داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

علی بن ابراهیم بن هاشم از پدرش

گوید از یکی از شیعیان شنیدم که می گفت وقتی هارون موسی بن جعفر (علیه السلام) را زندانی کرد حضرت شب هنگام از جهت هارون در ترس بودند که مبادا ایشان را بکشد لذا تجدید وضو کردند و رو به قبله ایستادند و چهار رکعت نماز خواندند و سپس دست به دعا برداشته چنین گفتند:
یا سیدی نجنی من حبس هارون و خلصنی من یده یا مخلص الشحر من بین رمل و طین ویا مخلص اللبن من بین فرث و دم و یا مخلص الولد من بین مثیمه ورحم و یا مخلص النار من الحدید و الحجر و یا مخلص الروح من بین الاحشاء و الامعاء خلصنی من یدی هارون؛ یعنی ای آقای من سرور من مرا از ندان هارون نجات بده و از دست او رهایم کن ای که درخت را از بین گل و شن بیرون می آوری ای که شیر را از بین مجرای خون و سرگین خارج می کنی ای که جنین را از میان رحم و مثیمه خارج می کنی ای که آتش را از آهن و سنگ بیرون می آوری ای که روح را از بین امعاء و احشا خارج می کنی مرا از دست هارون نجات بده.
عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 187.

نمونه ای از گفتار امام کاظم (علیه السلام)

امام موسی بن جعفر فرمود:
من استوای یوماه فهو مغبون و من کان آخر یومیه شرهما فهو ملعون ومن لم یعرف الزیاده فی نفسه فهو فی النقصان و من کان الی النقصان فالموت خیرله من الحیاه؛ یعنی کسی دو روز او (از نظر معنوی) یکسان باشد او ضرر کرده است و کسی که روز دومش از روز قبلش بدتر باشد او ملعون است و کسی که در زندگی خود افزایش کمال نشناسد در نقصان و کمبود است و کسی که چنین باشد مرگ برای او بهتر از زندگی است.
ارشاد، ج 2، ص 9.

فرزندان امام موسی (علیه السلام)

