داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

محبت سرشار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حسین (علیه السلام)

روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی به نماز جماعت ایستاد در آن هنگام حسین (علیه السلام) کودک خردسال بود هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سجده رفت حسین (علیه السلام) نیز به سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دوید و بر پشت آن حضرت سوار شد و پاهای خود را حرکت می داد و می گفت حل حل (این دو کلمه را عرب هنگام راندن شتر به زبان می آورد) هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می خواست سر از سجده بردارد حسین (علیه السلام) را با دست هایش می گرفت باز حسین (علیه السلام) بر پشت آن حضرت سوار می شد و پاهایش را حرکت داده و همان جمله را ادا می کر یک نفر یهودی که شاهد این منظره بود نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد شما با فرزندان خود به گونه ای رفتار می کنید که در میان ما چنین رفتاری نیست پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ او فرمود آگاه باشید اگر شما ایمان به خدا و رسولش بیاورید به کودکان مهر و محبت میورزید همین منظره و سخن قلب آن یهودی را به اسلام جذب کرد و همان دم مسلمان شد.
سیره چهاردهم معصوم، ص 310؛ اقتباس از مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 71 و 72.

بازی کودکانه و جالب

(ابو رافع) یکی از اصحاب نزدیک پیامبر صصمی گوید من در دوران کودکی با حسین (علیه السلام) که او نیز کودک بود سنگ بازی می کردیم گودال کوچکی در زمین کنده و سنگی کروی شکل را از فاصله معین بر طرف آن گودال می غلطاندیم هر گاه سنگ هر کدام داخل گودالمی افتاد او برنده می شد و شرط ما این بود که هر کس برنده شد اندکی بر پشت بازنده (به صورت سجده) سوار گردید این بازی در آن عصر معمول بود و هر گاه من برنده می شدم به او عرض می کردم مرا به پشت حمل کن ایشان در پاسخ می فرمود: آیا بر پشت کسی سوار می شوی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بر پشتش سوار کرده است من با شنیدن این خسن گذشت می کردم بار دیگر به بازی ادامه می دادم وقتی که حسین (علیه السلام) برنده میشد عرض می کردم تو را بر پشتم سوار نمی کنم همان گونه که تو مرا سوار نکردی در پاسخ می فرمود آیا راضی نیستی که کسی را بر پشت سوار کنی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بر پشتش سوار می کند در این هنگام او را بر پشتم سوار می کردم.
همان مدرک، ص 72.

محبت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دوستی حسین (علیه السلام)

روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با جمعی از اصحاب عبور می کردند در مسیر راه دند چند نفر کودک با هم بازی می کنند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کنار یکی از ان ها نشسته و به او بسیار محبت کرد و بین دو چشم او را بوسید سپس از آن جا گذشتند بعضی از حاضران از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند چرا در میان آن کودکان به یکی از آن ها آن همه محبت کردید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود روزی این کودک را دیدم با حسین (علیه السلام) بازی می کند و خاک زیر پای حسین را بر می دارد و به صورش می مالد از این رو که او پسرم حسین (علیه السلام) را دوست می دارد من نیز او را دوست دارم و جبرئیل به من خبر داد که این کودک از یاران حسین (علیه السلام) در حادثه کربلا خواهد شد مرحوم شیخ جعفر شوشتری نقل کرده که احتمال درد آن کودک حبیب بن مظاهر بوده باشد.
منتخب التواریخ، ص 278.