جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1508 - نمازگزاری که به حریم مؤمنین می نگرد

فیما اوحی الله الی داود - علیه السلام -:
یا داود! لربما صلی العبد، فاضرب بها وجهه و احجب عنی صوته. اتدری من ذلک یا داود؟ ذلک الذی یکثر الالتفات الی حرم المؤمنین بعین الفسق، و ذلک الذی حدثته نفسه لو ولی امراً لضرب فیه الاعناق ظلماً؛
ای داود! چه بسا بنده ای نماز می خواند و من آن نماز را به صورتش می زنم و حجابی میان او و خود قرار می دهم که صدای (قرائت) او را نشنوم ای داود! آیا می دانی که آن نمازگزار کیست؟ او کسی است که زیاد به خانه و حریم مؤمنان با دیده فسق و فساد نگاه می کند این شخص کسی است که نفسش او را وسوسه نموده و با خود چنین می اندیشد که اگر امیر و حاکم بر مردم شود، ظالمانه خون بریزد.
(بحارالانوار، ج 84، ص 257)

1509 - اخلاص در عبادت

قال علی - علیه السلام -:
طوبی لمن اخلص لله العبادة و الدعاء، و لم یشتغل قلبه بما تراه عیناه و لم ینس ذکر الله بما تسمع اذناه، و لم یحزن صدره بما اعطی غیره؛
خوشا به حال کسانی که خالصانه بندگی خداوند کند و قلبش متوجه آنچه که می بیند نگردد و به جهت آنچه می شنود، از یاد خداوند غافل نشود و سینه اش به سبب آنچه به دیگران داده شده است محزون نگردد.
(بحارالانوار، ج 81، ص 261)

1510 - تأثیر فروتنی در نماز

قال جعفر - علیه السلام -:
یابن جندب! قال الله - عزوجل - فی بعض ما اوحی: انما اقبل الصلاة ممن یتواضع لعظمتی، و یکف نفسه و عن الشهوات من اجلی، و یقطع نهاره بذرکری، و لا یتعظم علی خلقی، و یطعم الجایع و یکسو العاری، و یرحم المصاب، و یؤوی الغریب، فذلک یشرق نوره مثل الشمس. اجعل له فی الظلمة نوراً و فی الجهالة حلماً اکلأه بعزتی و استحفظه ملائکتی یدعونی فالبیه و یسالنی. فاعطیه فمثل ذلک العبد عندی کمثل جنات الفردوس لا ییبس ثمارها و لا تتغیر عن حالها؛
ای پسر جندب! خدای - عزوجل - در بعضی از کلام خویش که وحی نموده می فرماید: همانا من نماز کسی را می پذیرم که در برابر بزرگی و عظمتم فروتنی کند و خود را برای خشنودی من از شهوات (حرام باز دارد و روزش را به یاد من شب کند و بر خلقم بزرگی نکند گرسنه را سیر نموده و برهنه را بپوشاند و بر مصیبت زده ترحم کند و غریب را پناه دهد چنین بنده ای نورش مثل نور خوشید خواهد درخشید من برای او در ظلمت ها و تاریکی ها و گرفتاری ها نور و روشنایی قرار می دهم و در میان نادانان او را به زینت حلم و بزرگواری مزین می کنم به عزت و جلالم سوگند! خود، او را حراست می نمایم و از ملائکه ام خواسته ام که او را محافظت نمایند او مرا می خواند من او را لبیک می گویم و هرچه سؤال و خواهش کند، به او عطا می نمایم او نزد من مانند باغهای بهشت است که میوه هایش به پایان نمی رسد و تغییر حالت نمی دهد.
(بحارالانوار، ج 69، ص 391)