درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

7. دستورالعملهای اخلاقی

امام (رحمته الله) علاوه بر مواعظ شافی و نصایح کافی، که در جای جای آثارش دیده می شود، گاهی اشاره ای نیز به دستورهای عملی کرده اند که برای سالکان کوی دوست بسی سودمند است: انسان باید این چند صباح را مغتنم شمارد و ایمان را با هر قیمتی که هست تحصیل و دل را با آن آشنا کند. و این در اول سلوک انسانی صورت نگیرد مگر آنکه اولا نیت را در تحصیل معارف و حقایق ایمانیه خالص، و قلب را با تکرار و تذکر، به اخلاص در قلب جایگزین شود.
پس در آن وقت، با طهارت وجهه قرآن و ذکر را متوجه قلب کند و آیات شریفه الهیه که مشتمل بر تذکر و توحید است به قلب بخواند به طور تلقین و تذکیر. و اگر آیات شریفه سوره حشر را از یا ایها الذین امنوا اتقوا الله، که آیه 18 است، تاآخر سوره، در وقت فراغت نفس از واردات دنیایی مثل آخر شب یا بین الطلوعین با حضور قلب بخواند و در آنها تفکر کند، امید است - ان شاء الله - نتایج حسنه ببرد.
و اگر در شب و روز چند دقیقه ای به حسب اقبال قلب و توجه آن - یعنی به مقداری که قلب حاضر است - نفس را محاسبه کند در نور ایمان، و از آن مطالبه نور ایمان کند و آثار ایمان را از آن جستجو کند، خیلی زودتر به نتیجه می رسد ان شاء الله(40).
پس از آنکه عقل به طور علم برهانی، ارکان توکل را مثلا دریافت، سالک باید همت بگمارد که آن حقایقی را؟ عقل ادراک نموده، به قلب برساند. و آن حاصل نشود مگر آنکه انتخاب کند برای خود در هر شب و روزی، ساعتی را که نفس اشتغالش به عالم طبیعت کم و قلب فارغ البال است. پس در آن ساعت مشغول ذکر حق شود با حضور قلب و تفکر در اذکار و اوراد وارده. مثلا ذکر شریف لا اله الا الله را در وقت فراغت قلب، با اقبال تام به قلب بخواند به قصد آنکه قلب را تعلیم کند، و تکرار کند این ذکر شریف را، و به قلب به طور طمأنینه و تفکر بخواند و قلب را با این ذکر شریف بیدار کند تا آنجا که قلب را حالت تذکر و رقت پیدا شود. پس به واسطه مدد غیبی به ذکر شریف غیبی گویا و زبان تابع قلب شود. و چه بسا که اگر مدتی این عمل شریف با شرایط انجام گیرد خود قلب متذکر و زبان تبع آن شود. و گاه شود که انسان در خواب است و زبانش ذکر شریف گویاست. تا آنجا که نفس با اشتغال به طبیعت نیز متذکر توحید است(41).

8. انکار نکردن مقامات اولیاء خدا

امام خمینی مکرارا سفارش کرده اند که مقامات اولیا را که آدمی خود درک نکرده و نچشید انکار نکند و آنچه را خود نمی داند و دستش از آن کوتاه است هیچ و پوچ نخواند و از حد خود نگذرد که معصوم فرموده اند: رحم الله امرء اعرف قدره و لم یتعد طوره:
از تمام حجابها سخت تر حجاب انکار از روی افکار محجوبه است که انسان را از همه چیز باز می دارد و بهتر برای امثال ما محبوبه است که انسان را از همه چیز باز می دارد. و بهتر برای امثال ما محجوبین تسلیم و تصدیق آیات و اخبار اولیاء خداست و بستن باب تفسیر به آراء و تطبیق با عقول ضعیفه(42).
افسوس که ما از معارف الهیه و از مقامات معنوی اهل الله بکلی محرومیم. یک طایفه از ما بکلی مقامات را منکر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند و کسی که ذکری از آنها کند یا دعوتی به مقامات آنها نماید او را بافنده محسوب دارند. این دسته از مردم را امید نیست که بتوان متنبه کرد و از خواب گران بیدار نمود. لعمر الحبیب که مقصودی از این کلام نیست جز آنکه برای برادران ایمانی خصوصاً اهل علم تنبهی حاصل آید و لااقل منکر مقامات اهل الله نباشند که این انکار منشأ تمام بدبختیها و شقاوتهاست. مقصود ما آن نیست که اهل الله کیانند، بلکه مقصود آن است که مقامات انکار نشود؛ اما صاحب این مقامات کیست خدا می داند آن را که خبر شد خبری باز نیامده(43).

9. تبعد و توجه و عنایت شدید به ادعیه و احادیث ائمه (علیهم السلام) و تبیین مقامات آنها

