درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

8. انکار نکردن مقامات اولیاء خدا

امام خمینی مکرارا سفارش کرده اند که مقامات اولیا را که آدمی خود درک نکرده و نچشید انکار نکند و آنچه را خود نمی داند و دستش از آن کوتاه است هیچ و پوچ نخواند و از حد خود نگذرد که معصوم فرموده اند: رحم الله امرء اعرف قدره و لم یتعد طوره:
از تمام حجابها سخت تر حجاب انکار از روی افکار محجوبه است که انسان را از همه چیز باز می دارد و بهتر برای امثال ما محبوبه است که انسان را از همه چیز باز می دارد. و بهتر برای امثال ما محجوبین تسلیم و تصدیق آیات و اخبار اولیاء خداست و بستن باب تفسیر به آراء و تطبیق با عقول ضعیفه(42).
افسوس که ما از معارف الهیه و از مقامات معنوی اهل الله بکلی محرومیم. یک طایفه از ما بکلی مقامات را منکر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند و کسی که ذکری از آنها کند یا دعوتی به مقامات آنها نماید او را بافنده محسوب دارند. این دسته از مردم را امید نیست که بتوان متنبه کرد و از خواب گران بیدار نمود. لعمر الحبیب که مقصودی از این کلام نیست جز آنکه برای برادران ایمانی خصوصاً اهل علم تنبهی حاصل آید و لااقل منکر مقامات اهل الله نباشند که این انکار منشأ تمام بدبختیها و شقاوتهاست. مقصود ما آن نیست که اهل الله کیانند، بلکه مقصود آن است که مقامات انکار نشود؛ اما صاحب این مقامات کیست خدا می داند آن را که خبر شد خبری باز نیامده(43).

9. تبعد و توجه و عنایت شدید به ادعیه و احادیث ائمه (علیهم السلام) و تبیین مقامات آنها

عنایت شدید امام به ادعیه و احادیث ائمه برای تبیین و اصلاح اخلاق، از سراسر آثار ایشان مشهود است. اینکه چند کتاب همه از آثار ایشان شرح سخنان ائمه (علیهم السلام) است - مانند شرح دعای سحر، شرح حدیث جنود عقل و جهل و شرح اربعین - خودگواه صادق این مدعاست. ایشان در آثار خود برای تبیین مقاصد اخلاقی عمده از احادیث عترت طاهره (علیهم السلام) استفاده کرده و از مکتب رایج اخلاق و عرفان، جز اندکی، نقل نکرده است. تبعد و عنایت شدید مؤلف به احادیث شریفه، و ادب و احترام فوق العاده در برابر ائمه (علیهم السلام) و آثار و بزرگان مکتب شیعه، در آثار ایشان بخوبی هویداست:
هرکس مراجعه کند به احادیث شریفه آل بیت عصمت و طهارت کند خصوصاً اصول کافی شریف و توحید شیخ صدوق و نهج البلاغه و ادعیه مأثوره از آن بزرگواران، خصوصاً صحیفه سجادیه، از روی تدبر و تفکر، خواهد دانست که مشحون از علوم الهیه و معارف ربانیه هستند بی حجاب اصطلاحات و قیود مفهومات، که هر یک حجاب روی جانان است(44)!
ما چون نبی اکرم را هادی طریق یافتیم و او را واصل به تمام معارف می دانیم، باید در سیر ملکوتی تبعیت او کنیم بی چون و چرا. و اگر بخواهیم فلسفه احکام را با عقل ناقص خود دریابیم، از جاده مستقیم منحرف می شویم و به هلاکت می رسیم. ما مریضان و گمراهان، باید نسخه های سیر نسخه های سیر ملکوتی و امراض قلبیه خود را از راهنمایان طریق هدایت دریافت کنیم و بی به کار بستن افکار ناقصه و آراء ضعیفه خود، به آنها عمل کنیم تا به مقصد برسیم. بلکه همین تسلیم در بارگاه قدس الهی یکی از مصلحات امراض روحیه است، و خود نفس را صفایی بسزا دهد و نورانیست باطن را روز افزون کند(45).
احادیث شریفه اهل بیت عصمت (علیهم السلام) را که خلفاء رحمان و خلاصه بنی الانسانند، نورانیتی است که دیگر کلمات یافت نشود؛ چه آن از سرچشمه علم رحمانی و فیض سبحانی نازل، و دست تصرف هوا و نفس اماره از آن دور، و دیو پلید و شیطان بعید از خیانت به آن مهجور است. از این جهت نفوس لطیفه مؤمنان را از آن احادیث شریفه اهتزازاتی روحانی و طربهایی معنوی حاصل آید که به وصف نیاید، و رابطه معنویه بین ارواح مقدسه آنان و قلوب اینان به واسطه آن حاصل شود(46).
تو خیال می کنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به این است که طول سجود و رکوع و اذکار و اورادش بیشتر است؟ یا مناجات سید الساجدین (علیه السلام) هم مثل مناجات من و توست؟ به خودشان قسم، که اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا اله الا الله امیر المؤمنین را بگویند نمی توانند! خاک بر فرق من با این معرفت به مقام ولایت علی (علیه السلام)! به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین - غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست - بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند! حال قلب آنها را جز خود آنها نمی داند کسی(47).
چون صبح افتتاح ورود به دنیاست، خوب است سالک بیدار به حق تعالی متوسل شود و چون خود را در آن محضر شریف آبرومند نمی بیند، به اولیاء امر و خفرای زمان، یعنی رسول ختمی (صلی الله علیه و اله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) متوسل گردد، و چون برای هر روزی خفیر و مجیری است: روز شنبه به وجود مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و اله)؛ و روز یکشنبه به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان (علیهما السلام)، و روز سه شنبه به حضرت سجاد و باقر و صادق (علیهم السلام) و روز چهارشنبه به حضرات کاظم و رضا و تقی و نقی (علیهم السلام)و روز پنج شنبه به حضرت عسگری (علیه السلام) و روز جمعه به ولی امر عجل الله فرجه الشریف متعلق است؛ مناسک آن است که در تعقیب نماز صبح، متوسل به خفرای آن روز شود(48).
همچنین حضرت امام از عالمان شیعه و آثار آنها با تکریم فراوان یاد کرده است:
نورانیت یک نفر مثل فیلسوف بزرگ اسلامی، خواجه نصیرالمله والدین (رضوان الله علیه) و علامه بزرگوار حلی (قدس الله نفسه) یک مملکت و ملت را نورانی کرده و تا ابد آن نورانیت باقی است(49).
و در منیه المرید شهید سعید (رحمه الله) شطر کثیری از آن مرقوم است. طالبین رجوع به آن صحیفه نورانیه کنند(50).
حکیم متأله و فیلسوف بزرگ اسلام، جناب محقق داماد (رضوان الله علیه) می فرماید: حکیم آن است که بدن برای او چون لباس باشد: هر وقت اراده کند او را رها کند. او چه می گوید و ما چه می گوییم! او از حکمت چه فهمیده و ما چه فهمیدیم(51).
من در علمای زمان خود کسانی را دیدم که ریاست تامه یک مملکت، بلکه قطر شیعه را، داشتند، و سیره آنها تالی تلو سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) بود. جناب استاد معظم و فقیه مکرم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی که از هزار و سیصد و چهل تا پنجاه و پنج ریاست تامه و مرجعیت کامله قطر شیعه را داشت، همه دیدیم که چه سیره ای داشت: با نوکر و خادم خود هم سفره و غذا بود، روی زمین می نشست، با اصاغر طلاب مزاحهای عجیب و غریب می فرمود و به مقام او از این کارها لطمه ای وارد نمی آمد(52) ... .
همچنین احترام ویژه ایشان برای استاد بزرگوارش مرحوم آیه الله شاه آبادی (رحمه الله) که مطالب بسیاری از ایشان نقل می کند، در سراسر آثار اخلاقی اش بخصوص شرح اربعین مشهود است.

