چهل حدیث - سیره نبوی

نویسنده : جواد محدثی

معرفی اجمالی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز جمعه 17 ربیع الاول عام الفیل (570 میلادی) در مکه به دنیا آمد و در 28 صفر سال 11 هجری در مدینه رحلت نمود. مدت عمر آن حضرت 63 سال و قبرشان در مدینه است.
مادرش آمنه بنت وهب و پدر بزرگوارش عبدالله فرزند عبد المطلب بود. پدر را قبل از تولد و مادر را در سن 5 سالگی از دست داد و سرپرستی او را عبدالمطلب و سپس ابوطالب به عهده گرفت.
در سن 25 سالگی با خدیجه ازدواج کرد و ثمره آن دو پسر و چهار دختر بود.
در سن 40 سالگی در 27 رجب سال 40 عام الفیل به پیامبری مبعوث شد. مدت پیامبری حضرت 23 سال به طول انجامید و در این مدت آخرین هدیه الهی به بشریت - قرآن کریم - بر قلب مبارکش نازل و بر زبان گهر بارش جاری گشت.

مقدمه

امام سجاد علیه السلام فرمود:
الا و ان ابغض الناس الی الله من یقتدی بسنة امام و لا یقتدی بأعماله.(1)
هشدار که منفورترین مردم نزد پروردگار، کسی است که شیوه امامی را پیروی کند ولی از سیره عملی او پیروی ننماید.
برای چگونه بودن نیاز به الگو داریم و نقش الگو در تربیت چنان چنان روشن است که نیازی به بیان و توضیح نیست.
آنچه در این الگوگیری و اسوه یابی و تأسی به اخلاق اولیاء الهی کارساز است، آشنایی با جزئیات صفات و رفتار آنان، نه کلیات. خوشبختانه در کتب حدیث و سیره، نمونه های رفتاری پیامبر و امامان بصورت ریز و جزئی آمده است که آشنایی با آنها بسیار سودمند است و گامی جهت خودسازی و تعالی بخشیدن به جامعه است.
انسان در دید ژرف نگر، اسلام، بیابانگردی سرگردان و گمگشته ای در تاریکزار زندگی نیست. او کشتی شکسته ای شور بخت و ناامید و اسیر موجهای بیم زا و هراس آفرین نمی باشد.
بلکه موجودی مسؤول است که با مقصد و مقصودی مشخص، با زاد و توشه ای کامل و راهنمایانی درونی و برونی به سفری پرداخته که از صحرای عدم آغاز می شود و تا بار یافتن به لقاء الهی ادامه دارد.
تمامی نیروهای خلقت، انسان را در این سفر صادقانه یاری می کنند و خدا با لطف بیکران خویش به هدایت او از راههای گوناگون پرداخته است و بهترین جایگاه جاودانه را در سرای آخرت برای او مهیا کرده است.
انسان برای به دست آوردن نیک بختی خویش و سعادتمندی جامعه و رضایت خداوند باید در طول این سفر چگونه زیستن را بیاموزد و این آموزه ها را در زندگی خویش بکار گمارد.
اسلام عزیز برای پاسخ گویی بدین سؤال بسیار اساسی دو شیوه را دنبال نموده است:
الف: بیان احکام و دستورهای زندگی از آغاز تا فرجام
ب: ارائه الگوهای تربیتی و نمونه های عینی کمال بر اساس همین شیوه دوم در قرآن مجید بارها از پیامبران و دیگر انسانهای والا سخن به میان آمده است، و از جنبه های الگویی آنان ستایش شده تا دیگران نیز به آنان تأسی بجویند.
در مکتب حیاتبخش تشیع (اسلام راستین) معرفی این الگوهای الهی گسترده تر است و پیشوایان معصوم که بهترین اسوه ها و الگوهای زندگی هستند فرا روی چشمان باز و دلهای آگاه قرار دارند تا آنانکه مسئولیت الهی و رسالت انسانی خویش را درک کرده اند و تصمیم برای رسیدن به چکادهای فرازمند فضیلت و کمال دارند با درس گرفتن از آنان زیستنی شرافتمندانه که سعادت دنیا و آخرت را تأمین می کند در پیش گیرند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم (علیه السلام) اسوه بشریت اند و تبعیت عملی از آنان رهنمون کمالجویان است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ادبنی ربی فاحسن تأدیبی (2)
خداوند مرا تأدیب کرده و ادبم را نیکو ساخته است.
ویژگی سیره معصومین در این است که مورد پسند و قبول پروردگار است و با اطمینان می توان از آن پیروی کرد.
اکنون به عنوان نمونه ای از دریای مواج و گرانقدر روایات، چهل حدیث از سیره هر یک از معصومین (علیه السلام) به پیشگاه امت اسلامی عرضه می شود. امید که همه ما را چراغ راه و ره توشه سفری باشد باری رسیدن به سعادت دنیا و نیکبختی آخرت.
در این چهل حدیث، از میان انبوه روایات مربوط به سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به گزینش پرداخته ایم و از آن بوستان باصفا و دل انگیز، دسته گلی برای شما چیده و ارمغان آورده ایم، باشد که مطالعه آن، چشم دلمان را روشنتر سازد و رفتار حضرت رسالت، الگوی زیستن ما شود و رشته جانمان به عشق نبوی پیوسته تر گردد، تا از این راه به آن حبیب خدا نزدیکتر شویم.
قال الله تبارک و تعالی:
لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه
(احزاب، آیه 2)
برای شما در پیامبر خدا (و رفتار و اخلاق او) سر مشقی نیکوست.

1: بندگی

قال الصادق (علیه السلام):
کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یأکل اکل العبد و یجلس جلسة العبد و یعلم أنه عبد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مانند بنده غذا می خورد و مانند بنده می نشست و می دانست که بنده است.
بحارالانوار، ج 16، ص 262