوز النجاح» در دعا و نیایش است که از ابن طاوس در کتاب «المجتنی من الدعاء المجتبی» از این کتاب نقل کرده است، و همچنان شیخ اجل کفعمی نیز در کتاب «المصباح» از این کتاب نقل می نماید .
و این شیخ محترم فرزند شیخ أبی علی طبرسی صاحب تفسیر جلیل «مجمع البیان» می باشد. و کتاب «مشکاة الأنوار» جهت تکمیل کتاب پدرش ابو نصر حسن بن فضل «مکارم الأخلاق» نگاشته شد.
بنا بر این نسب مؤلف چنین است:
أبو الفضل علی بن رضی الدین أبی نصر حسن بن امین الدین أبی علی الفضل بن الحسن الفضل الطبرسی است که به غلط کتاب را نسبت به ابو علی فضل بن حسن طبرسی داده شد.
و بنا بر این توضیح، نام مؤلف «مشکاة الأنوار» مشخص گردید، گرچه بر استاد اسناد در «بحار الانوار» مخفی مانده.
سپس مؤلف کتاب «ریاض العلماء» در شناساندن مؤلف در ادامه فرموده: شیخ نعمت اللَّه خاتون عاملی در کتاب شریف «الرسالة المعمولة لمعنی العدالة» بعضی از فتاوای شیخ أبو الفضل طبرسی را نقل نموده، و نیز امیر سید حسین مجتهد در پایان کتاب «دفع المناواة عن التفضیل و المساواة» از کتب ثقة الإسلام أبو الفضل طبرسی بعضی از فوائد را نقل نموده که ظاهرا مراد هر دو بزرگوار همین شیخ مؤلف جلیل القدر باشد.
و لذا می شود گفت که: این عالم بزرگوار تألیفات دیگری نیز داشته است.
بعضی اشکال کرده اند که: لقب ثقة الإسلام از آن جدّ مؤلف صاحب «مجمع البیان» است لیکن موضوع بسیار آسان است، زیرا ممکن است که اشتراک در لقب داشته باشند علاوه بر این می دانیم که لقب جدّ او «امین الدین» می باشد.
سپس مؤلف کتاب «ریاض العلماء» فرموده:
استاد سندشناس در اوّل کتاب «بحار الأنوار» و کتاب «مشکاة الأنوار» فرمود:
این کتاب از آن فرزند شیخ أبو علی طبرسی صاحب مجمع البیان است که در تکمیل کتاب پدرش «مکارم الأخلاق» نوشته شده است، سپس فرمود: کتاب «مشکاة الأنوار» کتابی است ظریف که اخبار نایابی را در خود جای داده است.
آنگاه مؤلف کتاب ریاض العلماء فرموده:
شخص مؤلّف در اوّل کتاب «مشکاة الأنوار» پس از حکایت تألیف پدرش در مورد کتاب «مکارم الأخلاق»، و کتاب جامع که تمامش نکرد، چنین فرمود: سپس گروهی از مؤمنین مشتاق از من تقاضا کردند که در اعمال خیر کتابی را تدوین نمایم، و من هم با استعانت از خداوند متعال قربة إلی اللَّه عزّ و جلّ بتألیف این کتاب همّت گماشتم، و نوشتم آنچه بدان دست یافتم و مرتّب و بخش بخش قرار دادم.
و در آخر هر بابی اوراق اضافه نهادم که چنانچه حدیث جدیدی بدست آمد در آن اوراق بگنجانم، و این کتاب را به «مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار» نامگذاری نمودم.
برخی از سیره نگاران چنین گویند:
فرزند طبرسی أبو الفضل علی بن رضی الدین أبی النصر الحسن بن الفضل بن الحسن الطبرسی در بیشتر کتب تراجم به بزرگواری و تعظیم و ثناء و تکریم فراوان یاد شده.
و نیز صاحب کتاب «ریاض العلماء» فرموده:
ثقة الإسلام عالم فاضل فقیه محدّث جلیل صاحب «کتاب مشکاة الأنوار» از سید سعید جلال الدین ابو علی بن حمزه موسوی و غیر او نقل حدیث نموده.
و همچنان محدث نوری در «خاتمه مستدرک» بدین منوال او را ستوده.
و در ترجمه پدر بزرگوار او گذشت که: او و پدر بزرگوارش و فرزندش أبو الفضل علی بن الحسن صاحب «مشکاة الأنوار» از برجسته گان علماء و مشاهیر فضلا بودند.
و ناگفته نماند که کتاب «مشکاة الأنوار» او یک بار در سال هجری قمری در نجف اشرف در مطبعه حیدریّه به زیور چاپ آراسته گردید، در اوّل آن چاپ چنین آمده است:
و بعد، همانا مولا و پدرم الشیخ الإمام الأجلّ السعید، رضی الدین أمین الإسلام و المسلمین حجّة الخلق أبا نصر الحسن بن الفضل بن الحسن الطبرسی نوّر اللَّه حفرته و حشره مع موالیه الطاهرین هنگامی که کتاب «مکارم الأخلاق» را تألیف کرد و همگان آن را پسندیدند، شروع بتألیف کتاب دیگری که جامع دیگر حالات، و روشهای نیکو باشد، نمود. که در این زمینه روایات زیادی را از بین کتب مشاهیر رضی اللَّه عنهم اجمعین برگزید، منتهی با فرا رسیدن مرگ او نتوانست کتاب را به اتمام رساند.
