داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

اما جناب سید علاءالدین بن موسی الکاظم (علیه السلام)

که با برادرش سید میر احمد شاه چراغ به شیراز آمدند در گوشه ای پنهان و شب و روز به عبادت مشغول بودند در آن نزدیکی شهر قتلغ خان را باغی بوده روزی حضرت در گوشه آن باغ تفرج می نمودند در حالی که قرآن در دست مبارکش بوده با همان قرآن زیر خاک پنهان گردید سال ها گذشت قتلغ مرد و آن باغ خراب شد اثری از آن سید بزرگوار ظاهر نبود تا در زمان صفویه که در این باغ مخروبه ساختمان می ساختند جسد خون آلود جوان مقتول تر و تازه از زیر خاک نمایان شد مثل این که الان دفن شده است و تازه کشته شده اند در حالی که یک قرآن مجید در یک دست و در دست دیگرش شمشیر با علامات و قرائنی که در دست داشتند فهمیدند بدن مبارک جناب سید علاءالدین حسین فرزند موسی بن جعفر (علیه السلام) است در آن باغ او را دفن نمودند و قتلغ خان بر قبر آن حضرت بقعه ای ساخت، بعد از مدت ها میرزا علی مدتی از مدینه به زیارت امام زاده آمد چون صاحب ثروت زیادی داشت بنائی عالی بر قبر آن بزرگوار گذاشت املاک و باغات بسیاری خرید و بر آن بقعه مبارکه وقف نمودو بعد از فوت خودش را هم در همان آستانه مقدسه دفن نمودند و در زمان شاه اسماعیل مرحوم مرمت زیبائی بر آن قبر شد که الان مزار عموم اهالی فارس و مورد توجه آن ها قرار گرفته است، بعضی ها گویند این سید بزرگوار بلانسل بوده و بعضی گویند صاحب نسل بوده و بعداً منقرض گردیده سید میر احمد شاه چراغ دارای دختر بوده اما اولاد ذکور نداشت ولو بعضی گفته اند فرزند ذکور هم داشته است.
شب های پیشاور، ص 122.
یکی از کسانی که بعد از یک هزار سال جسد شریفش نمایان و آشکار شد مرحوم رئیس المحدیثین ابی جعفر محمد بن علی بن حسین بن بابویه قمی بود معروف به صدوق متوفی 381 هجری قمری قبر شریفش در شهر ری می باشد زبارتگاه عموم قرار گرفته است.
پدر این بزرگوار در شهر مقدس قم در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه (علیها السلام) محل زیارتگاه عموم می باشد از برکت دعای حضرت امام حسن عسگری خداوند شیخ صدوق را بایشان عنایت فرموده است که دارای کتاب های ارزش مند می باشد حدود سیصد جلد کتاب نوشته من حمله من لا یحضره الفقیه و کتاب خصال و عل الشرایع و ثواب الاعمال و فلسفه احکام اسلام و معانی الاخبار الجمل و امالی و توحید و کمال الدین و رجال و عیون اخبار الرضا و... ولی افسوس که غالب آن ها در اثر حوادث و وقایعی که میان مسلمین رخ داد مفقود گشت و خبری از آن ها نیست شاید یک دم آن در دنیای کنونی باقی نمانده است، نوشته اند که در زمان ناصر الدین شاه قاجار قبر شریف صدوق ره نیاز به تعمیر پیدا کرد چون در اثر آمدن سیل منهدم شده بود به شاه خبر دادند مبلغی معین گردید برای بناء تعمیر وقتی می خواستند شالوده بریزند قبری آشکار شد بدن ابن بابویه پس از هزار سال تازه بود حتی ناخن های شیخ که حنا بسته بود رنگ حنای ناخن هم از بین نرفته بوده بعد خبر به شاه دادند گفته بود خودم مایلم بیایم این منظره را ببینم، بعد که آمد دید بنا را تعمیر کردند که هیمن تعمیر هم هنوز باقی است.
معارف از قرآن، ص 360 و عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 10.
این مرد بزرگ که می توان گفت وجود مبارکش از حسنات روزگار و آیات الهی بوده است در سال 381 هجری قمری درسن هفتاد و چند سالگی از دنیا رفته است.
در کتب رجال ایشان از او با نام جلیل القدر و بسیار حفظ دارنده حدیث و آگاه و صاحب بینش بر فقه و احادیث و رجال یاد می کند این شهر آشوب سید بن طاووس فخر المحققین شهید اول و به طور کلی سایر اعلام و بزرگان مذهب امامیه نیز از آن بزرگوار بدین القاب یاد کرده اند.
رئیس المحدیثین شیخ الاجل امام عصر رکن من ارکان الدین صدوق المسلمین آیه الله فی العالمین اشیخ الاعظم الشیخ الصدوق حجه الاسلام الشیخ الثقه المولود بالدعوه الشیخ لامام المقدم الفاضل المعظم عمده الفضلا شیخ من المشایخ رکن من ارکان الشریعه الشیخ الحفظه وجه الطائفه المستحفظه عمادالدین الی اخر و القاب فراوان از این گونه ذکر شده است باندازه کافی ذکر شد.
عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 5.
یکی دیگر از فرزندان برومند امام کاظم (علیه السلام) حضرت معصومه (علیها السلام) است توجه شما را به حالات آن بزرگوار جلب می نمایم:

