داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

امام صادق (علیه السلام)

فرمود مردی نزد امیر المؤمنین (علیه السلام) آمد و آن حضرت با اصحاب خود بود آن مرد به آن حضرت سلام کرد و عرض کرد به خدا من ترا دوست دارم و پیرو تو هستم امیر المؤمنین (علیه السلام) به او فرمود دروغ می گوئی گفت آری به خدا به راستی من دوستت دارم و پیرو توأم تا سه بار تکرار کرد و امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود تو دروغ می گوئی تو چنان که می گوئی نیستی به راستی خدا ارواح را دو هزار سال پیش از بدن ها آفریده و سپس دوستان ما را به ما عرضه داشته به خدا من روح تو را در میان کسانی که عرضه شدند ندیدم تو کجا بودی آن مرد در این هنگام خاموش شد و به آن حضرت مراجعه نکرد امام صادق (علیه السلام) فرمود او در دوزخ بود.
اصول کافی، ج 3، ص 249.

امام صادق (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) فرمود که یکی از قریش بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد به چه چیز از همه پیغمبران پیش افتادی با این که پس از همه مبعوث شدی، فرمود من نخستین کسی بودم که به پروردگارم گرویدم و نخستین کسی بود که پاسخ دادم به خدا چون پیمان از پیمبران گرفت و آنان را بر ویش گواه ساخت که آیا نیستم من پروردگار شما گفتند چرا من اول پیغمبر بودم که گفتم چرا و از همه در اقرار پیش افتادم.
چهار جلد کافی، ج 3، ص 249.

امام صادق (علیه السلام)

از حضرت امام صادق (علیه السلام) نقل کردند که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مردم سخنرانی کرد سپس دست راست خود رابا مشت گره فراز کرد و فرمودای مردم می دانید در میان مشت من چیست؟ گفتند خدا و رسولش داناترند خود حضرت فرمود: در میان آن نام شایستگان بهشت و نام پدرانشان تا به روز رستاخیز.
سپس دست چپش را فراز کرد و فرمود ای مردم می دانید در این مشت من چیست؟ گفتند خدا و فرستاده او داناترند فرمود: نام مستحق اهل دوزخ و نام پدران و تیره و تبارشان تا روز قیامت سپس فرمود خدا حکم کرده و دادگر است.
اصول کافی، ج 3، ص 271.