10. موعظه های هشیار کننده و مناجاتهای سرشار از شور

موعظه ها و چکامه های اخلاقی امام مانند سرب مذاب، زوایای نفس و روح را می شکافد و به اعماق جان می نشیند و شاید کمتر خواننده متنبهی باشد که با خواندن آنها حداقل یک بار سیلاب اشک از دیده اش جاری نشود. می توان گفت که در وقت تحریر مطالب، سر ایشان از عالم قدس فایض بوده است(53). نمونه های این مواعظ و سخنان بسیار، و انتخاب از میان آنها مشکل است:
ای عزیز، این قدر لاف خدا مزن! این قدر دعوی حب خدا مکن. ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدس، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبختهای دچار مکاید نفس و هوای آن، همه بیچاره هستید! همه از خلوص و خداخواهی فرسنگها دورید! این قدر حسن ظن به خودتان نداشته باشید. این قدر عشوه و تدلل نکنید. از قلوب خود بپرسید ببینید خدا را می خواهد یا خودخواه است؟ موحد است یا مشرک؟ پس این عجبها یعنی چه؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟ عملی که فرضا تمام اجزا و شرایطش درست و خالی از ریا و شرک و عجب و سایر مفسدات باشد، قیمتش رسیدن به شهوات است، چه قابلیتی دارد که این قدر تحویل ملائکه می دهید؟ این اعمال را باید مستور داشت. این اعمال از قبایح و فجایع است! باید انسان از آنها خجلت بکشد و ستر آنها کند(54).
ای عزیز، تا حجابهای غلیظ طبیعت، نور فطرت را بکلی زایل نکرده و دستت از دار دنیا کوتاه نشده دامن همتی به کمر زن و دری از سعادت به روی خود بازکن، و بدان که اگر قدمی در راه سعادت زدی و اقدامی نمودی، و با حق (تعالی مجده) از سر آشتی بیرون آمدی، و عذر ماسبق خواستی؛ درهایی از سعادت به رویت باز، و از عالم غیب از تو دستگیریها، و حجابهای طبیعت یک یک پاره شود و نور فطرت بر ظلمتهای مکتسبه غلبه، و صفای قلب و جلای باطن بروز کند و درهای رحمت حق تعالی به رویت باز شود و جاذبه الهیه تو را به عالم روحانیت جذب، کم کم محبت حق در قلبت جلوه کند و محبتهای دیگر را بسوزاند و اگر خدای تبارک و تعالی در تو اخلاص و صدق دید، کم کم دلت را غیر خودش وارسته و به خودش پیوسته کند.
بار خدایا، آیا شود که این دل محجوب و این قلب منکوس را به خود آری، و این غافل فرو رفته در ظلمات طبیعت را به عالم نور کشانی، و بتهای دل را به دست قدرت خود در هم شکنی(55)؟
هان ای طالبان علوم و کمالات و معارف، از خواب برخیزید و بدانید که حجت خداوند بر شما تمامتر است، و میزان اعمال و علوم شما با میزان سایر بندگان خیلی فرق دارد. وای به حال طالب علمی که علوم در قلب او کدورت و ظلمت آورد؛ چنانکه ما در خود می بینیم که اگر پاره ای اصطلاحات بی حاصل تحصیل نمودیم، از طریق حق بازماندیم و شیطان و نفس بر ما مسلط شدند و ما را از طریق انسانیت و هدایت منصرف کردند و حجاب بزرگ ما همین مفاهیم بی سر و پا شد. و چاره ای نیست جز پناه به ذات مقدس حق تعالی(56).