جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1841 - دست برنداشتن از موضع رکوع و سجود

عن علی بن جعفر عن اخیه موسی بن جعفر - علیه السلام -:
سألته عن الرجل یکون راکعاً او ساجداً فیحکه بعض جسده هل یصلح له ان یرفع یده من رکوعه او سجوده فیحکه مما حکه؟ قال: لا بأس، اذا شق علیه، و البصر الی ان یفرغ افضل؛
کسی در حال رکوع یا سجود بعضی از جاهای بدنش می خارد، آیا درست است که دستش را از رکوع یا سجود، بردارد و همان محل را بخارد؟ فرمود: اشکالی ندارد، وقتی که بر او سخت است ولی اگر صبر کند، تا از آن فارغ شود، بهتر است.
(بحارالانوار، ج 85، ص 119)

1842 - سیره امام صادق (ع) در رکوع و سجود

روی معاویه بن وهب قال:
رأیت ابا عبدالله - علیه السلام - یرفع یدیه اذا رکع و اذا رفع رأسه من الرکوع و اذا سجد و اذا رفع رأسه من السجود، و اذا اراد السجود للثانید و روی ابن مسکان عن ابی عبدالله - علیه السلام - قال: یرفع یدیه کلما اهوی الی الرکوع و السجود و کلما رفع رأسه من رکوع و سجود و قال: هی العبودیة؛
معاویه بن وهب گوید: امام صادق (ع) را دیدم که دستها را هنگامی که به رکوع می رود و سر بر می دارد و موقعی که به سجده می رود و هنگامی که از سجده سر برمی دارد و آنگاه که به سجده دوم می رود، بلند می کند و ابن مسکان از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: هر وقت نمازگزار به رکوع و سجود می رود و هنگامی که از رکوع و سجود سر برمی دارد، دستها را بلند کند. و بعد فرمود: این بندگی است.
(بحارالانوار، ج 85، ص 114)

1843 - تأثیر رکوع و سجود طولانی

عن ابی اسامه قال: سمعت اباعبدالله - علیه السلام - یقول:
علیکم بتقوی الله و الورع، والاجتهاد، و صدق الحدیث و اداء الامانة و حسن الجوار، و کونوا دعاة الی انفسکم بغیر السنتکم و کونوا زیناً و لا تکونوا شینا، و علیکم بطول السجود و الرکوع فان احدکم اذا اطال الرکوع و السجود، یهتف ابلیس من خلفه و قال: یا ویلتاه اطاعوا و عصیت و سجدوا و ابیت؛
ابو اسامه گوید از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: بر شما باد به تقوای الهی و ورع و اجتهاد و درستی در گفتار و ادای امانت و حسن همجواری مردم را به غیر زبان (و یا عمل) به سوی خود بخوانید و زینت ما باشید و ننگ ما نباشید. سجده و رکوع را طولانی کنید که هرگاه یکی از شما رکوع و سجود را طولانی کند، ابلیس از پشت سرش فریاد می زند: ای وای بر من! اینان اطاعت کردند و من گناه کردم و سجده کردند و من نکردم.
(بحارالانوار، ج 85، ص 136)