درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل دوم: آداب قلبیه قنوت

قنوت یکی از مستحبات مؤکده است که ترک آن شایسته نیست، بلکه احتیاط در اتیان به آن است؛ زیرا بعضی از اصحاب قائل به وجوب شده اند، و ظاهر بعض روایات نیز وجوب است، و آن متقوم است به بلند نمودن دست را در حذاء وجه، و بسط باطن کفها را طرف آسمان و خواندن ادعیه مأثوره و یا غیر مأثوره.
فقها فرموده اند: افضل ادعیه در آن، دعای فرج است(320). و دلیل فقهی معتدبهی به نظر نویسنده نرسیده بر افضلیت؛ ولی مضمون دعا دال بر فضیلت تامه آن است، زیرا مشتمل بر تهلیل و تسبیح و تمحید است که روح توحید است؛ چنانکه بیان شد. نیز مشتمل بر اسماء بزرگ الهی است از قبیل: الله، الحلیم، الکریم، العلی، العظیم، الرب؛ نیز مشتمل بر ذکر رکوع و سجود است؛ نیز مشتمل است بر صلوات بر پیغمبر و آل او (علیهم السلام). گویی این دعای شریف با این اختصار مشتمل به تمام وظایف ذکریه صلات است.
از ادعیه شریفه که بسیار فضیلت دارد و مشتمل بر آداب مناجات و انقطاع بنده با حق و مشتمل بر تعدادی عطایای کامله الهیه است که با حال قنوت که حال مناجات و انقطاع به حق است تناسبی تام دارد و بعضی از مشایخ بز رگ (رحمه الله) بر آن تقریبا مواظبت داشت، دعای یا من اظهر الجمیل است که از کنوز عرش است، و تحفه حق برای رسول خداست؛ و برای هر یک از فقرات آن فضایل و ثوابهای بسیار است؛ چنانکه در توحید شیخ صدوق (رحمه الله) است(321).
بهتر در ادب عبودیت آن است که در حال قنوت، که حال مناجات و انقطاع به حق است در خصوص صلات، که همه اش اظهار عبودیت و ثناجویی است، و در این حالت که ذات مقدس حق (جل و علا) بالخصوص فتح باب مناجات و دعا به روی عبد فرموده و او را به این تشریف شرافت داده، بنده سالک نیز ادب مقام مقدس ربوبیت را نگاه دارد، و از ادعیه خود مراقبت کند که مشتمل بر تسبیح و تنزیه حق تعالی و متضمن ذکر و یاد حق باشد؛ و چیزهایی که از حق در این حال شریف می خواهد از سنخ معارف الهیه و طلب فتح باب مناجات و انس و خلوت و انقطاع به سوی او باشد؛ و از طلب دنیا و امور خسیسه حیوانیه و شهوات نفسانیه احتزاز کند، و خود را در محضر پاکان شرمسار ننماید و در محفل ابرار بی مقدار نکند.
ای عزیز، قنوت دست شستن از غیر حق و اقبال تام به عز ربوبیت پیدا کردن است، و کف خالی و سوال به جانب غنی مطلق دراز نمودن است؛ و در این حال انقطاع، از دنیا یاد کردن کمال نقصان و تمام خسران است.
جانا، اکنون که از وطن خود دور افتادی و از مجاورت احرار محجور شدی و گرفتار این ظلمتکده پر رنج و محن گردیدی، خود چون کرم ابریشم بر خود متن.
عزیزا، خدای رحمان فطرت تو را به نور معرفت و نار عشق تخمیر نموده، و به انواری چون انبیا و عشاقی مانند اولیا مؤید فرموده، این نار را به خاک و خاکستر دنیای دنی منطفی نکن؛ و آن نور را به کدورت و ظلمت توجه به دنیا که دار غربت است مکدر ننما؛ باشد که اگر توجهی به وطن اصلی کنی و انقطاع به حق را از حق طلب کنی و حالت هجران و حرمان خود را با دلی دردناک به عرضش برسانی و احوال بیچارگی و بینوایی و گرفتاری خویش را اظهار کنی، مددی غیبی رسد و دستگیری باطنی شود و جبران نقایص گردد.
اگر از فقرات مناجات شعبانیه امام متقین و امیرمؤمنین و اولاد معصومین او (علیهم السلام) که امامان اهل معارف و حقایقند، در قنوت بخوانی، خصوصاً آنجا که عرض می کنند: الهی هب لی کمال الانقطاع الیک(322)، ولی با حال اضطرار و تبتل و تضرع نه با دل مرده چون دل نویسنده، بسیار مناسب این حال است.

