داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

فرزندان حضرت امام صادق (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) دارای ده فرزند (هفت پسر و سه دختر) از همسران متعدد بود.
پسران او عبارتند 1. حضرت امام کاظم 2. حضرت اسماعیل 3. عبد الله 4. محمد 5. اسحاق 6. عباس 7. علی و دختران او عبارتند ازام فروه، اسماء و فاطمه.
اولین فرزند امام صادق (علیه السلام) حضرت اسماعیل بود که امام (علیه السلام) او را بسیار دوست می داشت گروهی از شیعیان معتقد بودن که امام بعد از حضرت امام صادق (علیه السلام) اسماعیل است اسماعیل در عصر زندگی امام صادق (علیه السلام) از دنیا رفت امام صادق (علیه السلام) از مرگ او بسیار غمگین شد هنگامیکه جنازه او را حمل می کردند امام صادق (علیه السلام) به طور مکرر آن را به زمین می نهاد و پارچه کفن را از صورت او در می کرد و او را به مردم نشان می داد تا آنان که به امامت او بعد از امام صادق (علیه السلام) اعتقاد داشتند یقین کنند که اسماعیل از دنیا رفته است.
در عین حال گروهی از آن ها پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و گروهی مرگ اسماعیل را باور نکردند و اسماعیل را زنده دانستند در نتیجه فرقه اسماعیلیه به وجود آمد.
ترجمه ارشاد مفید، ج 2، ص 200 و 202.
این بود مختصری از حالات امام صادق (علیه السلام)

نگاهی بر زندگی امام کاظم (علیه السلام)

نام شریف آن بزرگوار امام موسی (علیه السلام) القاب عبد صالح کاظم باب الحوائج صابر امین هر انسانی دارای اسم کنیه و لقب است امام کاظم (علیه السلام) دارای پنج القاب است کنیه آن بزرگوار ابوالحسن و ابو ابراهیم پدرش حضرت امام صادق (علیه السلام) مادرش حمیده.
تولد آن حضرت روز 7 ماه صفر سال 128 هجری قمری در روستای (ابواء) واقع در بین مکه و مدینه وقت و محل شهادت 25 رجب سال 183 هجری قمری در زندان هارون در بغداد در سن 55 سالگی به دستور هارون مسموم شده و به شهادت رسید.

طریق ولادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) با ین نحوه بوده توجه شما را به آن جلب می کنم:

ابن عکاشه به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد یابن رسول الله چرا برای جعفر زن نمی گیری که وقت ازدواج او شده است در برابر آن حضرت یک کیسه پول مهر شده بود فرمود به زودی یک بنده فروشی از بربر می آیداز مهاجر اندلس است در دار میمون منزل می کند و با این کیسه پل برای او یک دختری می خریم.
از این موضوع مدتی گذشت و یک روز ما خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم فرمود: به شما گزارش آن بنده فروشی را که گفتم ندهم او آمده اتس بروید با این کیسه پول یک دختری از او بخرید.
ابن عکاشه بن محصن الاسدی می گوید ما نزد آن بنده فروش آمدیم گفت هر چه داشتیم فروختیم جز دو دخترک بیمار که یکی از آن آنها از دیگری بهتر است گفتم آن ها را بیاور تا ببینیم آن ها را بیرون آورد گفتم این خوش اندام تر را به چند می فروشی گفت به 70 اشرفی گفتیم ملاحظه کنید گفت از 70 اشرفی کم نمی کنم به او گفتم ما آن را به این کیسه سربسته می خریم هر چه باشد ما نمی دانیم در میان آن چند اشرفی است.
پیر مردی نزد او بود گفت کیسه را باز کنید صاحب دختر گفت باز نکنید که اگر یک نخود از 70 اشرفی کم باشد من آن را به شما نفروشم آن پیر مرد گفت جلو بیائید جلو رفتم و مهر را برداشتیم و اشرفی ها را کشیدم به ناگاه آن 70 دینار بود نه کم و نه زیاد و آن دخترک را گرفتیم و آوردیم خدمت امام باقر (علیه السلام) و جعفر نزد آن حضرت ایستاده بود و به امام از آن چه شده بود گزارش دادیم خدا را سپاس گفت سپس به آن دخترک فرمود چه نام داری گفت حمیده فرمود در دنیا و آخرت پسندیده ای به من بگو دوشیزه ای یا بیوه گفت دوشیزه فرمود چه طور با آن که هیچ چیز به دست بنده فروشی ها نمی رسد جز این که او را تباه می کنند گفت هر وقت که نزد من می آمد و به حال در آمیختن با من می نشست و خداوند مردی را بر او مسلط می کرد به او سیلی می زد تا از نزد او بر می خواست و می رفت چند بار با من این کار را کرد و یک شیخ هم با او همان کار را کرد (یعنی آن پیرمرد مانع می شد از خیانت آن امام فرمود: ای جعفر او را برای خود برگیر و آن دخترک بهترین اهل زمین است که حضرت موسی بن جعفر را زائید.
اصول کافی، ج 3، ص 383 از چاپ جدید.