جامع آیات و احادیث موضوعی نماز، جلد دوم

نویسنده : عباس عزیزی

925 - بی هوش شدن رسول خدا (ص)

فانظر الی عرشی، قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - فنظرت الی عظمة ذهبت لها نفسی و غشی علی فالهمت ان قلت: سبحان ربی العظیم و بحمده لعظم ما رأیت. فلما قلت ذلک تجلی الغشی ء عنی حتی قلتها سبعاً الهم ذلک، فرجعت الی نفسی کما کانت...؛
به عرش من بنگر، رسول الله (ص) فرمود: پس به آن چنان عظمتی نگریستم که بی هوش شدم آن گاه به من الهام شد و به جهت عظمت آنچه که دیدم، گفتم، منزه است پروردگار بزرگ من و سپاس او راست چون این را بگفتم، از حالت غشوه به در آمدم و با الهامی که به من می شد، هفت بار آن ذکر را گفتم و کاملاً به حالت طبیعی خود بازگشتم...
(علل الشرایع، ج 2، ص 312)

926 - برای نماز خود را به مشقت می انداخت

قال علی - علیه السلام -:
کان رسول الله - صلی الله علیه و آله - نصباً بالصلاة بعد التشبیر له بالجنة لقول الله سبحانه: وأمر اهلک بالصلاة واصطبر علیها فکان یأمر اهله و یصبر علیها نفسه؛
پس از آن که رسول خدا (ص) مژده بهشت را دریافت برای نماز، خود را به رنج و مشقت می افکند چرا که خداوند سبحان فرموده بود: کسان خویش را به خواندن نماز فرمان ده، و خود بر آن پایداری ورز. از این رو، حضرتش خاندان خود را به نماز امر می کرد و خود با شکیبایی در انجام آن می کوشید. (نهج البلاغه خطبه 199)

927 - پناه رسول خدا - صلی الله علیه و آله - به نماز

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله -:
کانوا (یعنی الانبیاء) یفزعون اذا فزعوا الی الصلاة؛
پیامبران خدا چنان بودند که چون دچار نگرانی می شدند، به نماز پناه می بردند.
(تفسیر درالمنثور، ج 1، ص 67)