درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل دوم: مراتب صبر

و آن بسیار است و اینجا بعضی مراتب آن را که مطابق حدیث نبوی است مذکور می داریم تا این فصل به منزله شرح آن حدیث باشد. قال رسول الله:
الصبر ثلاثه: صبر عند المصیبه؛ و صبر الطاعه؛ و صبر عن المعصیه فمن صبر علی المصیبه حتی یردها بحسن عزائها، کتب الله له ثلاثمائه درجه ما بین الدرجه الی الدرجه کما بین السماء الی الدرجه کما الدرجه کما بین تخوم الارض الی العرش؛ و من صبر علی المعصیه کتب الله له تسعمائه درجه ما بین الدرجه الی الدرجه کما بین تخوم الارض الی منتهی العرش(690).
از این حدیث شریف سه درجه صبر که مبادی صبرهاست و از امهات صبر متوسطین است معلوم می شود:
اول: صبر بر بلیات و مصیبات، که انسان در این گونه واردات خودداری کند و شکایت و جزع پیش خلق نکند؛ لکن جزع پیش خالق نقص نیست، بلکه پیش اهل معرفت عیب است؛ زیرا آن تجلد و تصلب است، و در مذهب عشق و محبت تجلد عیب بزرگ است؛ بلکه اظهار عجز و نیازمندی مطلوب است، چنانکه گفته اند:
و یحسن اظهار التجلد للعدی - و یقبح الا العجز عند الاحبه (691).
و نیز تجلد خودنمایی و اظهار وجود است، و این نزد اهل معرفت از بزرگترین جنایات است.
برای صبر در مصیبات، سیصد درجه ثواب است که میان هر درجه تا درجه دیگر مانند فاصله بین آسمان و زمین است.
دوم: صبر در اطاعت، که انسان در فرمانبری حق تعالی خوددار باشد، و نفس اماره عنان از دست انسان نگیرد، و افسار گسیختگی نکند. به طور کلی افسار گسیختگی در دو مقام اتفاق افتد که صبر در یکی از آنها از دیگری بسیار مشکلتر است:
مقام اول که صبر در آن آسان است، افسار گسیختگی در ترک طاعات است. و صبر در این مرحله، مقاومت با نفس و شیطان و اتیان دستورات الهیه است با حدود شرعیه و شرایط و آداب قلبیه که اتیان به این شرایط و قیام به این آداب از مشکلات است، و ما در آداب الصلاه شمه ای از آداب و شرایط مطلق عبادات و خصوص نماز را بیان کردیم.
مقام دوم که مشکلتر است صبر در آن، افسار گسیختگی پس از اتیان عمل و اطاعت است که نقش خود نگهدار باشد به طوری که قیام به آداب و شرایط ظاهره و باطنه عمل: عنان از دست نگیرد، و او را مبتلا به عجب و کبر و دیگر توابع آن نکند.
چه بسا که شیطان و نفس اماره انسان را سالهایی بس طولانی دعوت به اعمال صالحه و اخلاق حمیده و پیروی از شریعت مطهره کنند به امید آنکه او را مبتلا به اعجاب و خودپسندی کنند، و انسان را با همه مشقتها و ریاضات ساقط کنند. پس غرور علمی و عملی و خودخواهی و خودپسندی یکی از مهلکات است که انسان را به شقاوت کشاند.
اگر مراقبت و مواظبت به درجه کامل نشود، و چون طبیب حاذق و پرستار دلسوز، انسان از خود نگهداری نکند و به عیوب نفسانی سرکشی ننماید، همان اعمال عبادیه و افعال صالحه صوریه، مایه سقوط انسان شود. و خودداری و نگهبانی از نفس به طور کافی از مشکلترین امور است که باید به خدای تعالی پناه برد و از او طلب دستگیری کرد. به قدری مکاید نفس و شیطان گاهی دقیق شود که با هیچ موشکافی نتوان آن دقایق و مکاید را کشف کرد، مگر با توفیق خدا و دستگیری او.
برای صبر در طاعات ششصد درجه است که میان هر درجه تا درجه دیگر، از اعماق زمین تا عرش است. این درجه از صبر، از درجه سابق، هم در عدد درجات بالاتر است و همه در سعه درجات؛ زیرا سعه هر درجه از تخوم ارض تا عرش است.
