درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

4. جهاد اکبر یا مبارزه با نفس

کتاب دیگری که از تألیفات امام نیست؛ اما جزء آثار اخلاقی و تقریر بیانات اخلاقی ایشان در دوره تبعید در نجف اشرف است، جهاد اکبر یا مبارزه با نفس است. چنانکه گذشت، حضرت امام حدود شصت سال پیش در حوزه علمیه قم، جلسات پر رونق و تأثیرگذار و رهگشای اخلاق داشته اند و هر چند تقریرات آن دروس برجای نمانده است؛ ولی خوشبختانه، امام مطالب اخلاقی مورد نظر خود را در آثار پیشگفته به ودیعت نهاده اند.
امام خمینی روز 13 مهرماه 1344 برابر با 9 جمادی الاخره 1385، از ترکیه به فرودگاه بغداد، و عصر جمعه 23 مهر 1344 به نجف اشرف وارد شدند و روز 23/8/1344 برابر با 20 رجب 1385 در مسجد شیخ انصاری (قدس سره) در نجف اشرف، تدریس فقه را شروع کردند. تدریس ایشان از آن تاریخ تا هنگام خروج از نجف و حرکت به سمت پاریس؛ یعنی اوایل ذی قعده 1398 برابر با اواسط مهرماه 1357، در ایام درسی حوزه ادامه داشت. هر چند در دوره تبعید در نجف اشرف، درس رسمی ایشان منحصر به فقه بود، ولی گهگاه و به مناسبتهای مختلف - مانند آغاز و انجام سال تحصیلی و پیش از ماه مبارک رمضان - بیانات اخلاقی و مواعظ و تذکرات تنبه دهنده ای داشته اند.
حجه الاسلام جناب آقای سید حمید روحانی بخشی از این مواعظ اخلاقی را همان زمان تقریر کرد که با نام جهاد اکبر یا مبارزه با نفس همراه با دروس امام درباره ولایت فقیه - و گاه جداگانه - سالها پیش از پیروزی انقلاب در خارج از ایران و سپس بارها در ایران منتشر شد تاریخ مقدمه ناشر بر جهاد اکبر ذی حجه 1392 است. بنابراین، محتوای اثر فوق تا پیش از این تاریخ؛ یعنی بین سالهای 1385 تا 1392 القا شده است.
متأسفانه نوار این دروس اخلاقی، جز دو جلسه در دست نیست. آن دو جلسه از نوار پیاده شده و در صحیفه امام (ج 2، ص 14 - 28، و ص 390 - 391) چاپ شده است. از مقایسه این دو جلسه با جهاد اکبر مشخص می شود که نص سخنان امام - مانند آنچه در صحیفه نور و صحیفه امام دیده می شود - پیاده نشده، بلکه مقرر محترم - البته با موافقت امام - محتوای بیان ایشان را با ویرایش و تقدیم و تأخیر و رعایت نظم منطقی مباحث و تبدیل زبان گفتار به نوشتار عرضه، و از این راه خدمتی بس ارزنده کرده اند.
بنابراین، برخلاف سه اثر پیشین، جهاد اکبر به قلم حضرت امام نیست بلکه تقریر دروس ایشان است، آن هم نه مثل صحیفه امام که عین عبارت به همان شکل اصلی پیاده شده است، بلکه با تغییراتی که گذشت. از این رو، و نیز برای پرهیز از هرگونه اشتباه، ما آن را تقریرات دروس اخلاق نامیده ایم. پیداست که این اسم با محتوا مطابقتر است؛ هر چند، چنانکه گذشت، حضرت ایشان در نجف اشرف، درس اخلاقی منظم و با این عنوان نداشته اند؛ ولی این محتوا از بهترین دروس اخلاقی به شمار می آید.
حضرت امام به آثار اخلاقی اش بیش از دیگر آثارش تعلق خاطر داشته و نشر آنها را لازمتر می دانسته است. دلیل این نکته بند ششم وصیت نامه ایشان است که در 15 دی ماه 1356 برابر با 25 محرم 1398 در نجف اشرف نوشته اند:
6. کتب خطی این جانب را در صورت امکان طبع کنند، و اگر کسی خواست طبع کند در اختیار او بگذارند به طوری که ضایع نشود، خصوصاً کتب اخلاقی را(24).

