درسنامه اخلاق برای طلاب پایه سوم

نویسنده : مرکز تدوین و نشر متون درسی حوزه

1. شرح اربعین

نگارش این اثر شریف تألیف منیف؛ یهنی مبسوطترین اثر اخلاقی امام در عصر روز جمعه چهارم محرم 1385 ق پایان یافته است. این کتاب شرح چهل حدیث شریف از احادیث خاندان رسالت (علیهم آلاف التحیه و الثناء) است که به اقتضای سنت اربعیننویسی در بین علمای اسلام، تألیف شده، و 29 حدیث آن اخلاقی و هفت حدیث آخر و نیز حدیث 11، 28، 31 و 32 در باب اعتقادات و معارف است. هر چند ذیل حدیث 28، 32 و 34 مباحث اخلاقی هم مطرح شده است. مؤلف در آغاز این کتاب انگیزه اش از تألیف آن را چنان بیان می کند:
این بنده بی بضاعت ضعیف، مدتی بود با خود حدیث می کردم که چهل حدیث از احادیث اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)... جمع آوری کرده و هر یک را به مناسبت شرحی کند که با حال عامه مناسبتی داشته باشد؛ و از این جهت آن را به زبان فارسی نگاشته که فارسی زبانان نیز از آن بهره گیرند. شاید - ان شاء الله - مشمول حدیث شریف ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) شوم که فرموده است: [من حفظ علی أمتی أربعین حدیثا ینتفعون بها بعثه الله یوم القیامه فقیها عالما] تا بحمدالله و حسن توفیقه موفق به شروع آن شدم. امام در این اثر چهار بار از کتاب دیگر خود: [مصباح الهدایه ] که سالها پیش از شرح اربعین، یعنی در 25 شوال 1349 ق از تألیف آن فارغ شده، یاد کرده اند:
در حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله) است: ممسوس فی ذات الله. و نویسنده شمه ای از سریان مقام نبوت و ولایت را چون خفاش که از آفتاب عالمتاب بخواهد وصف کند، در سابق ایام در رساله ای [علی حده موسوم به مصباح الهدایه ] به رشته تحریر در آورده(10).
ولی از دیگر آثاری که پیش از شرح اربعین تألیف کرده، در آن یادی نکرده اند.
امام در کتابهای آداب الصلاه و شرح جنود عقل و جهل بارها از این اثر یاد کرده و در مواردی آن را شرح اربعین نامیده است:
-... نویسنده در شرح اربعین شرحی در این باب نگاشته و به قدر میسور در بیان آن به تفضیل پرداخته ام(11).
-... ما شمه ای از این مطلب را در کتاب شرح اربعین... مذکور داشتیم(12).
-... و ما شمه ای از لطایف سوره کریمه توحید... را در کتاب شرح اربعین بیان نمودیم(13) .
-... و ما در شرح اربعین این حدیث شریف را حدیث بیست و هشتم قرار داده شرح نمودیم(14).
از آنجا که این اسم مطابق مسمی، و از سوی دیگر خود مؤلف آن را بدین نام نامیده است ما هم از آن با همین عنوان یاد کرده ایم، هر چند با نام اربعین حدیث منتشر شده است.

2. آداب الصلاه:

مؤلف درباره انگیزه اش از نگارش این اثر گوید: ایامی چند پیش از این، رساله ای فراهم آوردم که به قدر میسور از اسرار صلات در آن گنجاندیم، و چون آن را با حال عامه تناسبی نیست در نظر گرفتم که شطری از آداب قلبیه این معراج روحانی را در سلک تحریر در آورم، شاید برداران ایمانی را از آن تذکری و قلب قاسی خود را تأثری حاصل آید.
نگارش این اثر در روز دوشنبه دوم ربیع الاخر 1361، برابر 30 فروردین 1321 پایان یافته است. مؤلف در این اثر علاوه بر آداب قلبی نماز، که خود از مسائل اخلاقی است، مباحث معارفی و اخلاقی همه دیگری را نیز به تناسب مطرح کرده و سوره های شریفه حمد، توحید و قدر را تفسیر کرده اند. ایشان در این کتاب از چهار اثر دیگر خود یاد کرده اند:
الف) شرح اربعین، که پیشتر گذشت؛
ب) سر الصلاه (در ص 2، 31، 79، 304، 350، 375، 377)؛
ج) شرح دعای سحر (در ص 245)؛
د) مصباح الهدایه (در ص 136، 245، 293).
همچنین وعده داده اند که رساله ای در باب علت تشریع بسیاری از عبادات تألیف کنند که گویا موفق نشده اند:
... نویسنده را سالها در نظر است که در باب رساله ای تنظیم کنم و اشتغالات دیگر مانع شده...(15)!

