درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل دوم: [استسلام از جنود عقل و استکبار از جنود جهل است ]

از بیان فصل سابق معلوم توان کرد که استسلام از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و استکبار از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است؛ زیرا انسان چون به فطرت اصیله خود - که فطرت سالمه است، و از مواهب الهیه است در اصل خمیره خلقت - باقی باشد، و آفات و عیوب نفسانیه و احتجاب و کدورت روحیه برای او دست نداده باشد، به همان فطرت سلیمه حق را دریابد، و نیز محبت به حق پیدا کند. پس بالفطره، در مقابل آن خاضع شود و تسلیم شود. و چون تسلیم شود، ناچار استسلام برای او رخ دهد.
در حدیث است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: المؤمنون هینون لینون، ان قیدوا و انقادوا؛ و ان أنیخوا استناخوا(676).
هین و لین بودن، و انقیاد در مقابل حق نمودن از صفات مؤمنین است؛ بلکه چه بسا اگر به آنها تحمیلی شود، باز منقاد شوند؛ چنانکه گویند: المؤمن اذ خدعته انخدع، حتی در مقابل خدعه انخداع کند.
بالجمله، چون فطرت انسانی قبول حق کند، استسلام برای او حاصل شود. و چون فطرت محتجب و خودبین و خودخواه و تحت تأثیر عوامل طبیعت واقع شود، از حق و حقیقت گریزان شود، و صلابت و قساوت در آن پیدا شود، و در نتیجه استکبار و از حق سرکشی نماید. پس معلوم شد که استسلام از جنود عقل و رحمان و لازمه مخموره است؛ و استکبار از جنود جهل و شیطان و از لوازم فطرت محجوبه است.

مقصد بیست و سوم: تسلیم و ضد آن: شک

فصل اول: [معنی تسلیم و شک ]

در مقصد سابق معلوم شد که تسلیم عبارت از انقیاد باطنی و اعتقاد و گرویدن قلبی است در مقابل حق پس از سلامت نفس از عیوب و خالی بودن آن از ملکات خبیثه. و چون قلب سالم باشد، پیش حق تسلیم شود و در مقابل آن شک است و خاضع نشدن پیش حق.
و قبول ننمودن حق و عدم تسلیم پیش آن از احتجاب نفس و عیوب باطنی و مرض قلبی است.
ممکن است تسلیم حق نشدن، چون نوعا ملازم با شک است، از این جهت در مقابل [شک ] قرار داده شده است. و شاید مراد از شک خلاف یقین باشد، چنانکه ائمه لغت بر آن تصریح کردند(677). و مقصود از خلاف یقین، اعم از شک متعارف باشد که حالت تردید است.