جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

977 - امام سجاد (ع) و اثر سجده گاه

قال ابو حازم:
ما رأیت هاشمیاً افضل من علی بن الحسین - علیهما السلام - کان یصلی فی الیوم و الیلة الف رکعة حتی خرج بجبهته آثار سجوده مثل کرکرة البعیر؛
هیچ یک از بنی هاشم را ندیدم که از علی بن الحسین - علیه السلام - برتر باشد، او در شب و روز هزار رکعت نماز می خواند تا در مواضع سجده اش مانند سینه شتر ساییدگی به وجود آمد.
(اصول وافی، ج 2، ص 113)

978 - اهل بیت پیامبر (ص) و نماز

قال الهادی - علیه السلام -:
و اقمتم الصلاة، و اتیتم الزکوة، و امرتم بالمعروف، و نهیتم عن المنکر و جاهدتم فی الله حق جهاده، حتی اعلنتم، دعوته، و بینتم فرائضه و اقمتم حدوده، و نشرتم شرایع احکامه، و سننتم، سنته و صرتم فی ذلک منه الی الرضا؛
شما اهل بیت، نماز را به پا داشتید، و زکات پراختید، امر به معروف و نیکی و نهی از منکر و زشتی ها نمودید؛ و در احیای دین و فرایض او قیام فرمودید و آنگونه که حقش است، در راه خداوند جهاد، کردید، تا آن جا که دعوت حضرت حق و دین او را آشکار ساختید و فرایض الهی را تبیین و شتریح کرده و اقامه حدود دین خدا را نموده و شریعت و احکام الهی را تفسیر و منتشر کردید، و سنت های الهی را پایدار ساختید و بدین وسیله، خدا را از خود خشنود ساختید.
(بحارالانوار، ج 102، ص 129)

979 - آثار عبادت در چهره امام سجاد (ع)

عن الزهی قال:
دخلت مع علی بن الحسین - علیه السلام - علی عبدالملک بن مروان. قال: فاستعظم عبدالملک ما رای من اثر السجود بین عینی علی بن الحسین - علیه السلام - فقال: یا ابا محمد! لقد بین عیلک الاجتهاد، و لقد سبق لک من الله الحسنی، و انت بضعة من رسول الله - صلی الله علیه و آله - قریب النسب، و کید السبب، و انک لذو فضل عظیم علی اهل بیتک و ذوی عصرک، و لقد اوتیک من الفضل و العلم و الدین و الورع ما لم یؤت احد مثلک و لا قبلک الا من مضی من سلفک. و اقبل یثنی علیه و یطریه، قال: فقال علی بن الحسین - علیهما السلام - کلما ذکرته و و صفته: من فضل الله سبحانه و تأئیده و توفیقه؛ فاین شکره علی ما انعم یا امیرالمؤمنین؟ کان رسول الله - صلی الله علیه و آله - یقف فی الصلوة حتی ترم قدماه، و یظمأ فی الصیام حتی یعصب فوه. فقیل له: یا رسول الله! الم یغفر الله لک ما تقدم من ذنبک و ما تأخر؟ فیقول: - صلی الله علیه و آله -: افلا اکون عبداً شکوراً. الحمد لله علی ما اولی و ابلی و له الحمد فی الاخرة و الاولی، و الله، لو تقطعت اعضائی و سالت مقلتای علی صدری ان اقوم لله - جل جلاله - بشکر عشر العشر من نعمة واحدة من جمیع نعمه التی لا یحصیها العادون و لا یبلغ حد نعمة منها علی جمیع حمد الحامدین، لا والله، او یرانی الله لا یشغلنی شی ء عن شکره و ذکره فی لیل و لا نهار و لا سر و لا علانیة. و لو لا ان لاهلی علی حقاً و لسائر الناس من خاصهم و عامهم علی حقوقاً لا یسعنی الا القیام بها حسب الوسع و الطاقة حتی اءدیها الیهم، لرمیت بطرفی الی السماء و بقلبی الی الله، ثم لم ارددهما، حتی یقضی الله علی نفسی و هو خیر الحاکمین، و بکی - علیه السلام - و بکی عبدالملک؛
زهری می گوید: همراه علی بن الحسین (ع) بر عبدالملک بن مروان وارد شدیم چون عبدالملک اثر سجده را بر پیشانی آن حضرت دید، شگفت زده گفت: ای ابو محمد! آثار کوشش در عبادت بر تو آشکار است در حالی که از پیش خداوند، خیر و نیکویی برایت مقرر و مقدر کرده است تو پاره تن پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - هستی و نسبت تو (به او) نزدیک و پیوندت محکم است تو در میان افراد خانواده و مردم زمانه ات فضیلت و برتری عظیمی داری و فضل و دانش و دین و تقوایی که تو داری، کسی جز خاندانت بدان نرسیده است او آن حضرت را بسیار ستود آن گاه علی بن الحسین (ع) فرمود: شکر آنچه درباره فضل و تأیید و توفیق خدای سبحان (نسبت به ما) گفتی، چگونه توان به جای آورد ای امیرمؤمنان؟ رسول الله (ص) به نماز می ایستاد تا پاهایش متورم می شد و در اثر روزه دهانش از تشنگی خشک می شد، به آن حضرت گفتند: ای رسول خدا! مگر خدا گناهان گذشته و آینده تو را نیامرزیده است؟ فرمود: آیا نباید خدای را بر آنچه انعام فرموده و ما را بدان آزمود سپاسگزار باشم؟ به خدا قسم اگر اعضای بدنم پاره پاره شود و چشمانم از حدقه بر سینه ام فرو غلطند، نمی توان شکر یک صدم نعمتی از نعمتهای خدا را - که شمارندگان شمارش آن نتوانند کرد - و حمد همه حامدان، حق، یکی از آنها را ادا نتواند کرد، به جای آوردم، به خدا سوگند! نمی توانم، جز آن که خدا مرا چنان بیند که در شب و روز و خلوت و آشکار چیزی مرا از شکر و ذکر او باز نمی دارد و اگر نبود که خانواده ام بر من حق دارند و دیگران را نیز بر من حقوقی است که ناگزیر باید در حد توان خویش آن حقوق را ادا کنم، همانا چشم به آسمان می دوختم و دل خود را به سوی خداوند متوجه می ساختم و دیده و دل برنمی گرفتم تا خداوند جانم را بگیرد و اوست بهترین حکم کنندگان آن گاه حضرت امام زین العابدین (ع) به گریه افتاد و عبدالملک (نیز) گریست.
(بحارالانوار، ج 46، ص 57)