اسلام پزشک بی دارو

نویسنده : احمد امین شیرازی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
علم غذاشناسی از علومی است که امروز توسعه بیشتری یافته و مورد علاقه عموم طبقات مردم قرار گرفته است.
این علم در زمان قدیم هم متداول بوده است. و بهترین سند آن، کتابهایی است مانند مخزن الادویه و امثال آن که در این باره تدوین شده است. امروز غذاشناسان، با الهام از این کتب و تجربیات و زحماتی که خود در این قسمت به کمک آزمایشها متحمل گشته اند سبب تکمیل و گسترش بیشتر این علم شده اند.
البته اگر افراد اجتماع در حد استعداد خود نسبت به غذاها شناسایی پیدا کنند و به کار بندند بهمان اندازه به بهداشت عمومی کمک نموده و متقابلاً به همان نسبت از مصرف داروها و مخارج هنگفت مربوط به آن و بیماریها کاسته خواهد شد.
اسلام همانگونه که از هر نظر کامل است، از نظر جنبه های بهداشتی نیز مکتبی غنی و نیرومند دارد. شاهد این مدعا اسناد زنده ای است که این کتاب قسمتی از آنها را نشان خواهد داد.
راستی جای شگفتی است که در چهارده قرن قبل، پیشوایان اسلام درباره یک گیاه یا یک میوه حقیقتی را بیان کرده اند که در آن روز شاید باور کردنی نبوده اما امروز که روز شکوفا شدن مطالب پیچیده و روشن گشتن حقائق نهفته است در پرتو آزمایشها و زحمات پی گیر دانشمندان، حقیقت آنها کاملا روشن گردیده است.
کدام دانشمند و محقق است که بتواند حقایق علمی قرآن را درباره جنین و نطفه تا غرائز و فطرت ها و تا بیولوژی و فیزیولوژی منکر شود؟
کدام دانشمندان و فیلسوف است که نظریات اسلام را درباره سیارات و زمین و سایر کواکب آسمانی و طریقه گردش آنان را با دیده تحقیر نگرد؟ بلکه همین نظریات زیر بنای علوم و سر نخ دقتها و مطالعات دانشمندان تا زمان ما گردیده است و از همین نظر است که انشتین در کتاب دنیایی که من می بینم(1) بطور کلی مذهب را محرک تحقیقات و مطالعات علمی بشر میداند بویژه مذهبی که مرام و شعارش تفکر است، همان تفکری که بالهای قوی انسانها به سوی بهشت مینو سرشت علم و تحقیق معارف بشری است.(2)
تحرکی که اسلام برای بشریت بوجود آورد تنها مخصوص مسلمانان نبود بلکه شعاع و پرتو آن غرب را نیز فراگرفت.
دنیای اسلام در جهان مسیحی نفوذهای گوناگون داشت اروپا از دیار اسلام ؛ غذاها، شربت ها، دارو، درمان، اسلحه و نشانه های خانوادگی؛ سلیقه و ذوق هنری، صنعت و تجارت و قوانین و رسوم دریانوردی را فراگرفت، و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد. ابن سینا و ابن - رشد از مشرق بر فلاسفه مدرسی اروپا پرتو افکندند...
این نفوذ اسلامی از راه بازرگانی و جنگهای صلیبی و ترجمه هزاران کتاب از عربی به لاتین و مسافرت دانشورانی از قبیل کربرت و... به اندلس اسلامی انجام گرفت(3)
خوب است شاهد زنده را برای اثبات این قسمت از کتب غذائی غربیها با اعتراف جالب آنان بنویسیم.
لونس کارالیه اریک نیژل دکتر پروفسور لهامو لیموند دکسترت درباره شکر تیغال اینطور می نویسد:
بعقیده حکیم مؤمن (4)، شکر تیغال (5)؛ خاصیت ملین و مسکن دارد. و برای حدت اخلاط و سوزش مری و خشونت سینه و معالجه سرفه و صاف کردن آواز و رفع خشکی گلو و معده نافع است.
آزمایشها و تحقیقات علمی امروز هم خواص درمانی و آثار شفابخش شکر تیغال را - همانطوریکه حکیم مؤمن نوشته است - تأیید کرده.(6)
از جمله چیزهای که به همراه علوم مسلمین از طریق جنگهای صلیبی از آسیا رفت، گیاهان مختلف بود همان نویسندگان مزبور لونس کارلیه، اریک نیژل و...درباره گل گاوزبانمی نویسند:
گهواره اصلی گل زبان آسیای صغیر بوده است که امروز در همان جا بحالت وحشی و خودرو میروید در قرن شانزدهم میلادی جنگ جویان صلیبی که از دمشق به اروپا برگشتند تخم گل گاوزبان را به اروپا آورند و کشت کردند کشت گل گاوزبان به زودی در سراسر اروپا رواج یافت و حتی در قرن وسطی آنرا یکی از سبزیهای خوردنی مثل جعفری میدانستند.(7)
با توجه به این مطالب ارزش و اهمیت غذاشناسی در میان دانشمندان اسلامی بویژه ایرانیان مسلم میگردد. کتاب حاضر تطبیق و سنجشی است که بین غذاشناسی اسلامی و غذاشناسی روز شده و در کنار آیات و روایات اسلامی که تکیه گاه اساسی این کتاب است به مقالات دانشمندان علوم بهداشتی و غذایی نیز اشاره شده که خواننده با مطالعه آن به وسعت و عظمت مکتب آسمانی اسلام پی میبرد و بخوبی متوجه میشود چگونه اولیاء گرامی این آئین در 14 قرن قبل نکات دقیق غذاشناسی و بهداشتی را به پیروان خود خاطر نشان کرده و برای مداوای مردم از آنها استفاده نموده اند.
انتخاب نام اسلام پزشک بی دارو برای این کتاب به همین مناسبت است.
و منظور از پزشک بی دارو طبیب غذاشناسی است که او به جای آمپول، قرص، کپسول های رنگارنگ و احیاناً شربتهای تلخ، بیمار را با غذاهای لذیذ و میوه های شیرین مداوا می کند. دین مقدس اسلام چون این روش را به مردم آموخته پس او پزشک بی دارو است. مطالب کتابی که در دست شماست، بیانگر همین حقیقت است.
قم - اردیبهشت 1373
احمد امین شیرازی