برای صبر در طاعات مقامات دیگری است که شاید این حدیث متعرض آنها نباشد، و آن در صورتی است که دامنه طاعت را وسیعتر کنیم تا به حقایق و سرائر توحید رسد. در این صورت، ثواب و اجر صاحب آن تحت میزان درجه بندی نیاید، و سعه درجه و کثرت آن از ساحت قدس او دور باشد، و اجر او علی الله و بلکه خود الله باشد؛ چنانکه درباره آنان وارد است که نظر به جنات و نعیم آن نکنند(692).
قلب سلیم که در آن غیر خدا نباشد البته در آن جهان هم - که نشئه ظهور ملکات و سرائر قلب است - در آن غیر خدا نخواهد بود.
در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست کس - هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس (693)
شاید آیه شریفه: یا أیتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی(694) نیز اشاره به مقام این طور اشخاص و کمل او اولیا باشد؛ زیرا صاحب نفس مطمئنه مخاطب شده به رجوع به رب خود او که البته حق تعالی است و راضی و مرضی بودن جذبه حبیب و محبوبی است که خود مرکب سیر الی الله است و نتیجه دخول در جرگه عبادالله - که از تمام صبغه ها مبری، و به حقیقت اخلاص موصوفند - و ثمره آن دخول در جنت لقاء الله است.
سوم: صبر در معصیت که انسان در جهاد با نفس و جنود ابلیس خودداری و صبر، و به واسطه پافشاری، بر آنها غلبه کند. برای این درجه، مقامات و حقایق و رقایق بسیار است، و در هر درجه صبر در این مقام مشکلتر و دقیقتر از صبر در طاعات است؛ بلکه اگر کسی از این ورطه گذشت، صبر در طاعات برای او سهل و آسان شود. پس مهمتر از هر چیز برای سالک الی الله، صبر در معصیت است.
همان طور که صبر در مجاهده با قوه شهوت و غضب و شیطنت - که منشاء معاصی صوریه اند - از اشق امور است بر انسان، و از طاعات صوریه قیام بر آن بسیار مشکلتر است، همین طور قیام در مقابل شیطان بزرگ و نفس - که مبدأ معاصی قلبیه و باطنیه هستند - و صبر در مجاهده با آنان از مشکلترین مجاهدات است؛ زیرا در این مجاهده باید سالک قدم بر فرق خود گذارد بت بزرگ خودی و انانیت را از کعبه دل به دست ولایت مآبی فرو ریزد و بشکند تا به حقایق اخلاص قدم نهد، و به سرائر خلوص بار یابد، و این جز با دستگیری خدایی و توفیق یزدانی صورت نبندد.
برای صبر در معصیت، نهصد درجه است که میان هر درجه تا درجه دیگر، فاصله مانند تخوم أرض تا منتهای عرش است. درجات این مقام از صبر، از درجه سابق، هم در عدد درجات افزون است و هم در سعه درجات؛ زیرا فاصله تا منتهای عرش است.
برای صبر در معصیت، حقایق، و سرائری است که تحت میزان درجات و سعه جسمانی درنیاید.
خدای تعالی جنت را توصیف فرموده که: عرض آن سماوات و ارض است(695) و در این حدیث برای صابران درجاتی ذکر شده است که هر درجه، سعه آن از سماوات و ارض بیشتر است.
آنچه عجالتاً به نظر نویسنده می رسد یکی از دو امر است:
اول آنکه مراد از جنتی که در قرآن ذکر شده است جنت اعمال باشد، لهذا فرموده است که: اعدات للمتقین و در آیه دیگر می فرماید: اعدت للذین آمنوا(696). و مهیا شدن، شأن بهشت اعمال است. و مراد از این درجات که در حدیث شریف مذکور است درجات جنت اخلاق باشد به مناسبت آنکه این درجات برای صبر است، و صبر از اخلاق است، و بهشت اخلاق سعه اش به قدر سعه کمال انسانی است در مرتبه متوسطه، و برای آن حدی به این موازین نتوان درست کرد.
دوم آنکه مراد از سماوات و ارض که در قرآن شریف است، اعم از سماوات و ارض جسمانی، و مراد از درجات در روایت، درجات بهشت جسمانی باشد.

