درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

فصل اول: تکبیر قبل از رکوع

ظاهر آن است که این تکبیر از متعلقات رکوع و برای مهیا شدن است برای منزل رکوع. و ادب آن، آن است که مقام عظمت و جلال حق و عزت و سلطنت ربوبیت را در نظر آرد و مقام ضعف و عجز و فقر و ذلت عبودیت را نصب العین خود قرار دهد؛ و در این حال، به مقدار معرفتش به عز ربوبیت، تکبیر حق تعالی از توصیف کند.
باید بنده سالک تسبیح و تقدیسی که نماید، محض اطاعت امر و به واسطه اذن حق تعالی عبادات بداند؛ و الا خود را جسارت آن نبود که در محضر ربوبیت مثل او عبد ضعیفی که در حقیقت لا شی ء و آنچه دارد نیز از خود معبود عظیم الشأن است لاف از تعظیم او زند. جایی که مثل علی بن الحسین با آن لسان ولایت مآبی شیرین، که لسان الله است، عرض کند: .فبلسانی هذا ألکال اشکرک(308) از پشه لاغری چه خیزد(309).
پس، چون عبد سالک خواهد وارد منزل خطرناک رکوع شود، خود را مهیای آن مقام کند؛ و با دست خود تعظیم و عبادات و سلوک خود را پشت سر اندازد و دستها را تا حذای گوش بلند کند و کفهای خالی خود را رو به قبله کند و صفرالید و تهی دست با قلب پر از خوف و رجا، خوف از تقصیر و قصور به قیام به مقام عبودیت و رجاء واثق به مقام مقدس حق که او را تشریف داده و به چنین مقاماتی که از خلص اولیا و کمل احباست بار داده، وارد منزل رکوع شود.

فصل دوم: آداب انحناء رکوعی

عمده احوال صلات سه حال است، که سایر اعمال و افعال مقدمات و مهیئات آنهاست: اول قیام؛ دوم رکوع؛ سوم سجود. و اهل معرفت این سه را اشاره به توحیدات ثلاثه دانند. و ما در سر الصلاه آن مقامات مذکور داشتیم. اینک با لسانی دیگر بیان این منازل کنیم که با عامه مناسبتی داشته باشد.
پس گوییم که چون صلات معراج کمالی مؤمن و مقرب اهل تقواست، متقوم به دو امر است که یکی مقدمه دیگر است:
اول، ترک خودبینی و خودخواهی؛ که آن، حقیقت و باطن تقواست.
دوم، خداخواهی و حق طلبی؛ که آن، حقیقت معراج و قرب است. و لهذا الصلاه قربان کل تقی(310). چنانکه قرآن شریف نیز نور هدایت است ولی برای متقین: ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین(311).
بالجمله، در این سه مقام که مقام قیام و رکوع و سجود است، این دو مقام بتدریج حاصل شود. پس، در حال قیام ترک خودبینی است به حسب مقام فاعلیت، و رؤیت فاعلیت حق و قیومیت حق مطلق. در رکوع ترک خودبینی است به حسب مقام صفات و اسماء؛ و رؤیت مقام اسماء و صفات حق است. در سجود ترک خودبینی است مطلقا و خداخواهی و خداطلبی است مطلقا. و جمیع منازل سالکین از شؤون این مقامات ثلاثه است؛ چنانکه بر اهل بصیرت و اصحاب عرفان و سلوک واضح است.
چون سالک در این مقامات توجه به این نمود که سر این اعمال توحیدات ثلاثه است، هر یک از مقامات که دقیقتر و لطیفتر است سالک را مراقبت بیش تر ضرور است. و البته خطر مقام بالاتر و لغزشش بیشتر است.
پس، در مقام رکوع چون سالک را دعوی آن است که در دار وجود علم و قدرت و حیات و اراده ای جز از حق نیست و این دعوی بسیار بزرگ و مقام بسیار دقیقی است و از امثال ما این دعاوی نشاید، به باطن ذات باید به درگاه مقدس حق روی تضرع و مسکنت و ذلت آوریم و عذر قصور و تقصیر خواهیم، و نقصان خود را به عین و عیان و شهود وجدان دریابیم؛ شاید که از مقام مقدس توجهی و عنایتی شود و حال اضطرار، اسباب دستگیری ذات مقدس شود امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء(312).

فصل سوم: [وصف رکوع صلات معراج ]

در صلات معراج رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد است که پس از رکوع خطاب عزت رسید:
فانظر الی عرشی. قال رسول الله: فنظرت الی عظمه ذهبت لها نفسی و غشی علی؛ فالهمت أن قلت: سبحان ربی العظیم و بحمده لعظم ما رایت. فلما قلت ذلک، تجلی الغشی عنی، حتی قلتها سبعا الهم ذلک؛ فرجعت الی نفسی کما کانت(313)... .
اکنون که ما را به خلوت انس راهی نیست و به مقام قدس جایگاهی نه، خوب است عجز و ذلت خود را سرمایه وصول به مقصد و دستاویز حصول مطلوب قرار داده، دست از دامن مقصود برنداریم تا کام دل برآریم. لااقل اگر خود، مرد این میدان نیستیم، از مردان راه، هدایت طلبیم و از روحانیت کمل اعانت جوییم، شاید بویی از معارف به مشام جان ما برسد و نسیمی از لطایف به کالبد مرده ما بوزد؛ زیرا عادت حق تعالی احسان و شیمه او تفضل و انعام است.