جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1168 - نماز شب، شعار پرهیزکاران

قال علی - علیه السلام -:
سهر اللیل شعارالمتقین و شیمة المشتاقین؛
شب زنده داری شعار پرهیزکاران و روش مشتاقان است.
(غرر الحکم، ص 192)

1169 - تأثیر شب زنده داری

قال علی - علیه السلام -:
فاتقوا الله عباد الله تقیة ذی لب، شغل التفکر قلبه، و انصب الخوف بدنه، و اسهر التهجد غرار نومه، و اظمأ الرجاء هو اجر یومه، و ظلف الزهد شهواته، و اوجف الذکر بلسانه، و قدم الخوف لامانه؛
ای بندگان خدا! از خدا بترسید همانند ترسیدن خردمندی که اندیشه قیامت او را به خود مشغول کرده و ترس از خدا جسمش را رنجور ساخته و شب زنده داری (برای عبادت) خواب اندک او را گرفته و امید به حق، او را در نیم روز تشنه نگاه داشته و بی توجهی به دنیا خواهش های نفس را از او دور کرد پیوسته ذکر خدا بر زبانش جاری است و ترس (از خدا) را برای امنیت (روز رستاخیر بر همه چیز) مقدم داشته است.
(نهج البلاغه، خطبه 82)

1170 - آداب نماز شب و شب زنده داران

قال علی - علیه السلام -:
اما اللیل فصافون اقدامهم، تالین لاجزاء القرآن یرتلونها ترتیلا، یحزنون به انفسهم و یستثیرون به دواء دائهم. فاذا مروا بایة فیها تشویق رکنوا الیها طمعاً و تطلعت نفوسهم الیها شوقاً، و ظنوا انها نصب اعینهم، و اذا مروا بایة فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا انها زفیر جهنم و شهیقها فی اصول اذانهم فهم حانون علی اوساطهم مفترشون لجباههم و اکفهم و رکبهم و اطراف اقدامهم یطلبون الی الله فی فکاک رقابهم. و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقیاء؛
(پرهیزکاران) به هنگام شب برپا می خیزند و آیات قرآن را با دقت و تأمل می خوانند و با خواندن و اندیشیدن در آن خود را محزون می سازند و می کوشند که با آن، درد خود را درمان کنند هرگاه به آیه ای برسند که شوق انگیز و امید آفرین، باشد به آن طمع ورزند و مشتاقانه به آن نگرند؛ گویی پاداشی که آن آیه بازگو می کند در برابر دیدگان آنهاست و چون به آیه ای برسند که در آن ترس و بیم است، گوش دل خویش را می گشایند که گویی فریاد و فغان اهل دوزخ در کنار گوش آنهاست، قامت خود را در مقابل حق خم می کنند و پیشانی و کف دست و زانوان و سر انگشتان را بر زمین می نهند و از خداوند بزرگ آزادی خویش (را از آتش دوزخ) درخواست می کنند و به هنگام روز، شکیبا و دانا و نیکوکار و پرهیزکار می باشند.
(نهج البلاغه، خطبه 193، الدلیل، ج 2، ص 997)