درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل چهارم: [احادیث این باب ]

حضرت صادق (سلام الله علیه) فرمود:
چون روز قیامت شود، یک دسته از مردم برخیزند و بیایند به در بهشت. به آنها گفته شود که شما چه اشخاصی هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شما بر چه چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای (عزوجل) فرماید: راست گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: انما یوفی الصارون اجرهم بغیر حساب
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
چون پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) را وفات رسید، مرا به سینه خود چسباند و فرمود: ای پسرک من! وصیت می کنم تو را به چیزی که پدرم مرا وصیت کرد در وقتی که وفات او رسید، و به آن چیزی که گفت پدرش او را وصیت کرده: ای پسرک من! صبر کن بر حق گرچه تلخ باشد(698).
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
صبر کنید بر دنیا؛ که همانا آن ساعتی است. آنچه از آن گذشته، آلم و سروری ندارد، و آنچه نیامده نمی دانی چه چیز است. همانا آنچه هست همان ساعتی است که تو در آن هستی، پس صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن از معصیت خدا(699).
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
من صبر می کنم از این غلامم و از اهلم بر آن چیزی که از حنظل تلختر است. همانا کسی که بر صبر کند نائل شود به واسطه صبرش درجه صائم قائم را، و درجه شهیدی را که در جلو محمد (صلی الله علیه و آله) ضربت زده باشد(700).
عن نهج البلاغه: لا یعدم الصبور الظفر، و ان طال به الزمان(701) و من لم ینجه الصبر اهلکه الجزع(702).
اخبار و آثار در این باب، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد(703).

مقصد بیست و پنجم: صفح و ضد آن: انتقام

فصل اول: [ثمرات صفح و مضرات انتقام

]
از بزرگترین کمالات انسانی تجاوز از اشخاصی است که به او بدی کردند. و صفت عفو و تجاوز، از صفات جمالیه حق تعالی است که اتصاف به آن تشبه به مبادی عالیه است. کسی که تحت تربیت رب العالمین واقع و مربوب ذات مقدس حق تعالی شد، باید در او از صفات جمال حق (جل و علا) جلوه ای حاصل شود، و مرآت جمال جمیل الهی گردد. از بزرگترین اوصاف حق، رحمت بر عباد تجاوز از سیئات و عفو از خطیئات است.
اگر در انسان حظی از این اوصاف نباشد، در جواب سؤال قبر - که وقت بروز سرائر است - نتواند گفت: ربی الله آنگاه که سؤال شود: من ربک(704)؛ زیرا انتخاب این اسم در بین اسما، اشارت به آن شاید باشد که تحت تربیت کی بودی، و دست قدرت کی در تو متصرف بود در حیات دنیاوی؟ پس اگر انسان تحت ربوبیت ذات مقدس حق تربیت شده، و ظاهر و باطنش مربی به آن تربیت باشد، جواب تواند دهد. و گرنه، یا جواب ندهد یا ربی الشیطان و ربی النفس الأماره شاید بگوید.
ریشه صفح و تجاوز، از ترک حب دنیا و نفس، آب می خورد؛ چنانکه انتقام و غضب بی مورد - که در این مقام مقصود است - از حب دنیا و نفس و اهمیت دادن به مآرب دنیایی ریشه می گیرد.
از این بیان معلوم شد که صفح از جنود عقل و رحمان و از لوازم فطرت مخموره. و ضد آن انتقام از جنود جهل و ابلیس و از لوازم فطرت محجوبه است؛ زیرا آنان که به فطرت اصلیه و روحانیت فطریه خود باقی هستند، از آلودگی به محبت دنیا و نفس مبری و از تکالب - که از خواص نفس سبعی است - عاری هستند.
اما محتجبین به حجاب طبیعت، چون سر و کار با آمال نفسانیه و مطلوبات طبیعیه دارند، بر سر جیفه آن تکالب کنند، و قوه غضب خود را در راه طبیعت خرج کنند، و وسائلی را که خدای تعالی برای خلاص از دام دنیا و طبیعت به آنها داده، با همان وسائل در دام آن افتند، و به نعمتها و امانتهای خدایی خیانت کنند، و دست ناپاک نفس أماره را بر آنها دراز کنند.