عنایت شدید امام به ادعیه و احادیث ائمه برای تبیین و اصلاح اخلاق، از سراسر آثار ایشان مشهود است. اینکه چند کتاب همه از آثار ایشان شرح سخنان ائمه (علیهم السلام) است - مانند شرح دعای سحر، شرح حدیث جنود عقل و جهل و شرح اربعین - خودگواه صادق این مدعاست. ایشان در آثار خود برای تبیین مقاصد اخلاقی عمده از احادیث عترت طاهره (علیهم السلام) استفاده کرده و از مکتب رایج اخلاق و عرفان، جز اندکی، نقل نکرده است. تبعد و عنایت شدید مؤلف به احادیث شریفه، و ادب و احترام فوق العاده در برابر ائمه (علیهم السلام) و آثار و بزرگان مکتب شیعه، در آثار ایشان بخوبی هویداست:
هرکس مراجعه کند به احادیث شریفه آل بیت عصمت و طهارت کند خصوصاً اصول کافی شریف و توحید شیخ صدوق و نهج البلاغه و ادعیه مأثوره از آن بزرگواران، خصوصاً صحیفه سجادیه، از روی تدبر و تفکر، خواهد دانست که مشحون از علوم الهیه و معارف ربانیه هستند بی حجاب اصطلاحات و قیود مفهومات، که هر یک حجاب روی جانان است(44)!
ما چون نبی اکرم را هادی طریق یافتیم و او را واصل به تمام معارف می دانیم، باید در سیر ملکوتی تبعیت او کنیم بی چون و چرا. و اگر بخواهیم فلسفه احکام را با عقل ناقص خود دریابیم، از جاده مستقیم منحرف می شویم و به هلاکت می رسیم. ما مریضان و گمراهان، باید نسخه های سیر نسخه های سیر ملکوتی و امراض قلبیه خود را از راهنمایان طریق هدایت دریافت کنیم و بی به کار بستن افکار ناقصه و آراء ضعیفه خود، به آنها عمل کنیم تا به مقصد برسیم. بلکه همین تسلیم در بارگاه قدس الهی یکی از مصلحات امراض روحیه است، و خود نفس را صفایی بسزا دهد و نورانیست باطن را روز افزون کند(45).
احادیث شریفه اهل بیت عصمت (علیهم السلام) را که خلفاء رحمان و خلاصه بنی الانسانند، نورانیتی است که دیگر کلمات یافت نشود؛ چه آن از سرچشمه علم رحمانی و فیض سبحانی نازل، و دست تصرف هوا و نفس اماره از آن دور، و دیو پلید و شیطان بعید از خیانت به آن مهجور است. از این جهت نفوس لطیفه مؤمنان را از آن احادیث شریفه اهتزازاتی روحانی و طربهایی معنوی حاصل آید که به وصف نیاید، و رابطه معنویه بین ارواح مقدسه آنان و قلوب اینان به واسطه آن حاصل شود(46).
تو خیال می کنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به این است که طول سجود و رکوع و اذکار و اورادش بیشتر است؟ یا مناجات سید الساجدین (علیه السلام) هم مثل مناجات من و توست؟ به خودشان قسم، که اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا اله الا الله امیر المؤمنین را بگویند نمی توانند! خاک بر فرق من با این معرفت به مقام ولایت علی (علیه السلام)! به مقام علی بن ابی طالب قسم که اگر ملائکه مقربین و انبیاء مرسلین - غیر از رسول خاتم که مولای علی و غیر اوست - بخواهند یک تکبیر او را بگویند نتوانند! حال قلب آنها را جز خود آنها نمی داند کسی(47).
چون صبح افتتاح ورود به دنیاست، خوب است سالک بیدار به حق تعالی متوسل شود و چون خود را در آن محضر شریف آبرومند نمی بیند، به اولیاء امر و خفرای زمان، یعنی رسول ختمی (صلی الله علیه و اله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) متوسل گردد، و چون برای هر روزی خفیر و مجیری است: روز شنبه به وجود مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و اله)؛ و روز یکشنبه به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان (علیهما السلام)، و روز سه شنبه به حضرت سجاد و باقر و صادق (علیهم السلام) و روز چهارشنبه به حضرات کاظم و رضا و تقی و نقی (علیهم السلام)و روز پنج شنبه به حضرت عسگری (علیه السلام) و روز جمعه به ولی امر عجل الله فرجه الشریف متعلق است؛ مناسک آن است که در تعقیب نماز صبح، متوسل به خفرای آن روز شود(48).
همچنین حضرت امام از عالمان شیعه و آثار آنها با تکریم فراوان یاد کرده است:
نورانیت یک نفر مثل فیلسوف بزرگ اسلامی، خواجه نصیرالمله والدین (رضوان الله علیه) و علامه بزرگوار حلی (قدس الله نفسه) یک مملکت و ملت را نورانی کرده و تا ابد آن نورانیت باقی است(49).
و در منیه المرید شهید سعید (رحمه الله) شطر کثیری از آن مرقوم است. طالبین رجوع به آن صحیفه نورانیه کنند(50).
حکیم متأله و فیلسوف بزرگ اسلام، جناب محقق داماد (رضوان الله علیه) می فرماید: حکیم آن است که بدن برای او چون لباس باشد: هر وقت اراده کند او را رها کند. او چه می گوید و ما چه می گوییم! او از حکمت چه فهمیده و ما چه فهمیدیم(51).
من در علمای زمان خود کسانی را دیدم که ریاست تامه یک مملکت، بلکه قطر شیعه را، داشتند، و سیره آنها تالی تلو سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) بود. جناب استاد معظم و فقیه مکرم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی که از هزار و سیصد و چهل تا پنجاه و پنج ریاست تامه و مرجعیت کامله قطر شیعه را داشت، همه دیدیم که چه سیره ای داشت: با نوکر و خادم خود هم سفره و غذا بود، روی زمین می نشست، با اصاغر طلاب مزاحهای عجیب و غریب می فرمود و به مقام او از این کارها لطمه ای وارد نمی آمد(52) ... .
همچنین احترام ویژه ایشان برای استاد بزرگوارش مرحوم آیه الله شاه آبادی (رحمه الله) که مطالب بسیاری از ایشان نقل می کند، در سراسر آثار اخلاقی اش بخصوص شرح اربعین مشهود است.