فصل سوم: تعقیب

آن یکی از مستحبات مؤکده است و ترک آن نیز مکروه است و در نماز صبح و عصر تأکیدش بیشتر است. تعقیبات مأثوره بسیار است؛ از آن جمله تکبیرات ثلاثه اختتامیه است. شاید دست را بلند نمودن و سه مرتبه تکبیر گفتن و بعد دعای لا اله الا الله وحده وحده...(323) را خواندن کفایت کند. ما در رساله سر الصلاه اسرار روحیه این تکبیرات و رفع ید را به طور لطیفی، ذکر نمودیم. و از الطاف حق تعالی به این مسکین.
از جمله تعقیبات شریفه، تسبیحات صدیقه طاهره (علیهم السلام) است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن معظمه تعلیم فرمود. و آن افضل تعقیبات است. در حدیث است که اگر چیزی از آن بود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (علیهم السلام) عطا می فرمود(324). از حضرت صادق مروری است که این تسبیحات در هر روز در تعقیب هر نمازی پیش من محبوبتر است از هزار رکعت نماز در هر روز(325). و معروف پیش اصحاب آن است که تکبیر سی و چهار مرتبه، و تحمید سی و سه مرتبه، و تسبیح سی و سه مرتبه؛ به همین ترتیب.
چون صبح افتتاح ورود در دنیاست و با مخاطره اشتغال به خلق و غفلت از حق انسان مواجه است، خوب است انسان سالک بیدار در این موقع باریک، برای ورود در این ظلمتکده تاریک به حق تعالی متوسل شود و به حضرتش منقطع گردد. و چون خود را در آن محضر شریف آبرومند نمی بیند، به اولیاء امر و شفعاء انس و جان، یعنی رسول ختمی (صلی الله و علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام)، متوسلین گردد و آن ذوات شریفه را شفیع و واسطه قرار دهد. و چون برای هر روزی خفیر و مجیری است، پس روز شنبه به وجود مبارک رسول خدا (صلی الله و علیه و آله)، و روز یکشنبه به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان (علیهم السلام)، و روز سه شنبه به حضرات سجاد و باقر و صادق (علیهم السلام)، و روز چهارشنبه به حضرات کاظم و رضا و تقی و نقی (علیهم السلام)، و روز پنجشنبه به حضرت عسگری (علیه السلام)، و روز جمعه به ولی امر به معروف (عجل الله فرجه الشریف)، متعلق است(326)، مناسب آن است که در تعقیب نماز صبح برای ورود در این بحر مهلک ظلمانی و دامگاه مهیب شیطانی، متوسل به خفرای آن روز شود؛ و با شفاعت آنها، که مقربان بارگاه قدس و محرمان سراپرده انسند، از حق تعالی رفع شر شیطان و نفس اماره بالسوء را طلب کند، و در اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسک غیر لایقه، آن بزرگان را واسطه قرار دهد. البته حق (تعالی شأنه) چنانکه محمد (صلی الله علیه و آله) و دودمان او را وسایط هدایت و راهنماهای ما مقرر فرموده و به برکات آنها امت را از ضلالت و جهل نجات مرحمت فرموده، به وسیله و شفاعت آنها قصور ما را ترمیم و نقص ما را تتمیم فرماید و اطاعات و عبادات ناقابل ما را قبول می فرماید. انه ولی الفضل و الانعام.
تعقیبات مأثوره در کتب ادعیه مذکور، و هر کس با حال خود انتخابی کند و این سفر شریف را به خیر و سعادت به اتمام رساند.

ختم و دعا:

مناسب بود که ما این رساله را تتمیم کنیم به ذکر موانع معنویه صلات از قبیل ریا و عجب و امثال آن، لکن به واسطه آنکه در کتاب اربعین در شرح بعض احادیث، در این موضوعات شرحی مذکور داشتیم، لهذا این اوراق را با اعتراف به نقص و تقصیر ختم [می کنم ] و از ارباب نظر پاک عفو خطا می طلبم، و به دعای خیر آنان و نفس کریم آنها نیازمندم.
بار خداوندا که ما بندگان ضعیف را بی سابقه خدمت و طاعتی، یا احتیاج به بندگی و عبادتی، با تفضل و عنایت و محض رحمت و کرامت، لباس هستی پوشانیدی، و به انواع نعمتهای روحانی و جسمانی و اصناف رحمتهای باطنی و ظاهری مفتخر فرمودی، بی آنکه از نبود ما خللی در قدرت و قوت تو راه یابد، یا از بود ما به عظمت و حشمت تو چیزی افزاید، اکنون که سر چشمه رحمانیت تو جوشید، و چشم خورشید جمال جمیل تو درخشید، و ما را به بحار رحمت مستغرق و به انوار جمال منور فرمود، نقایص و خطیئات و گناهان و تقصیرات ما را نیز به نور توفیق باطنی و دستگیری و هدایت سری جبران فرما، و دل سر تا پا تعلق ما را از تعلقات دنیاویه برهان، و به تعلق یه عز قدس خود آراسته نما.
بارالها، از طاعت ما ناچیزان بسطی در ملک تو حاصل نشود، و از سر پیچی ما نقصی در مملکتت راه نیابد، و از عذاب و شکنجه گناهکاران نفعی به تو عاید نگردد، و از بخشش و رحمت افتادگان نقصانی در قدرت تو حاصل نشود، تو خود با لطف عمیم با ما رفتار فرما و به سوء استعداد ما نظر نفرما.
الهی، ان کنت غیر مستأهل لرحمتک، فانت اهل ان تجود علی بفضل سعتک. الهی، قد سترت علی ذنوبا فی الدنیا، و انا احوج الی سترها علی منک فی الاخری. الهی هب لی کمال الانقطاع الیک؛ و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور، فتصل الی معدن الی معدن العظمه(327).
تا اینجا به تقدیر الهی (جل و علا) کلام ما ختم شد،حامدا شاکرا علی نعمائه، مصلیا علی محمد و آله الطاهرین. به تاریخ روز دوشنبه دوم ربیع الثانی هزار و سیصد و شصت و یک قمری.