گرسنگی

یکی از حالات انسان، گرسنگی است که می توان آن را دو قسمت دانست.
1 - داشتن اشتها برای صرف غذاهای متنوع.
2 - کمبود مواد غذایی.
کسی که دچار کمبود مواد غذایی گشته ممکن است سیر باشد و غذاهای ایده آل خود را هم بخورد؛ بنابر این گرسنگی قسم دوم به معنای این است که مواد لازم و ضروری بدن به آن نرسیده و به همین جهت نوع دوم را فقط غذاشناس می تواند تشخیص بدهد.
بوسیله اکتشافات فراوان، بشر امروز میدانید که در خوراکیها اسرار دیگری غیر از پر کردن شکم وجود دارد و تنها با سیر کردن معده نمی توان نیروی لازم برای بدن را بدست آورد. ممکن است شما غذا بخورید، زیاد هم بخورید، ولی سوخت ماشین بدنتان لنگ باشد.
پس غیر از گرسنگی ظاهری، یک گرسنگی دیگری هم وجود دارد که حس گرسنگی قادر به درک آن نیست و باید با وسائل دیگر به وجود آن پی برد.(8)

کمبود مواد غذایی

در اثر گرسنگی قسم دوم که همان کمبود مواد غذایی است مرگ تدریجی برای اشخاص پیدا می شود زیرا بواسطه نرسیدن غذای مورد احتیاج به بدن، رفته رفته جسم انسان نیرو و مواد لازم را از دست می دهد و در صورت تهاجم میکرب، بدن تاب مقاومت و مبارزه را ندارد و بالاخره شکست می خورد و از پای در می آید.
برای کسانی که می خواهند ملتی را از پای در آورند گرسنگی قسم دوم حربه خطرناک و کشنده ای است زیرا بدون جنجال و هیاهو، مردمی را ندانسته و نفهمیده با پای خودشان به گور می فرستند.
فلسفه های گمراه کننده و بیگانه و فساد انگیز، عقیده دارند که برای از پای در آوردن ملتی نخست باید سلامت و تندرستی او را ضعیف کرد و مبانی اخلاقی او را درهم شکست پس از آن به آسانی می توان او را طعمه خویش ساخت.
بعنوان مثال می توان از نان سفید، قند سفید و مواد شیمیایی نام برد، سفیدی اینها ظاهراً فریبنده است؛ و رنگشان برای مشکل پسندان بسیار مطلوب و مطبوعست اما در واقع فاقد مواد حیاتی و غذایی است.
زیرا در نان سفید:
سبوس که جدار خارجی گندم است و دائماً در هوا و در آفتاب غوطه ور می باشد، و دارای مقدار زیادی ویتامین ها و عوامل فعاله است در اثر اعمال سفیدگری نابود میشود.(9)
بنابراین نانی که از این راه تهیه می شود تنها گرسنگی قسم اول را از بین می برد. در حالی که گرسنگی قسم دوم یعنی کمبود مواد غذایی به حال خود باقی است.
در کشورهایی که مثل کشور بلژیک در زمان جنگ اول جهانی، نرم و الک کردن نان را ممنوع کرده بودند، تلفات ناشی از بیماریهای قلبی، تصلب شرائین، مرض قند و فشار خون بفاصله یکسال تقلیل فراوان یافت. تلفات همه طبقات مردم در هر سنی مخصوصاً کسانی که بیش از هفتاد و پنج سال داشتند تنزل محسوس یافت. این نکته بطور مسلم ثابت می کند که سرچشمه بسیاری از امراض ناگوار پیری، ناشی از کیفیت تغذیه است.(10)