خداوند بحق محمّد و آل او صلّی اللَّه علیهم أجمعین او را در بهشت برین جای دهد. و آرزوهای او را از فضل خود برآورد.
سپس جمعی از مؤمنین مشتاق در اعمال خیر، به دنبال کار والد مرحوم از من تقاضا نمودند که این کتاب را تألیف نمایم، با تقرب به خداوند منّان آنچه در نظرم باقی مانده بود به نوشتن این کتاب مبادرت ورزیدم.
علّامه مجلسی رحمه اللَّه در کتاب «بحار الأنوار» فرمود: از این عبارات دانسته می شود که «مشکاة الأنوار» جهت تکمیل کتاب «مکارم الأخلاق» نوشته شده است.
علّامه تهرانی در «الذریعه» فرموده: «مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار» از تألیفات شیخ أبو الفضل علی بن شیخ رضی الدین ابو نصر حسن بن ابو علی مفسّر ملقب به «امین الاسلام» فضل بن حسن بن فضل طبرسی است، و این کتاب همانی است که «بحار الأنوار» از او نقل می کند و آن کتابی است ظریف شامل اخبار غریبه.
در ادامه فرموده: نسخه ای از آن نزد میرزا محمّد علی اردوبادی در نجف اشرف موجود می باشد.
و آنچه از خطبه کتاب برمی آید آن است که: آن کتاب را جهت تکمیل «مکارم الأخلاق» نوشته است.
آنچنان که خود می گوید: هنگامی که پدرم کتاب «مکارم الأخلاق» را جمع آوری نمود و همگان آن را پسندیدند، شروع به تصنیف کتاب دیگری نمود که جامع سایر محاسن احوال باشد. و اخبار زیادی را در این زمینه جمع آوری نمود- تا آنجا که فرمود- مرگ او فرا رسید و ادامه کار متوقّف گشت، سپس جماعتی از مؤمنین مشتاق اهل خیر از من تقاضای ادامه تألیف این کتاب را نمودند، و من هم آنچه در ذهنم حاضر بود جمع آوری نمودم و به ترتیب و تبویب آن همت گماشتم، و نام آن را «مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار» نهادم.
و در اوّل آن فهرست بابهای دهگانه و بخشهای او را به تفصیل آورده است و تاریخ کتابت آن نسخه سال می باشد و اوّل آن: الحمد للَّه أهل الحمد و ولیّه و منتهی الحمد و غایته، نحمده علی ما هدانا.
بابها و بحثهای آن چنین است:
- ایمان و اسلام در پانزده فصل.
- نشانه های شیعه در نه فصل.
- کارهای نیک در شانزده فصل.
- آداب معاشرت با مردم در دوازده فصل.
- مکارم اخلاق در پنج فصل.
- عیبهای نفس و کوشش در رهائی از آن در هشت فصل.
- مصیبت و گرفتاریها و ثواب بر آنها، و یاد مرگ در ده فصل.
- نهی از خصلتهای ناپسند در ده فصل.
- پندها - احادیث متفرقه.
ناگفته نماند که بیشترین آن احادیث را از کتاب «المحاسن» برقی نقل می کند که در آن اخبار زیادی موجود است که در «المحاسن» فعلی وجود ندارد، و همین دلیل بر آن است که «المحاسن» کنونی ناقص است، و نسخه کامل آن در دسترس مؤلّف بوده.
و همچنان مؤلّف از کتاب «روضة الواعظین» و «عیون الأخبار» و «مجمع البیان» جدش شیخ طبرسی و غیر آن نقل حدیث می نماید.

روش تحقیق:

روش کار در این کتاب نخست بر اساس مطبوع آن و ثانیا: بر دو نسخه
مخطوط به انجام رسید:
- نسخه شماره کتابخانه مجلس شورای اسلامی
- نسخه شماره کتابخانه وزیری یزد و ثالثا: با کاوش در کتب احادیث که در دسترس بود همانند کافی، محاسن برقی توحید شیخ صدوق و ... و همچنان به کتابهائی که مؤلّف به آنها در طی کتاب «مشکاة الأنوار» استناد نموده مراجعه نمودم و با مقابله دو نسخه مخطوط با مطبوع اصحّ را در متن قرار دادم، و نص احادیث را با کتب معتبر تطبیق نمودم و در پاورقی به فرقهای آن اشاره شد.
و برای اطمینان بیشتر تمام احادیث را با برنامه های کامپیوتری مطابقت دادم، چنانچه حدیثی مصدر و مأخذش بدست نیامد در پاورقی به آن اشاره شد.
همچنان اگر متن حدیث به محاسن برقی و یا دیگر کتب، استناد داده شد و در آن یافت نشد، حتی الإمکان از کتابهای دیگر همانند کافی و تهذیب و ... مراجعه و استخراج شد.
ضمنا آیات و کلمات غریبه همانند نصوص روایات ضبط گردید، و برای هر یک از آنها شماره خاصی در فهرست قرار داده شد تا پویندگان و خوانندگان به آسانی به آن دست یابند. و نیز برای منابع و م آخذ با ذکر نام ناشر و سال نشر و طبع فهرستی جداگانه تنظیم گردید.
در پایان نخست از خداوند منان سپاسگزارم که به من چنین توفیقی عنایت فرمود.
و ضمنا از دوستانی که به من در این کار کمک و راهنمائی کردند، تقدیر و تشکر می نمایم.
مهدی هوشمند