فصل سوم: ویژگیها و محورهای اصلی آثار اخلاقی امام خمینی (قدس سره)

چنانکه گذشت حضرت امام سالها وقت شریف و عمر عزیز خود را صرف این دانش کرد. نزد استادان بزرگ اخلاق و معرفت مانند مرحوم آیه الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و مرحوم آیه الله شیخ محمد علی شاه آبادی (أفاض الله علی روحیهما المراحم الربانیه و حباهما بالنعم الهنیئه) دانش اندوخت و سپس سالهای متمادی به مطالعه و غور در این مسائل و تدریس آنها پرداخت و علم را با عمل و ایمان قرین ساخت و خود استادی بزرگ و موفق و تأثیر گذار شد و آنچه را یافت و چشید و تجربه کرد نوشت. از این رو مطالب ایشان از غنا، عمق و پختگی ویژه ای برخوردار است و با بسیاری از کتابهای اخلاق تفاوتهای فراوان دارد. از سویی دیگر، به دلیل تدریس اخلاق در حوزه و اهمیت ویژه ای که برای تزکیه و تهذیب روحانیان و اصلاح حوزه قائل بود. مباحث ایشان کاربردی، کار آمد، شفای دردهای بی درمان و عمده مربوط به موضوعاتی است که بیشتر در حوزه ها محل ابتلا و نیاز است - هر چند برای عموم طبقات نیز تنبه آفرین و درس آموز است - و یکی از دلایل گزینش ما نیز همین نکته است. به هر حال پاره ای از محورهای اصلی در کتابهای اخلاقی امام، به اجمال، طی ده بند به مصداقتلک عشره کامله ذکر می شوند:

1. انسان دارای دو فطرت است: اصلی و تبعی

امام مکررا متذکر شده اند که انسان دارای دو فطرت است: یکی اصلی که عبارت است از عشق به کمال مطلق؛ و دیگری تبعی که عبارت است از تنفر از نقص، و از این دو فطرت تعبیر می کنند به فطرت مخموره بی حجاب، و همه جنود عقل را جنود این فطرت می دانند. هرگاه این فطرت اصلی تحت تأثیر گناهان واقع شود، محجوبه به حجاب طبیعت می شود و جنود جهل همگی جنود فطرت محبوبه اند(25).
... و از این جهت احکام آسمانی... بر طبق نقشه فطرت و طریقه جبلت بنا نهاده شده و تمام احکام الهی به طریق کلی به دو مقصد منقسم شود که یکی اصلی و استقلالی و دیگر فرعی و تبعی است و جمیع دستورات الهیه به این دو مقصد، یا بی واسطه یا با واسطه رجوع کند:
مقصد اول - که اصلی است و استقلالی - توجه دادن فطرت است به کمال مطلق. و أهم و عمده مراتب سلوک نفسانی و بسیاری از فروع احکام از قبیل مهمات صلات و حج به این مقصد مربوط است.
مقصد دوم - که عرضی و تبعی است - تنفر دادن فطرت است از شجره خبیثه دنیا و طبیعت که ام النقائص و ام الامراض است. و بسیاری از ربوبیات و عمده دعوتهای قرآنی و عمده ابواب ارتیاض و سلوک و کثیری از فروع شرعیات از قبیل صوم و صدقات واجبه و مستحبه، و تقوا و ترک فواحش و معاصی به آن رجوع کند.
این دو مقصد مطابق نقشه فطرت است، چنانکه دانستی که در انسان دو فطرت است: فطرت عشق به کمال، و فطرت تنفر از تنقص. پس جمیع شرایع مربوط به فطرت است و برای تخلص فطرت از حجب ظلمانیه طبیعت(26).