3. شرح جنود عقل و جهل

این کتاب آخرین تألیف اخلاقی امام خمینی است و ایشان پس از این اثر به تألیفات فقهی و اصولی روی آورده اند. این کتاب شرح حدیث معروف امام صادق (علیه السلام) درباره جنود عقل و جهل است که امام (علیه السلام) هفتاد و پنج جند برای هر یک از عقل و جهل بر شمرده است(16). امام خمینی علاوه بر مباحثی کلی راجع به عقل و جهل، 25 جند از جنود عقل و جهل را در 25 مقصد شرح داده و تتمه را به مجلدی دیگر وانهاده که ظاهرا موفق به تألیف آن نشده اند:
- ما اینجا این جزو از شرح حدیث را خاتمه می دهیم و تتمه آن را با خواست خدا در مجلد دیگر قرار می دهیم.
به اتمام رسید این جلد در روز دوم شهر رمضان المبارک هزار و سیصد شصت و سه در قصبه محلات، در ایامی که واسطه گرمای هوا از قم به آنجا مسافرت کرده بودم(17).
- و ما حقیقت توبه، و مقدمات و شرایط آن را در باب خود در این رساله بیان می کنیم، ان شاء الله.
- پس از آن، توبه خالص کند با شرایط خود که در باب توبه بیاید(18).
ولی این مجلد مطبوع فاقد بحث توبه است(19) و در نظر مؤلف بوده است که در مجلد یا مجلدات بعدی آن را تبیین کند.
امام در اواسط کتاب نیز اشاره ای به زمان تألیف آن دارند:
الان که نویسنده، این اوراق را سیاه می کند موقع جوشش جنگ عمومی بین متفقین و آلمان است که آتش آن در تمام سکنه عالم شعله ور شده و این شعله سوزنده و جهنم فروزنده نسبت جز نائره غضب یک جانور آدم خوار و یک سبع تبه روزگار، که به اسم پیشوایی آلمان، عالم را و خصوصاً ملت بیچاره خود را بدبخت و پریشان روزگار کرد... تا کجا منتهی شود و کی این جمعیت بینوا از دست چند نفر حیوان به صورت انسان... خلاص شوند و این بیچارگی خاتمه پیدا کند و این ظلمتکده خاکی نورانی شود به نور الهی ولی مصلح کامل؟ اللهم عجل فرجه الشریف و من علینا بظهوره(20).
مؤلف در این کتاب از سه اثر دیگر خود یاد کرده و به آنها ارجاع داده است:
الف) مصباح الهدایه (ص 28)؛ ب)شرح اربعین؛ (ص 15، 123، 166، 173، 250، 334)؛ ج) آداب الصلاه (ص 51، 107، 390، 413).
همچنین تألیف رساله ای جداگانه درباره تربیت فرزند را وعده داده اند: ... که تفصیل آن محتاج رساله جداگانه ای است که امید است به توفیق حق موفق به افراز آن شوم(21) که ظاهراً چنین رساله ای تألیف نکرده اند یا از میان رفته است. همچنین آرزو کرده اند رساله ای در اثبات حدوث زمانی عالم به مسلک ویژه خود بنویسند(22).
مؤلف در این اثر که به انگیزه تربیت و تزکیه اخلاقی عموم مردم نوشته، بیشتر صبغه اخلاقی حدیث را مد نظر داشته و از پرداختن به دقایق علمی که تأثیری در این جهت ندارند، جز اندکی، روی بر تافته است. بنای وی بر تألیفی اخلاقی به سبکی جدید بر خلاف کتب رایج دانش اخلاق، و الحق در این زمینه موفق بوده است:
... نویسنده در نظر ندارد که بحث در اطراف جهات علمیه این حدیث شریف کند به جهاتی... سوم آنکه استفاده از نکات علمیه منحصر به اهل علم و فضل است و ما را نظر به استفاده عموم بلکه عوام است. چهارم - و آن عمده است - آنکه مقصود مهم از صدور این احادث شریفه و مقصد اسنی از بسط علوم الهیه، افهام نکات علمیه و فلسفیه... نیست؛ بلکه غایت القصوای آن سبکبار نمودن نفوس است از عالم مظلم طبیعت و توجه دادن ارواح است به عالم غیب و منقطع نمودن طایر روح است از شاخسار درخت دنیا، که اصل شجره خبیثه است و پرواز دادن آن است به سوی فضای عالم قدس و محفل انس، که روح شجره طیبه است و این حاصل نیاید مگر از تصفیه عقول و تزکیه نفوس و اصلاح احوال و تلخیص اعمال...
بالجمله، به نظر قاصر، اخلاق علمی و تاریخی و همین طور تفسیر ادبی و علمی و شرح احادیث بدین منوال از مقصد و مقصود دور افتادن... است. نویسنده را عقیده آن است که مهم در علم اخلاق و شرح احادیث مربوطه به آن یا تفسیر آیات شریفه راجعه به آن، آن است که نویسنده آن باابشار و موعظت و نصیحت و تذکر دادن و یاد آوردن، هر یک از مقاصد خود را در نفوس جایگزین کند... .
نویسنده راه نوشتن کتاب اخلاق را باز کردم که اگر عالمی نویسنده و قادر بر تقریر و تحریر پیدا شد این طرز بنویسید...(23).