درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل سوم: فضایل و صمت و عیوب هذر از طریق نقل

اخبار شریفه در این باب بقدری زیاد است که در این مختصر نگنجد، و ما به ذکر چند حدیث قناعت می کنیم:
پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
ای ابوذر! گفتار خوب بهتر است از سکوت، و سکوت بهتر است از گفتار شر. ای ابوذر! واگذار کلام زیادی را، و بس است تو را از سخن آنچه تو را به حاجتت برساند. ای ابوذر! کفایت می کند در دروغ گوئی مرد، اینکه هر چه شنید نقل کند. ای ابوذر! همانا هیچ چیز بیشتر از زبان، استحاق زندان طولانی ندارد. ای ابوذر! خداوند نزد زبان هر گوینده ایست. پس از خدا بترسید انسان و بداند چه می گوید(669).
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده:
کسی که کلامش زیاد شد، خطایش زیاد شود. و کسی که خطایش زیاد شد، حیایش کم شود. و کسی که ححیایش کم شد، ورعش کم شود. و کسی که ورعش کم شد، قلبش می میرد. و کسی که قلبش مرد، داخل آتش شود(670).
و فرمود: وقتی که عقل کامل شود کلام کم شود(671). و در وصایای آن جناب است:
خلق نکرده خداوند (عزوجل) چیزی را نیکوتر از کلام، و نه چیزی را زشت تر از کلام. به واسطه کلام سفید شود روها، و به واسطه کلام سیاه شود روها. بدان که کلام در بند توست تا سخن نگفتی؛ و چون تکلم کردی، تو در بند او می روی. پس حفظ و مستور کن زبان خود را، چنانکه حفظ می کنی طلا و پول خود را. همانا زبان، سگ عقور است؛ اگر او را رها کنی، زخم می زند. چه بسا کلمه ای که سلب نعمت کند! و کسی که لجام خود را رها کند می کشاند او را به سوی هر کراهت و فضیحتی. پس از آن خلاصی ندارد در روزگار مگر با غضب خدا و ملامت مردم(672).
نیز از آن حضرت منقول است: کسی که حفظ کند زبان خود را، ستر کند خدا عورت او را(673). و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) منقول است: زیاد سخن نگویید به غیر ذکر خدا؛ زیرا کلام به غیر ذکر خدا قساوت قلب می آورد. همانا دورترین مردم از خدا قلب با قساوت است(674).

فصل چهارم: صمت از جنود عقل و هذر و هذیان از جنود جهل است

انسان دارای دو فطرت است: یکی اصلی و آن فطرت عشق به کمال مطلق است. و دیگر تبعی، و آن فطرت تنفر از نقص است و آنچه او را اعانت کند در این دو مقصد، از لوازم فطرت و از تبعات آن است.
پس چون سکوت از باطل و لغو و خودداری از هذیان و هذر اعانت کند او را بر تفکر و اشتغال به باطن و تصفیه از کدورات، و او را به مبدأ کمال - که مورد عشق فطرت است - نزدیک کند، و خار طریق را از میان بردارد، از این جهت صمت از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل و رحمان است.
هذیان و هذر و لغو و باطل که انسان را از کمال مطلق دور کند و به طبیعت و احکام آن نزدیک کند، مورد تنفر فطرت است ، و واسطه احتجاب آن از مبدأ کمال است. و چون نفس از فطرت اصلیه خود محتجب شود، و به طبیعت و آمال آن پیوسته گردد، حب کاذب پیدا کند به لغو و باطل، چون اشتهاء کاذبی که مریض به طعام مضر پیدا کند. و چون از احتجاب بیرون آید می فهمد که آنچه مورد علاقه طبیعیه در این حال بوده، مورد تنفر است، و آنچه از ذکر و فکر و صمت و خلوت مورد تنفر بوده، محبوب فطرت است.

مقصد بیست و دوم: استسلام و ضد آن: استکبار