جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1678 - تأثیر تکبیرة الاحرام

قال الباقر - علیه السلام -:
اذا احرم العبد المسلم فی صلوته، اقبل الله الیه بوجهه و وکل به ملکاً یلتقط القرآن من فیه التقاطاً فاذا اعرض، اعرض الله عنه و وکله الی الملک؛ هنگامی که بنده ای مسلمان تکبیرة الاحرام نماز را می گوید، خداوند به طرف وی توجه می کند، و موکل می کند بر او ملکی را تا آنچه که قرائت می نماید از او دریافت می کند پس اگر اعراض کرد، خداوند از او روی می گرداند و او و نمازش را به فرشته وا می گذارد.
(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 173)

1679 - اسرار تکبیرة الاحرام

عن الصادق - علیه السلام -:
اذا کبرت فاستصغر ما بین العلا والثری دون کبریائه؛ فان الله اذا اطلع علی قلب العبد و هو یکبر و فی قلبه عارض عن حقیقة تکبیره. قال: یا کاذب، اتخذ عنی؟ و عزتی و جلالی لاحرمنک حلاوة ذکری و لا حجبنک عن قربی و المسارة بمناجاتی. فاعتبر انت قلبک حین صلوتک فان کنت تجد حلاوتها و فی نفسک سرورها وبهجتها و قلبک مسروراً بمناجاته ملتذ بمخاطباته، فاعلم انه قد صدقک فی تکبیرک له؛ و الا فقد عرفت من سلب لذة المناجاة و حرمان حلاوة العبادة انه دلیل علی تکذیب الله لک و طردک عن بابه؛
چون تکبیر (نماز) را گفتی، آنچه را که ما بین آسمان و زمین است در مقابل کبریای خدا کوچک و ناچیز شما را که اگر خداوند بر قلب بنده زمانی که تکبیر می گوید، بنگرد و در دل او چیزی باشد که از حقیقت معنای تکبیر بازش می دارد، به او گوید: ای دروغگو آیا مرا می فریبی؟ به عزت و جلالم سوگند که از شیرینی یاد خود محرمت کنم و از قرب به خود و شادمانی مناجاتم محجوبت سازم پس به هنگام نمازگزاردنت دل خود را بیازما، اگر شیرینی نماز را و در (عمق) جان سرور و بهجت (حاصل از) آن را می یابی و دلت از راز و نیاز با او شادمان است و از گفتگو با او لذت می برد، بدان که خداوند تو را در تکبیری که بر زبان رانده ای تصدیق فرموده است وگرنه، بدان که فقدان لذت مناجات و محرومیت از شیرینی عبادت دلیل بر این است که خداوند تو را (در تکبیرت) دروغگو دانسته و از درگاه خود رانده است.
(مصباح الشریعة، باب 13، بحارالانوار، ج 81، ص 230)

1680 - سر الله اکبر

عن امیرالمؤمنین - علیه السلام - انه قال:
و الوجه الاخر الله اکبر فیه نفی کیفیته کانه یقول (ای المؤذن): الله اجل من ان یدرک الواصفون قدر صفته الذی هو موصوف به، انما یصفه الواصفون صفته علی قدرهم لا قدر عظمته و جلاله. تعالی الله عن ان یدرک الواصفون صفته علواً کبیراً؛
وجه دیگر الله اکبر این است که کیفیت و چگونگی را از او نفی می کند؛ گویی که اذان گوینده می گوید: خداوند والاتر از آن است که وصف کنندگان صفت او را (آنچنان که هست) ادراک کنند وصف کنندگان به قدر ادراک خود او را وصف می کنند نه به قدر عظمت و جلال او خدا بسیار برتر از آن است که وصف گویان صفت او را دریابند...
(بحارالانوار، ج 81، ص 131)