در تعداد فرزندان امام کاظم (علیه السلام) مطالب مختلف نقل شده مرحوم شیخ مفید (ره) می نویسد آن حضرت 37 فرزند داشته است 19 پسر و 18 دختر از همسران متعدد.
پسران عبارت اند: حضرت رضا (علیه السلام) - ابراهیم - عباس - قاسم - جعفر - هارون - حسن - احمد بن موسی معروف به شاه چراغ - محمد - حمزه - عبدالله - اسحاق عبیدالله - زید - حسن - فضل - حسین و سلیمان - اسماعیل و دختران عبارتند از: فاطمه کبری (حضرت معصومه (علیها السلام)) فاطمه صغری - رقیه - حکیمه -ام ابیها - رقیه صغری -ام جعفر - لبابه - زینب - خدیجه - علیه - آمنه - حسنه - یریهه - عایشه - ام سلمه - میمونه و ام کلثوم.
سیره چهارده معصوم، ص 668 و ترجمه ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 236.
توجه شما را به دو فرزند امام کاظم (علیه السلام) که هر دو از شخصیت های والایی برخوردار هستند جلب می نمایم:
یکی جانب سید میر احمد (علیه السلام) است که معروف به شاه چراغ.
دومی جناب سید علاء الدین حسین بن موسی الکاظم (علیه السلام).
حضرت شاه چراغ (علیه السلام) بعد از حضرت رضا (علیه السلام) در علم و زهد و تقوی و ورع در میان سی هشت اولاد ذکور و اناس اول شخصیتی است از فرزندان امام هفتم (علیه السلام) آن حضرت در زمان حیات باغستانی به نام سریه که هزار دینار خریداری نموه بودند به آن جناب هدیه فرمودند و این بزرگوار واجب التعظیم است و در مدت عمر آن حضرت هزار بنده در راه خدا آزاد نمودند وقتی به شیراز وارد شدند در منزل یکی از دوستان اهل بیت عصمت و طهارت در محله (سردزک همین مکان که الان بقعه و بارگاه آن حضرت است پنهان بوده و شب و روز را به عبادت می گذارند.
از طرف والی فارس به نام قتلغ مفتشین بسیار برای پیدا کردن امام زادگان معظم گماشتند تا بعد از یکسال جناب سید میر احمد را یافتند خبر به حکومت دادند لشکر بسیار برای دستگیری آن حضرت فرستادند جناب سید میر احمد با آن قوم به عنوان دفاع از خود جنگ نموده تنها با یک شهر مخالف شجاعتی به خرج داده که هنوز بعد از هزار و صد سال اسباب عبرت و حیرت ارباب تاریخ می باشد عاقبت چون دیدند از عهده اش بر نمی آیند از طرف خانه همسایه را سوراخ کردند وارد خانه شدند که پناه گاه آن حضرت بود.
و هر وقت از جنگ خسته می شد در آن جا استراحت نموده بعد به حمله می پرداخت.
در موقع استراحت که تکیه به دیوار داده بود از عقب شمشیری بر فرق مبارک او زدند و از طرف دیگر در همان حال جمعی مشغول خراب کردن خانه بودند فلذا بدن مبارک اش زیر خاک پنهان شد خبر قتل این بزرگوار معروف شد و آن خانه منفور اهالی گردید و زباله دان بزرگی شد.
چون شهر شیراز عموماً مخالفین بودند تا اوائل قرن هفتم هجری که سلطنت فارس به وجود اتابک ابوبکر بن سعد مظفرالدین قرار گرفت که پادشاهی بود بسیار صالح و در سی و شش سال دوره سلطنت خود به علماء و فضلا احترام بسیار می نمود از جمله وزراء و مقربان دربار اتابک مظفرالدین امیر مقرب الدین مسعود بن بدرالدین بوده که میل بسیار به عمران و آبادی داشت لذا امر کرد اان تل زباله دان را که وسط شهر شیراز بود بردارند و در محل خانه خراب شده عمارت بزرگی بر پاکنند خاک ها و زباله ها را به خارج می بردند، یک روز در اثناء کار دیدند جسد تر و تازه مقتولی با فرق شکافته زیبا و وجیه روی زمین زیر آوار قرار گرفته، خبر به وزارت خانه رسید پس از تفتیشات بسیار فقط اثری که در بدن آن مقتول جوان دیدند که معرف او بود حلقه انگشتری بود که بر خاتمش نقش بود العزه الله احمد بن موسی با سابقه تاریخی و شهرت کامل جنگ سادات هاشمی در آن مکان و شهادت احمد بن موسی الکاظم (علیه السلام) فهمیدند آن جسد شریف جناب سید میر احمد بن موسی الکاظم (علیه السلام) است امام زاده واجب التعظیم شهید است که تقریباً بعد از چهارصد سال به این طریق صحیح و سالم و اسباب هدایت مخالفین گردید.
حسب الامر اتابک و وزیر اعظم در همان محل که جسد ظاهر گردید بقعه عالی برپاگردید و قبری حفر نموده با احترام بقعه افزودند پیوسته مورد احترام عموم بود تا در سال 657 قمری که اتابک وفات یافت و در سال 750 که سلطنت شیراز و فارس با شاه اسحق بن محمد شاه بود مادر شاه ملکه تاشی خاتون که بانوی خیره صالحه بود بقعه مبارکه آن حضرت را تعمیر نمود و گنبد بسیار زیبائی بر آن قرار داد و قصبه میمند را کم کم هجده فرسخی شیراز است وقف بر آن بقعه مبارکه نمود این بود خلاصه سرگذشت امام زاده سید میر احمد (علیه السلام).
شبها پیشاوری، ص 118.