داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

محبت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دوستی حسین (علیه السلام)

روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی از اصحاب عبور می کردند در مسیر راه دند چند نفر کودک با هم بازی می کنند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنار یکی از ان ها نشسته و به او بسیار محبت کرد و بین دو چشم او را بوسید سپس از آن جا گذشتند بعضی از حاضران از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند چرا در میان آن کودکان به یکی از آن ها آن همه محبت کردید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود روزی این کودک را دیدم با حسین (علیه السلام) بازی می کند و خاک زیر پای حسین را بر می دارد و به صورش می مالد از این رو که او پسرم حسین (علیه السلام) را دوست می دارد من نیز او را دوست دارم و جبرئیل به من خبر داد که این کودک از یاران حسین (علیه السلام) در حادثه کربلا خواهد شد مرحوم شیخ جعفر شوشتری نقل کرده که احتمال درد آن کودک حبیب بن مظاهر بوده باشد.
منتخب التواریخ، ص 278.

مقام ارجمند حسین (علیه السلام)

روزی حسین (علیه السلام) (در دوران کودکی) در آغوش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از او نوازش می کرد و او رامی خنداند عایشه یکی از همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن حضرت عرض کردای رسول خدا چقدر اینکودک را دوست داری و با دیدار او شاد می شوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود چرا با او دوست نباشم و با دیدار او شاد نگردم با این که او میوه قلب و نور چشمم می باشد و امتم او را خواهند کشت کسی که بعد از وفاتش مرقدش را زیارت کند خداوند ثوابیک حج مستحبی از حج های مرا برای زیارت کننده می نویسد.
عایشه گفت به راستی ثواب یک حج از حج هایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بلکه ثواب دو حج عایشه گفت به راستی ثواب دو حج پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بلکه ثواب سه حج این سئوال و جواب هم چنان تکرار شد تا این که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند خداوند ثواب 90 حج من را با ثواب عمره های آن ها به زیارت کننده مرقد حسین (علیه السلام) خواهد داد.
سیره چهارده معصوم، ص 312؛ اقتباس از کامل الزیاره، ص 68.

ازدواج شهربانو با امام حسین (علیه السلام)

شهر بانو یکی از دختران یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانی) بود که در عصر خلافت عمر و در ماجرای فتح ایران به اسارت سپاه اسلام در آمد و به مدینه آورد شد او قبل از اسارت شبی در عالم خواب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و حسین (علیه السلام) را دید که وارد کاخ کسری می شوند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او (شهر بانو) می فرماید: ای دختر پادشاه عجم من تو را نامزد حسین (علیه السلام) نمودم آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفت فاطمه (علیها السلام) وارد ایوان کاخ گردید و شهربانو را در آغوش گرفت و فرمود تو نامزد پسر من و عروسم هستی به زودی مسلمانان بر شما پیروز می شوند و تو اسیر آنان می گردی نگران نباش در مدینه به وصال شوهرت خوداهی رسید بر اثر پیروزی سپاه اسلام حکومت شاهن ساسانی سرنگونن گردید و شهر بانو با عده ای از بستگان اسیر شد آن ها را به مدینه آوردند در مدینه مردم برای تماشای دختر پادشاه عجم اجتماع کرده بودند تا شهربانو را ببینند ولی این بانوی عفیف و با شرم چهره خود را پوشانده بود.
عمر بن خطاب وارد مسجد شد و خواست نقاب را از روی او بردارد و او را به عنوان کنیزه در معرض فروش بگذارد که او به زبان فارسی گفت روی خسرو سیاه باد اگر او نامه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را پاره نمی کرد امروز مرا اسیر نمی کردند تا مردم گروه گروه به تماشای من بیایند عمر خیال کرد شهربانو به او دشنام می دهد لذا تصمیم گرفت به او آسیب برساند حضرت علی (علیه السلام) به عمر فرمود: او به تو دشنام نداد بلکه جدش را نفرین کرد در این موقع عمر تصمیم گرفت او را به هرکس که بهای بیش تر داد بفروشد حضرت علی (علیه السلام) پیشنهاد کرد اختیار انتخاب همسر به خود شهربانو واگذار شود عمر این پیشنهاد را پذیرفت و شهربانو در میان جمعیت دست بر روی شانه امام حسین (علیه السلام) نهاد و گفت اگر اختیار انتخاب با من است من این شخص رابرگزیدم و این نور تابان و ستاره درخشان را بر همه کس ترجیح می دهم.
آن گاه علی (علیه السلام) به او فرمود: به چه کسی وکالت می دهی عرض کرد به شما در این هنگام علی (علیه السلام) به حذیفه بن یمان دستور داد تا عقد ازدواج شهربانو را برای حسین (علیه السلام) بخواند و به ان ترتیب شهربانو همسر امام حسین (علیه السلام) گردید.
جمعی از او پرسیدند چرا در میان آن همه جمعیت حسین (علیه السلام) را برگزیدی او در پاسخ ماجرای خواب دیدن خود را بیان کرد حضرت شهربانو از حسین (علیه السلام) دارای یک فرزند شد که همان حضرت امام زین العابدین امام سجاد (علیه السلام) است هنوز چند روز از ولادت امام سجاد (علیه السلام) نگذشته بودکه شهربانو از دنیا رفت.
اقتباس از ریاحین الشریعه، ج 3، ص 11 - 14.