روز ولادت حضرت معصومه (علیها السلام)

در روز اول ماه ذیقعده سال 173 هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود. و روز دهم ماه ربیع الثانی سال 201 در قم وفات یافت.
گنجینه آثار قم، ج 1، ص 386.
سن آن بانو عصمت و طهارت حضرت معصومه (علیها السلام) هنگام وفات در حدود 28 سال بوده است. پس این که در زبان عوام آن حضرت به عنوان 18 یا 23 ساله معروف شده مدرک و سند محکمی ندارد، آدرس کتاب و مدرک حضرت معصومه (علیها السلام) فاطمه دوم از آقای اشتهاردی تقریباً قطعی است که حضرت معصومه (علیها السلام) ازدواج نکرد در این صورت این سئوال پیش می آید که سنت ازدواج از مستحبات مؤکد اسلامی است تا آن جا که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است در اسلام در پیشگاه خدا بنائی برپا نشده که محبوب تر و عزیزتر از بنای ازدواج باشد.
وسائل الشیعه، ج 14، ص 3.
جواب از این سئوال که چرا حضرت معصومه (علیها السلام) ازدواج نکرد دلیل این است که دختران امام کاظم (علیه السلام) مخصوصاً حضرت معصومه (علیها السلام) در سطحی از کمالات بودند که برای خود هم کفو و همسر مناسبی نیافتند تا با او ازدواج کنند امام کاظم (علیه السلام) به آن ها سفارش کرده بود که با رأی و مشورت برادرشان حضرت رضا (علیه السلام) ازدواج کنند این سفارش و قرائن دیگر بیان گر این است که باید برای آن ها همسر مناسبی باشد با توجه به این که در مورد حضرت زهرا (علیها السلام) امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر خداوند متعال علی (علیه السلام) را برای فاطمه (علیها السلام) نمی آفرید در سراسر زمین از حضرت آدم گرفته تا هر انسانی بعد از او همسر و همتای مناسبی برای فاطمه (علیها السلام) پیدا نمی شد.
اصول کافی، ج 1، ص 361.

هجرت حضرت معصومه (علیها السلام) از مدینه به خراسان

مرحوم علامه مجلسی و محدث قمی و بزرگان از علما به آن اعتماد می کنند آن چه که حسن بن محمد نویسنده تاریخ قدیم قم به گفته علامه مجلسی در بحار الانوار و محدث قمی در سفینه البحار جلد 2 ص 376 در این باره نظر می دهد چنین است:
حضرت رضا (علیه السلام) به دعوت مأموران در سال 200 هجری از مدینه به خراسان آمد حضرت معصومه (علیها السلام) در سال 201 برای دیدار برادر از مدینه رهسپار خراسان شد وقتی که با همراهان خود به ساوه رسیدند حضرت معصومه (علیها السلام) بیمار شد پرسید از این مکان تا قم چقدر راه است؟ عرض کردند ده فرسخبه خدمتکار دستور دد که به جانب قم رهسپار گردند به این ترتیب به قم آمد و به منزل موسی بن خزرج بن سعد اشعری که از اصحاب امام رضا (علیها السلام) بود وارد شد.
بحار، ج 6، ص 219.
اما روایت صحیح تر درباره ورود حضرت معصومه (علیها السلام) به قم چنین است:
چون خبر ورود آن بانوی با عظمت حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام) به آل سعد رسید همگی به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت کنند در میان آن ها موسی بن خزرج به کاروان حضرت معصومه (علیها السلام) رسید زمان شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود باکمال افتخار از آن بانو پذیرائی کرد، ولی پس از 16 یا 17 روز آن بانوی ارجمند رخت از جهان بر بست و پسران سعد را در سوگ خود نشانید در این چند روزی که حضرت معصومه (علیها السلام) در قم بود از فراق برادر می گریست در سرای موسی بن خزرج عبادتگاهی داشت که هنوز باقی است و هم اکنون آن مکان شریف با بنای مجلل و جالب و مشخص است دارای حجره هایی است که در آن طلاب علوم دینی هستند و در جنب آن مسجد باشکوهی ساخته اند اینک آن جا به نام مدرسه ستیه در محل میدان میر قم معروف می باشد.
بحار، ج 6، ص 219.
بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته اند مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند از این رو وقتی که مرکب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسید به آن حمله کردند و جنگ سختی در گرفت برادران و برادرزادگان حضرت معصومه در این جنگ به شهادت رسیدند.
حضرت معصومه (علیها السلام) هم چون عمه اش زینب (علیها السلام) وقتی که بدن های پاره پاره آن ها را که 23 تن بودند دید به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم گردید و در قم بیاری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.
حضرت معصومه فاطمه دوم، ص 151 نقل از ریاض الانساب ص 160.
نقل شده در غذای حضرت معصومه (علیها السلام) زهر ریختند و آن بانوی گرامی مسموم گشته و بستری شد و طول نکشید که در قم به شهادت رسید مطابق نقل بعضی مسموم نمودن در آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.
وسیله المعصومین، تألیف میرزا ابوطالب بیوک، ص 68، فاطمه معصومه محمد اشتهاردی، ص 151.