داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

هجرت حضرت معصومه (علیها السلام) از مدینه به خراسان

مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد می کنند آن چه که حسن بن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم به گفته علامه مجلسی در بحار الانوار و محدث قمی در سفینه البحار جلد 2 ص 376 در این باره نظر می دهد چنین است:
حضرت رضا (علیه السلام) به دعوت مأموران در سال 200 هجری از مدینه به خراسان آمد حضرت معصومه (علیها السلام) در سال 201 برای دیدار برادر از مدینه رهسپار خراسان شد وقتی که با همراهان خود به ساوه رسیدند حضرت معصومه (علیها السلام) بیمار شد پرسید از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند ده فرسخبه خدمتکار دستور دد که به جانب قم رهسپار گردند به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسی بن خزرج بن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا (علیها السلام) بود وارد شد.
بحار، ج 6، ص 219.
اما روایت صحیح تر درباره ورود حضرت معصومه (علیها السلام) به قم چنین است:
چون خبر ورود آن بانوی با عظمت حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) به آل سعد رسید همگی به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند در میان آن ها موسی بن خزرج به کاروان حضرت معصومه (علیها السلام) رسید زمان شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود باکمال افتخار از آن بانو پذیرائی کرد، ولی پس از 16 یا 17 روز آن بانوی ارجمند رخت از جهان بر بست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید در این چند روزی که حضرت معصومه (علیها السلام) در قم بود از فراق برادر می گریست در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنای مجلل و جالب و مشخص است دارای حجره هایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند و در جنب آن مسجد باشکوهی ساخته اند اینک آن جا به نام مدرسه ستیه در محل میدان میر قم معروف می باشد.
بحار، ج 6، ص 219.
بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند از این رو وقتی که مرکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید به آن حمله کردند و جنگ سختی در گرفت برادران و برادرزادگان حضرت معصومه در این جنگ به شهادت رسیدند.
حضرت معصومه (علیها السلام) هم چون عمه اش زینب (علیها السلام) وقتی که بدن های پاره پاره آن ها را که 23 تن بودند دید به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید و در قم بیاری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.
حضرت معصومه فاطمه دوم، ص 151 نقل از ریاض الانساب ص 160.
نقل شده در غذای حضرت معصومه (علیها السلام) زهر ریختند و آن بانوی گرامی مسموم گشته و بستری شد و طول نکشید که در قم به شهادت رسید مطابق نقل بعضی مسموم نمودن در آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.
وسیله المعصومین، تألیف میرزا ابوطالب بیوک، ص 68، فاطمه معصومه محمد اشتهاردی، ص 151.

ماجرای دفن جنازه حضرت معصومه (علیها السلام)

زمینی که آستانه حضرت معصومه (علیها السلام) در آن واقع است بابلان نام داشته و این زمین پیش از آن که مرقد مطهر آن حضرت شود بنای نداشته است فقط ملکی از ملک های موسی بن خزرج بوده است این زمین را موسی بن خزرج که هم مهمان دار حضرت معصومه (علیها السلام) بود و هم در عصر خویش رئیس محترم بود برای مدفن آن حضرت معین کرد آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه (علیها السلام) قرار دهند پس از از آن که جنازه مطهر آن بی بی بزرگوار را غسل داده و کفن نمودند آن را به آن سرزمین آوردند در این وقت میان آل سعد گفت و گو شد که چه کسی داخل قبر شده و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام قادر که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود داخل قبر شود و آن گوهر پاک را دفن کنند.
چون به سراغ آن مرد رفتند ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند همین که به نزدیک رسیدند از مرکب خود پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه (علیها السلام) نماز گزاردند سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند آن گاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید که آن ها چه کسی بودند. آن گاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر بر افراخت تا هنگامی که حضرت زنیب دختر امام نهم (علیها السلام) وارد قم گردید و قبه ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد بعضی احتمال دادند که آن دو نقابدار حضرت رضا (علیه السلام) و امام جواد (علیه السلام) بودند.
بحار، ج 6، ص 219.
بعد از مدتی ام محمد دختر موسی پسر امام جواد (علیه السلام) وفات کرد جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه (علیها السلام) به خاک سپردند.
مدتی بعد میمونه خواهر ام محمد وفات کرد او را نیز در کنار مرقد حضتر معصومه (علیها السلام) به خاک سپردند و قبه ای جداگانه بر روی قبر آن دو بانو بنا نمودند سپس بریهیه دختر موسی بن امام جواد (علیه السلام) وفات نمود او را نیز در آن جا به خاک سپردند.
بحار، ج 60، ص 229 و 220.
مرحوم محدث قمی غیر از بانوان فوق از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه (علیها السلام) مدفون هستند مانند زینب دختر امام جواد (علیه السلام) ام اسحاق کنیز محمد بن احمد بن موسی مبرقع (علیه السلام).
منتهی الامال، ج 2، ص 162.
بنابراین در مجموع شش تن از امام زادگان و منسوبین به امامان (علیهم السلام) در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده اند شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه (علیها السلام) را زیارت می کنند از آن ها نیز یاد کنند گرچه با این جمه کوتاه باشد.
السلام علیکن یا بنات رسول الله السلام تملیکن ورحمه الله و برکاته سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد.
مؤلف را هم دعا بفرمائید شاید یک انسان واقعی از دنیا برویم گرچه بعضی از بزرگان دین فرموده ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل و لیکن از قول مرحوم آیه الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم نقل شده اکه آن مرحوم فرموده بود ملا شدن چه مشکل آدم شدن محال است.
در عین حال حقیر را دعا بفرمائید.

قد است سرزمین مبارک قم

روزی جمعی از مردم ری در مدینه به محضر امام صادق (علیه السلام) رفتند و عرض کردند ما از اهالی ری هستیم امام صادق (علیه السلام) فرمود آفرین به برادران ما از اهالی قم آن ها گفتند، ما از اهالی ری هستیم امام باز همان سخن خود را تکرار کرد و این مطلب چند بار تکرار شد آن گاه فرمود:
ان لله حرما وهو مکه و ان للرسول حرماً وهو المدینه و ان لامیر المؤمنین حرماً وهو الکوفه و ان لنا حرماً وهو بلده قم.
برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حرمی هست و آن مدینه است و برای امیر مؤمنان علی (علیه السلام) حرمی است و آن کوفه است و برای ما (امامان) حرمی است و آن شهر قم است.
بحار، ج 60، ص 216.
در روایت دیگر از قاضی نورالله شوشتری نقل شده که امام صادق (علیه السلام) پس از ذکر حرم بودن مکه برای خدا و مدینه برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و کوفه برای علی (علیه السلام) و قم برای امامان (علیهم السلام) فرمود آگاه باشید که قم کوفه کوچک است و آگاه باشید که برای بهشت هشت در است که سه در آن به سوی قم است بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می گردند.
بحار، ج 6، ص 238 و مجالس المؤمنین، ج 1، ص 83.