درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل چهارم: صمت از جنود عقل و هذر و هذیان از جنود جهل است

انسان دارای دو فطرت است: یکی اصلی و آن فطرت عشق به کمال مطلق است. و دیگر تبعی، و آن فطرت تنفر از نقص است و آنچه او را اعانت کند در این دو مقصد، از لوازم فطرت و از تبعات آن است.
پس چون سکوت از باطل و لغو و خودداری از هذیان و هذر اعانت کند او را بر تفکر و اشتغال به باطن و تصفیه از کدورات، و او را به مبدأ کمال - که مورد عشق فطرت است - نزدیک کند، و خار طریق را از میان بردارد، از این جهت صمت از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل و رحمان است.
هذیان و هذر و لغو و باطل که انسان را از کمال مطلق دور کند و به طبیعت و احکام آن نزدیک کند، مورد تنفر فطرت است ، و واسطه احتجاب آن از مبدأ کمال است. و چون نفس از فطرت اصلیه خود محتجب شود، و به طبیعت و آمال آن پیوسته گردد، حب کاذب پیدا کند به لغو و باطل، چون اشتهاء کاذبی که مریض به طعام مضر پیدا کند. و چون از احتجاب بیرون آید می فهمد که آنچه مورد علاقه طبیعیه در این حال بوده، مورد تنفر است، و آنچه از ذکر و فکر و صمت و خلوت مورد تنفر بوده، محبوب فطرت است.

مقصد بیست و دوم: استسلام و ضد آن: استکبار

فصل اول: [معنی استسلام و استکبار]

استسلام اظهار طاعت نمودن و انقیاد و اطاعت کردن از حق و حقیقت و استکبار تمرد و نافرمانی و سرکشی و کبریا کردن است(675).
قلب انسانی چون سلامت از آفات و عیوب باشد، حق را به فطرت سالمه خود دریابد و پس از دریافت کردن آن برای آن تسلیم شود در اعمال صوریه قالبیه انقیاد کند. پس از قلب سالم تسلیم حاصل شود و از تسلیم قلبی انقیاد صوری، و این استسلام است.
چنانکه قلب اگر معیوب و آفت خودبینی و خودخواهی در آن متمکن شود، کبر در آن حاصل شود. و آن حالتی است نفسانیه که حالت بزرگ دیدن و بالاتر خود از دیگران است. و اگر بر طبق این حالت نفسانیه رفتار کند و در ظاهر بزرگی فروشد بر بندگان خدا، گویند: تکبر کرد. و اگر از روی این کبریاء نفسانی نافرمانی و سرکشی کند، گویند: استکبار نمود. پس استکبار نافرمانی و سرکشی حاصل از کبر است، و آن در مقابل استسلام است که انقیاد صوری از روی تسلیم باطنی است. پس، نه انقیادی استسلام، و نه هر نافرمانی و سرکشی استکبار است.