داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

نگاهی بر زندگی امام کاظم (علیه السلام)

نام شریف آن بزرگوار امام موسی (علیه السلام) القاب عبد صالح کاظم باب الحوائج صابر امین هر انسانی دارای اسم کنیه و لقب است امام کاظم (علیه السلام) دارای پنج القاب است کنیه آن بزرگوار ابوالحسن و ابو ابراهیم پدرش حضرت امام صادق (علیه السلام) مادرش حمیده.
تولد آن حضرت روز 7 ماه صفر سال 128 هجری قمری در روستای (ابواء) واقع در بین مکه و مدینه وقت و محل شهادت 25 رجب سال 183 هجری قمری در زندان هارون در بغداد در سن 55 سالگی به دستور هارون مسموم شده و به شهادت رسید.

طریق ولادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) با ین نحوه بوده توجه شما را به آن جلب می کنم:

ابن عکاشه به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد یابن رسول الله چرا برای جعفر زن نمی گیری که وقت ازدواج او شده است در برابر آن حضرت یک کیسه پول مهر شده بود فرمود به زودی یک بنده فروشی از بربر می آیداز مهاجر اندلس است در دار میمون منزل می کند و با این کیسه پل برای او یک دختری می خریم.
از این موضوع مدتی گذشت و یک روز ما خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم فرمود: به شما گزارش آن بنده فروشی را که گفتم ندهم او آمده اتس بروید با این کیسه پول یک دختری از او بخرید.
ابن عکاشه بن محصن الاسدی می گوید ما نزد آن بنده فروش آمدیم گفت هر چه داشتیم فروختیم جز دو دخترک بیمار که یکی از آن آنها از دیگری بهتر است گفتم آن ها را بیاور تا ببینیم آن ها را بیرون آورد گفتم این خوش اندام تر را به چند می فروشی گفت به 70 اشرفی گفتیم ملاحظه کنید گفت از 70 اشرفی کم نمی کنم به او گفتم ما آن را به این کیسه سربسته می خریم هر چه باشد ما نمی دانیم در میان آن چند اشرفی است.
پیر مردی نزد او بود گفت کیسه را باز کنید صاحب دختر گفت باز نکنید که اگر یک نخود از 70 اشرفی کم باشد من آن را به شما نفروشم آن پیر مرد گفت جلو بیائید جلو رفتم و مهر را برداشتیم و اشرفی ها را کشیدم به ناگاه آن 70 دینار بود نه کم و نه زیاد و آن دخترک را گرفتیم و آوردیم خدمت امام باقر (علیه السلام) و جعفر نزد آن حضرت ایستاده بود و به امام از آن چه شده بود گزارش دادیم خدا را سپاس گفت سپس به آن دخترک فرمود چه نام داری گفت حمیده فرمود در دنیا و آخرت پسندیده ای به من بگو دوشیزه ای یا بیوه گفت دوشیزه فرمود چه طور با آن که هیچ چیز به دست بنده فروشی ها نمی رسد جز این که او را تباه می کنند گفت هر وقت که نزد من می آمد و به حال در آمیختن با من می نشست و خداوند مردی را بر او مسلط می کرد به او سیلی می زد تا از نزد او بر می خواست و می رفت چند بار با من این کار را کرد و یک شیخ هم با او همان کار را کرد (یعنی آن پیرمرد مانع می شد از خیانت آن امام فرمود: ای جعفر او را برای خود برگیر و آن دخترک بهترین اهل زمین است که حضرت موسی بن جعفر را زائید.
اصول کافی، ج 3، ص 383 از چاپ جدید.

در این بخش حالات و فرزندان موسی بن جعفر (علیه السلام) بیان می شود

عصر امامت حضرت امام صادق (علیه السلام) بود روزی ابوحنیفه به خانه امام صادق (علیه السلام) وارد گردید حضرت کاظم را که در آن وقت کودک بود در دالان خانه با خود گفت این ها (امامان) گمان می کنند در کودکی به آن ها علم دانش داده شده است خوب است این موضوع را امتان کنیم بر همین اساس ابوحنیفه قبل از آن که به محضر امام صادق (علیه السلام) برسد در همان دالان خانه به حضرت کاظم ع رو کرد و این مسئله را مطرح کرده و پرسید:
ای پسر اگر غریبی خواسته باشد برای قضای حاجت به دستشویی برود کجا برود حضرت کاظم (علیه السلام) ناراحتی فرمودای شیخ بی ادبی کردی چرا سلام نکردی؟
ابو حنیفه شرمنده شد و از خانه بیرون رفت و سپس بازگشت و سلام کرد در حالی که شکوه امام (علیه السلام) در قلبش پرتو افکنده بود سئوال خود را تکرار کرد، حضرت کاظم (علیه السلام) در پاسخ فرمود: از کنار نهرها و گوشه های رودخانه که محل آب بردن است، و سایه های دیوار که جای ورود افراد است و در محل افتادن میوه ها از درخان در پشت دیوار خانه ها در معابر عمومی و در آب های جاری راکد دور کند (یعنی همه این ها راکه حضرت بیان کرد جایز نیست و همچنین) و رو به قبله و پشت به قبله نباشد از این امور که گذشت در هرجا بخواهد قضای حاجت کند.
ابو حنیفه می گوید وقتی که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) این پاسخ را داد، در چشمم و قلبم بزرگ جلوه کرد، پرسیدم ای پسر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بشر که گناه می کند گناهش را چه کسی انجام می دهد؟ او به من نگاه کرد و فرمود: بنشی تا به تو خبر دهم نشستم فرمود: آن کس که گناه می کنند از سه حال خارج نیست: یک خدا گناه می کند، دو خود او گناه می کند سه هر دو گناه می کنند.
اگر بگوئم خدا گناه می کند خداوند با انصاف تر و او عادل تر از آن است که خود گناه کند سپس بنده اش را به خاطر گناه مجازات نماید، و ارگ (بگوییم) گناه را هر دو (خدا و بنده) انجام دهند در این صورت خدا در گناه کردن با بنده اش شریک است و چون خدا نیرومندتر از شریک خود است باید سزاوارتر به مجازات گناه باشد.
در صورتی که خداوند مجازات گناه را سزاوار بنده گناهکار می دانند نیرومند سزاوارتر به انصاف نمودن به ناتوان می باشد و اگر گناه را نسبت به بنده گناهکار بدهیم در این صورت امر و نهی خدا متوجه او می شود هر گاه گناه نکرد سزاوار پاداش الهی و بهشت است و گرنه سزاوار مجازت و دوزخ می باشد اگر خدا او را بخشید بر اساس فضل و گرمش بخشیده اگر مجازات نمود بر اساس عدالتش مجازات نموده است، بنابراین گناه را بنده کرده است.
پاسخ حضرت کاظم (علیه السلام) ابوحنیفه را آن چنان تحت تأثیر قرار داده که چشمانش پر از اشک شد، و این آیه را خواند:
ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم؛ آن ها فرزندانی بودند که کمالات را از همدیگر به ارث برده اند خداوند شنوا و داناست.
سوره آل عمران، آیه 30، انوار البهیه، ص 279.