جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

1165 - اثرات دنیایی و آخرت نماز شب و تهجد

قال علی - علیه السلام -:
و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنة زمراً قد امن العذاب، و انقطع العتاب و زخر حوا عن النار، و اطمأنت، بهم الدار، و رضوا المثوی و القرار، الذین کانت اعمالهم فی الدنیا زاکیة و اعینهم باکیة، و کان لیلهم فی دنیاهم نهاراً تخشعاً واستغفاراً، و کان نهارهم لیلا توحشاً و انقطاعاً، فجعل الله لهم الجنة ماباً والجزاء ثواباً و کانوا حق بها و اهلها فی ملک دائم و نعیم قائم؛
پرهیزکاران دسته دسته به سوی بهشت هدایت می شوند از عذاب آسوده اند و از سرزنش ایمن و از آتش دورند و بهشت برای آنان آرامش یافته (تا در مکان های امن بیاسایند) و آنان از این قرارگاه خشنود می باشند. اینان کسانی هستند که در این جهان، کردارشان پاک و چشمشانشان گریان و شب هایشان در دنیا در فروتنی (در نماز شب) و استغفار روز و روزهایشان از بیم گناه شب بوده است از این رو خداوند بهشت را جای بازگشت و پاداش (کردار) آنان گردانیده و به بهشت و اهل بهشت سزاوارترند، در جاودانگی و نعمت پایدار.
(نهج البلاغه، خطبه 190، الدلیل، ج 2 ص 1000)

1166 - سفارش امام حسین (ع) به خواهرش زینب

-قال الحسین - علیه السلام - حین الوداع مع اخته زینب - علیها السلام-:
یا زینب! لا تنسینی فی نافلة اللیل؛
امام حسین - علیه السلام - هنگام وداع در روز عاشورا به زینب کبری (ع) فرمود: ای زینب ! در نماز شب مرا فراموش مکن.
(زینب کبری، للنفدی، ص 50)

1167 - نماز شب یاران محمد (ص)

قال علی - علیه السلام -:
لقد رأیت اصحاب محمد - صلی الله علیه و آله - فما اری احد یشبههم منکم. لقد کانوا یصبحون شعثاً غبرا، و قد باتوا سجداً و قیاماً یراوحون بین جباههم و خدودهم و یقفون علی مثل الجمر من ذکر معادهم. کان بین اعینهم رکب المعزی من طول سجودهم. اذا ذکر الله هملت اعینهم حتی تبل جیوبهم و مادوا کما یمید الشجر یوم الریح العاصف خوفاً من العقاب و رجاء للثواب؛
من اصحاب محمد (ص) را دیده ام و کسی از شما را نمی بینم که شبیه آنان بوده باشد اصحاب محمد (ص) شب را در حال سجده و قیام بودند و با چهره ژولیده و غبارآلوده شب را به صبح می رساندند، زیرا پیشانی ها و صورتهای خویش را به طور متناوب بر زمین می نهادند. آن رشد یافتگان با یادآوری بازگشت خویش، چنان می شدند که گویی بر گدازه آتش ایستاده اند. از طول سجود میان چشمانشان مانند زانوی بز برآمده بود. چشمانشان چنان گریان بود که گریبان هایشان خیس می شد و به جهت ترس از کیفر و امید پاداش مانند درختی در تندباد می لرزیدند.
(نهج البلاغه خطبه 97)