فصل سوم: صبر از جنود عقل و جزع از جنود جهل است

چون فطرت اصیله انسانی بر حب کمال و جمال، و خداخواه و خدابین است، پس آنچه از واردات بر او وارد شود از جانب خدا - گرچه به حسب طبیعت ناگوار باشد - اظهار جزع نکند، و جزع از واردات حق را عیب شمارد. و چون محتجب به حجب نفسانیه طبیعیه شد و زنگار خودبینی و خودخواهی مرآت قلب او را فرا گرفت، بر واردات بی تابی و جزع و از فقدات مطلوبات طبیعیه ناشکیبایی نماید.
رجل روحانی که به فطرت اصلیه خدا داده باقی باشد، صبر کند و عنان گسیختگی ننماید، و قوت روح از بر مطلوبات طبیعت چیره شود، و دست و پای خود را در پیش آمدها گم نکند، و چون از حب دنیا و نفس وارسته است، فقدان آنها او را نلرزاند؛ چه لغزشها از حب دنیا و نفس ریشه می گیرد.
مبدأ اصلی احتجابات، احتجاب به حجب دنیا و نفس است، و حجب ظلمانیه - که در حدیث شریف وارد است(697) - همان حجب دنیا و نفس است.
پس فطرت، که حب به کمال مطلق دارد، چون محتجب به حجاب طبیعت و نفس شد، کمال را در مطلوبات طبیعیه و نفسانیه پندارد، و برای فقدان آن جزع و بی ثباتی کند و چون از این احتجاب بیرون آید، فقط فقدان وصال محبوب برای او ناگوار است، و جزع او بر فراق محبوب حقیقی باشد.

فصل چهارم: [احادیث این باب ]

حضرت صادق (سلام الله علیه) فرمود:
چون روز قیامت شود، یک دسته از مردم برخیزند و بیایند به در بهشت. به آنها گفته شود که شما چه اشخاصی هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شما بر چه چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای (عزوجل) فرماید: راست گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: انما یوفی الصارون اجرهم بغیر حساب
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
چون پدرم علی بن الحسین (علیه السلام) را وفات رسید، مرا به سینه خود چسباند و فرمود: ای پسرک من! وصیت می کنم تو را به چیزی که پدرم مرا وصیت کرد در وقتی که وفات او رسید، و به آن چیزی که گفت پدرش او را وصیت کرده: ای پسرک من! صبر کن بر حق گرچه تلخ باشد(698).
از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود:
صبر کنید بر دنیا؛ که همانا آن ساعتی است. آنچه از آن گذشته، آلم و سروری ندارد، و آنچه نیامده نمی دانی چه چیز است. همانا آنچه هست همان ساعتی است که تو در آن هستی، پس صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن بر طاعت خدا و صبر کن در آن از معصیت خدا(699).
از حضرت باقر (علیه السلام) منقول است:
من صبر می کنم از این غلامم و از اهلم بر آن چیزی که از حنظل تلختر است. همانا کسی که بر صبر کند نائل شود به واسطه صبرش درجه صائم قائم را، و درجه شهیدی را که در جلو محمد (صلی الله علیه و آله) ضربت زده باشد(700).
عن نهج البلاغه: لا یعدم الصبور الظفر، و ان طال به الزمان(701) و من لم ینجه الصبر اهلکه الجزع(702).
اخبار و آثار در این باب، بیش از آن است که در این مختصر بگنجد(703).