جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1832 - دوری از صفات رذیله در رکوع و سجود

فی صحف ادریس
اذا دخلتم فی الصلاة فاصر فوا لها خواطرکم و افکارکم و ادعوا الله دعاء طاهراً متفرغاً و سلوه مصالحکم و منافعکم بخضوع و خشوع و طاعة و استکانة، و اذا رکعتم و سجدتم فابعدوا عن نفوسکم افکار الدنیا و هو اجس السوء، و افعال الشر، و اعتقاد المکر، و مأکل السحت، و العدوان والاحقاد، و اطر حوا بینکم ذلک کله؛
چون به نماز می پردازید، تمامی اندیشه و فکرتان را متوجه آن کنید و با فراغت بال (از امور دنیا) به درگاه خداوند دعا کنید و با خضوع و خشوع، فرمانبرداری و دل شکسته آن که مصلحت شما در آن از او بخواهید و چون به رکوع و سجده رفتید، دنیا و دوستی، کارهای بشر، اندیشه فریب کاری، حرام خوردن، تعدی به دیگران و کینه را از خود دور کنید (و با دلی پاک و فارغ از شر و کینه به درگاه خدا روید).
(بحارالانوار، ج 84، ص 253)

1833 - رحمت خدا در رکوع و سجود

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله -:
اذا قام العبد فی صلاته ذر البر علی رأسه، حتی یرکع، فاذا رکع علته رحمة الله حتی یسجد و الساجد یسجد علی قدمی الله فلیسأل و لیرغب؛
آنگاه که بنده در نمازش برخیزد، نیکی بر سرش افشانده می شود تا به رکوع برود و چون به رکوع رفت، رحمت خدا او را احاطه می کند تا به سجده برود و سجده کننده بر روی پاهای خداوند افتاده است از این رو، باید از او بخواهد و به آنچه نزد او است، دل نبندد.
(کنزالعمال، ج 7، ص 289، ح 18924)

1834 - فلسفه ذکر رکوع و سجود

عن هشام بن الحکم عن ابی الحسن موسی - علیه السلام - قال:
قلت له: لای علة یقال فی الرکوع: سبحان ربی العظیم و بحمده و یقال فی السجود سبحان ربی الاعلی و بحمده قال: یا هشام ان الله لما اسری بالنبی - صلی الله علیه و آله - و کان من ربه کقاب قوسین او ادنی رفع له حجاب من حجبه فکبر رسول الله - صلی الله علیه و آله - سبعاً حتی رفع له سبح حجب، فلما ذکر ما رأی من عظمة الله ارتعدت فرائضه فانبرک علی رکبتیة و اخذ یقول: سبحان ربی العظیم و بحمده فلما اعتدل من رکوعه قائماً و نظر الیه فی موضع اعلی من ذلک الموضع خر علی وجهه و جعل یقول: سبحان ربی الاعلی و بحمده فلما قال سبع مرات سکن ذلک الرعب فلذلک جرت به السنة؛
هشام بن حکم از امام موسی کاظم (ع) پرسید: چرا در رکوع سبحان ربی العظیم و بحمده و در سجده سبحان ربی الاعلی و بحمده گفته می شود؟ فرمود: ای هشام! چون خدای تبارک و تعالی پیامبر (ص) را به معراج برد و آن حضرت به پروردگارش به اندازه قاب قوسین او ادنی نزدیک گشت حجابی از حجابهایش را از پیش او به کنار زد و از این رو، رسول خدا (ص) هفت تکبیر گفت تا اینکه هفت حجاب به کنار رفت. پس از آن که این دیدنی ها در ذهن پیامبر (ص) یادآوری شد، رگهای گردنش به لرزه افتاد و دست ها را به زانو گذاشت و شروع کرد به گفتن سبحان ربی العظیم و بحمده وقتی از حالت رکوع برخاست و نگاه کرد و به جایگاه بالاتری از آنچه دیده بود نگریست روی زمین افتاد و گفت: سبحان ربی الاعلی و بحمده وقتی این جملات را هفت بار تکرار کرد، حالت رعب از او برطرف گردید از این رو، سنت بر این جاری شد.
(بحارالانوار، ج 85، ص 103)