درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

10. علم و ایمان

گاهی می بینید کسی به این واقعیات علم دارد، لکن ایمان ندارد. مرده شوی از مرده نمی ترسد؛ زیرا یقین دارد که مرده قدرت آزار ندارد؛ آن وقت که زنده بود و روح در بدن داشت کاری از او ساخته نبود، چه رسد اکنون که قالب تهی کرده است؛ ولی آنان که از مرده می ترسند برای این است که به این حقیقت ایمان ندارند؛ فقط علم دارند. به خدا و روز جزا عالمند، ولی یقین ندارند، از آنچه عقل درک کرده قلب بی خبر است. طبق برهان می دانند خدایی هست و معاد و قیامتی، ولی برهان عقلی ممکن است حجاب قلب شود و نگذارد نور ایمان بر قلب بتابد؛ تا خداوند متعال او را از ظلمات خارج، و به عالم نور و روشنایی وارد سازد: الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمانت الی النور(104). و آنکه خداوند تبارک و تعالی ولی اوست و او را از ظلمات خارج ساخته است، دیگر مرتکب گناه نمی شود و در قلب خویش احساس نورانیت می کند، به دنیا و مافیها ارج نمی نهد. چنانکه حضرت امیر (علیه السلام) فرمود:
اگر تمام دنیا و مافیها را به من بدهند که پوست جوی از دهان مورچه ای جابرانه و برخلاف عدالت بگیرم، هرگز نمی پذیرم(105).
ولی بعضی از شما همه چیز را پایمال می کنید. اگر دیگران به بقال و عطار سر کوچه بدگویی می کنند، اینان به علمای اسلام نسبتهای ناروا می دهند و اهانت و جسارت می کنند زیرا ایمان راسخ نشده و کیفر اعمال و کردار را باور ندارند.

11. معنای عصمت

عصمت غیر از ایمان کامل نیست. معنای عصمت انبیا و اولیا این نیست که مثلاً جبرئیل دست آنان را بگیرد. البته اگر جبرئیل دست شمر را هم بگیرد هرگز مرتکب گناه نمی شود! بلکه عصمت زاییده ایمان است. اگر انسان به حق تعالی ایمان داشته باشد و با چشم قلب خداوند متعال را مانند خورشید ببیند، امکان ندارد مرتکب گناه گردد. چنانکه در مقابل یک مقتدر مسلح عصمت پدید می آید. این خوف از اعتقاد به حضور است که انسان را از وقوع در گناه حفظ می کند.
معصومین (علیهم السلام) بعد از خلقت از طینت پاک، بر اثر ریاضت و کسب نورانیت و ملکات فاضله همواره خود را در محضر خداوند تعالی، که همه چیز را می داند و به همه امور احاطه دارد، مشاهده می کنند؛ و به معنای لا اله الا الله ایمان و باور دارند که غیر از خدا همه کس و همه چیز فانی است و در سرنوشت انسان نمی تواند نقش داشته باشد: کل شی ء هالک الا وجهه(106). اگر انسان یقین کند و ایمان بیاورد که تمام عوالم ظاهر و باطن محضر ربوبی است و حق تعالی در همه جا حاضر و ناظر است، با حضور حق و نعمت حق امکان ندارد مرتکب گناه شود. انسان در مقابل یک بچه ممیز گناه و کشف عورت نمی کند. چطور در مقابل حق تعالی و در محضر ربوبیت کشف عورت می کند، و از هیچ جنایتی واهمه و مضایقه ندارد؟ برای این است که به حضور کودک ایمان دارد، ولی به محضر ربوبیت اگر علم داشته باشد ایمان ندارد؛ بلکه بر اثر کثرت معاصی که قلب او تاریک و سیاه شده این گونه مسائل و حقایق را اصلا نمی تواند بپذیرد، احتمال صحت و واقعیت آن را هم شاید نمی دهد. واقعا اگر انسان احتمال بدهد - لازم نیست یقین داشته باشد - که این خبرهایی که در قرآن کریم آمده، وعده ها، وعیدهایی که داده شده راست است، در کردار خود تجدید نظر می کند و این طور افسار گسیخته و بی پروا پیش نمی تازد. شما اگر احتمال بدهید که در مسیری درنده ای وجود دارد و ممکن است اذیتی به شما برساند، یا شخص مسلحی ایستاده که شاید متعرض شما گردد، از پیمودن آن راه خودداری می کنید، و در مقام تحقیق و صحت و سقم آن احتمال بر می آیید. آیا ممکن است کسی وجود جهنم و خلود در نار را احتمال دهد، مع الوصف مرتکب خلاف شود؟ آیا می توان گفت کسی خداوند متعال را ناظر بداند و خود را در محضر ربوبی مشاهده کند، و احتمال دهد که برای گفتار و کردار او جزایی باشد، حساب و عقابی باشد و در دنیا هر کلمه ای که می گوید، هر قدمی که بر می دارد، هر عملی که مرتکب می شود، ثبت و ضبط می گردد، ملائکه الله(107) مراقب او هستند و تمام اقوال و اعمال او را ثبت می کنند، و در عین حال از ارتکاب اعمال خلاف باکی نداشته باشد؟ درد اینجاست که احتمال وقوع این حقایق هم داده نمی شود. از راه و روش و کیفیت سلوک بعضی به دست می آید که احتمال وجود عالم ماوراء طبیعت را نمی دهند. چون صرف احتمال کافی است که انسان را از خیلی امور ناشایسته باز دارد.

12. قدم اول در سلوک

تاکی می خواهید در خواب غفلت به سر برید، و در فساد و تباهی غوطه ور باشید؟ از خدا بترسید، از عواقب امور بپرهیزید، از خواب غفلت بیدار شوید. شما هنوز بیدار نشده اید، هنوز قدم اول را بر نداشته اید. قدم اول در سلوک یقظه است. ولی شما در خواب به سر می برید؛ چشمها باز و دلها در خواب فرو رفته است. اگر دلها خواب آلود و قلبها بر اثر گناه سیاه و زنگ زده نمی بود، این طور آسوده خاطر به اعمال و اقوال نادرست ادامه نمی دادید. اگر قدری در امور اخروی و عقبات هولناک آن فکر می کردید، به تکالیف و مسؤولیتهای سنگینی که بر دوش شماست بیشتر اهمیت می دادید.
شما عالم دیگری هم دارید؛ معاد و قیامتی نیز برای شما هست، چرا عبرت نمی گیرید؟ چرا بیدار و هوشیار نمی شوید؟ چرا این قدر با خاطر آسوده به غیبت برادران مسلمان خود می پردازید، و یا استماع می کنید؟ آیا خبر دارید که الغیبه ادام کلاب النار(108). هیچ فکر کرده اید که این اختلافات، عداوتها، حسدها، بدبینیها، خود خواهیها، و غرور و تکبرها، چه عواقب سویی دارد؟ آیا می دانید عاقبت این اعمال رذیله و محرمه جهنم است و ممکن است خدای نخواسته به خلود در نار منجر شود؟