درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل سوم: صبر از جنود عقل و جزع از جنود جهل است

چون فطرت اصیله انسانی بر حب کمال و جمال، و خداخواه و خدابین است، پس آنچه از واردات بر او وارد شود از جانب خدا - گرچه به حسب طبیعت ناگوار باشد - اظهار جزع نکند، و جزع از واردات حق را عیب شمارد. و چون محتجب به حجب نفسانیه طبیعیه شد و زنگار خودبینی و خودخواهی مرآت قلب او را فرا گرفت، بر واردات بی تابی و جزع و از فقدات مطلوبات طبیعیه ناشکیبایی نماید.
رجل روحانی که به فطرت اصلیه خدا داده باقی باشد، صبر کند و عنان گسیختگی ننماید، و قوت روح از بر مطلوبات طبیعت چیره شود، و دست و پای خود را در پیش آمدها گم نکند، و چون از حب دنیا و نفس وارسته است، فقدان آنها او را نلرزاند؛ چه لغزشها از حب دنیا و نفس ریشه می گیرد.
مبدأ اصلی احتجابات، احتجاب به حجب دنیا و نفس است، و حجب ظلمانیه - که در حدیث شریف وارد است(697) - همان حجب دنیا و نفس است.
پس فطرت، که حب به کمال مطلق دارد، چون محتجب به حجاب طبیعت و نفس شد، کمال را در مطلوبات طبیعیه و نفسانیه پندارد، و برای فقدان آن جزع و بی ثباتی کند و چون از این احتجاب بیرون آید، فقط فقدان وصال محبوب برای او ناگوار است، و جزع او بر فراق محبوب حقیقی باشد.

فصل چهارم: [احادیث این باب ]

حضرت صادق (سلام الله علیه) فرمود:
چون روز قیامت شود، یک دسته از مردم برخیزند و بیایند به در بهشت. به آنها گفته شود که شما چه اشخاصی هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شما بر چه چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای (عزوجل) فرماید: راست گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: انما یوفی الصارون اجرهم بغیر حساب
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
چون پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) را وفات رسید، مرا به سینه خود چسباند و فرمود: ای پسرک من! وصیت می کنم تو را به چیزی که پدرم مرا وصیت کرد در وقتی که وفات او رسید، و به آن چیزی که گفت پدرش او را وصیت کرده: ای پسرک من! صبر کن بر حق گرچه تلخ باشد(698).
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
صبر کنید بر دنیا؛ که همانا آن ساعتی است. آنچه از آن گذشته، آلم و سروری ندارد، و آنچه نیامده نمی دانی چه چیز است. همانا آنچه هست همان ساعتی است که تو در آن هستی، پس صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن از معصیت خدا(699).
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
من صبر می کنم از این غلامم و از اهلم بر آن چیزی که از حنظل تلختر است. همانا کسی که بر صبر کند نائل شود به واسطه صبرش درجه صائم قائم را، و درجه شهیدی را که در جلو محمد (صلی الله علیه و آله) ضربت زده باشد(700).
عن نهج البلاغه: لا یعدم الصبور الظفر، و ان طال به الزمان(701) و من لم ینجه الصبر اهلکه الجزع(702).
اخبار و آثار در این باب، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد(703).

مقصد بیست و پنجم: صفح و ضد آن: انتقام