در ردیف چیزهایی که باعث فقر غذایی می شود و مواد فعال غذاها را نابود می سازد و در نتیجه، گرسنگی قسم دوم را به وجود می آورد می توان از عمل سفیدگری و کود شیمیایی نام برد عمل سفیدگری به معنای اینکه برای سفید کردن و قشنگ شدن بعضی نانها از مواد شیمیائی استفاده می کنند که در بعضی اوقات با گازهای سمی توأم است.
آردهای سفید، تنها آرد الک کرده ساده نیستند بلکه در بعضی کارخانه ها آنها را با مواد شیمیایی سفید می کنند و این عمل سفیدگری با گازهای سمی انجام می گیرد، مضحک تر آن که بجای خمیر ترش هم مواد شیمیایی بکار میبرند که کارخانجات شیمیایی آنرا بجای خمیر ترش ساخته اند.
این خمیر ترش مصنوعی ساخت آمریکا که در اغذیه فروشیها موجود است و خانم های متجدد آمریکا رفته آن را برای پختن کیک و شیرینی مصرف می کنند از ترکیبات زاج سفید است و بایستی از آن جداً اجتناب کرد، زیرا در بنگاه فیزیولوژی دانشکده طب پاریس و بنگاه بهداشت غذایی به دقت مورد مطالعه قرار گرفت و مضر تشخیص داده شد و نیز در همان مؤسسات، زاج را در سگ امتحان کردیم معلوم شد که مولد زخمهای سخت معدی و رودی است این امراض در شهرهایی که خمیر مایه شیمیایی مصرف می شود و زیاد دیده می شود.(11)
کود شیمیایی هر چند از نظر تمیزی و صرفه و فراوانی و آسانی حمل و نقل آن مورد توجه کشاورزان قرار گرفته ولی نباید غافل از خطراتی که مستقیماً از این راه متوجه مواد غذایی ما می شود باشیم.
در اینجا بی اختیار بیاد کودهای مصنوعی می افتم که دانشمندان مضرات آن را به وسیله آزمایش نشان داده اند از نظر شیمیائی گندمی که با کودهای مصنوعی به عمل آمده است ممکن است گندمی طبیعی شناخته شود ولی ترکیبات آن از نظر املاح معدنی با گندم طبیعی یکسان نیست سلولهای سرطانی دارای مقدار زیادی پتاسیم هستند و کودهای مصنوعی این فلز را بحد زیادتری دارند.(12)
قبلاً از قند سفید نامی برده شد. البته یکی از مواد ضروری بدن، مواد قندی اند که در شیرینی های طبیعی مانند عسل، خرما، کشمش، چغندر و... به مقدار زیاد یافت می شود ولی قند سفیدی که ساخته شده دست انسانهاست و علم صنعت در آن دخالت کرده باعث مرگ تدریجی و مصنوعی ماست.
مصرف قند در آمریکا از پنجاه سال به اینطرف دو برابر شده و به همین نسبت مرض قند و دیابت و عوارض آن افزایش یافته است.
طبق آمار دقیقی که بدست آمده پنجاه و هشت سال پیش یعنی در سال 1900 هر فرد آمریکایی بطور متوسط هر سال پنج کیلو قند سفید صنعتی مصرف می کرد ولی امروز با شیرینی های مختلف و شربتهای قندی که مثل اقیانوس جریان دارد هر فرد آمریکایی به طور متوسط بیش از 50 کیلو قند سفید صنعتی مصرف می کند و از ضرر و زیان آن هم بی خبر است این بی خبری نه تنها در آمریکا بلکه در تمام کشورهای دنیا وجود دارد.(13)