داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

دختران امام حسین (علیه السلام)

یک ام الحسن دوم ام الحسین سوم فاطمه کبری چهارم فاطمه صغری پنجم سکینه ششم ام الخیر هفتم ام سلمه زن عمر بن امام زین العابدین (علیه السلام) هشتم ام عبد الرحمان نهم ام زین العابدین دهم رقیه زن عمرو بن منذ بن زبیر بن عوام بود یازدهم رمله خاتمه زیدبن حسن در زمین حاجز نزدیک ثعره وفات کرد جسدش را در بقیع دفن کردند عمرش 100 سال نوشته اند.
حسن مثنی
حسن مثنی یکی از فرزندان امام مجتبی است حسن بن حسن بن علی که معروف به مثنی می باشد از آن هائی است که در واقعه کربلا شرکت کرد و زخمی شد و شب برخاست از معرکه بیرون رفت.
نوشته اند چون بنای نام زدی و ازدواج حسن مثنی شد از دختران امام حسین (علیه السلام) را خواست حضرت سید الشهداء (علیه السلام) فرمود من دو دختر دارم فاطمه و سکینه هر کدام را می خواهی به تو عقد بندم.
از حیاء سر به زیر انداخت تا عمویش فرمود فاطمه شبیه به مادرم فاطمه زهرا می باشد و تو یادگار برادرم حسن مجتبی (علیه السلام) هستی فاطمه را به حباله تو در آوردم و فاطمه را به حسن عقد بست و از او سه پسر آورد عبد الله، ابراهیم و حسن و ین دومین فرزند حضرت مجتبی (علیه السلام) بود در سن سی و پنج سالگی در مدینه در گذشت و در بقیع دفن شد و فاطمه بر قبر او خیمه ای ساخت و تا یکسال عزاداری می کرد.
ارشاد شیخ مفید ص 22 و زندگانی امام حسن مجتبی (علیه السلام) عمادزاده، ص 567.
پنجمین پسر امام مجتبی (علیه السلام) عبد الله بن حسن مکنی به ابوبکر است اشمس عبد الله کینه ابوبکر است که در روز عاشورا به دست مردی از بنی عدی شهید شد و امام حسین (علیه السلام) دختر خود حضرت سکینه را برای او تزویج کرده بود.
همان مدرک، ص 569.
ششمین نفر از فرزندان حضرت امام حسن (علیه السلام) حضرت قاسم بود که سیزده ساله بود در روز عاشورا شهید شد قاتل او مردی از بنی عدی بود البته تاریخ در این مورد مفصل است که در این کتاب گنجایش ندارد معذرت می طلبم.
خدایا بر برکت وجود مقدس حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) ما را از پیروان راستین امامان قرار بده و ما را از برکت شیوه زندگی سازنده آن هم بهره مند ساز، آمین یا رب العالمین.

نگاهی به زندگامی امام حسین (علیه السلام)

مقدمه یا پیشگفتار:
ما قرآن را به عنوان کتاب آسمانی پذیرفته ایم و باور داریم که از سوی خدا به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است در قرآن به ده ها معجزه از پیامبران و اوصیای آن ها اشاره شده است به عنوا نمونه در قرآن آمده حضرت سلیمان (علیه السلام) در شهر بیت المقدس به بزرگان اطرافیان خود گفت کدام یک از شما توانائی آن را دارید که تخت ملکه سباء را (که در صنعا در سرزمین یمن است) اکنون به این جا بیاورید عفریتی از جن گفت پیش از آن که از مجلس خود برخیزی من آن تخت را (از یمن) به این می آورم (با این که فاطمه این دو شهر بیش از صد فرسخ بود آیه شریفه سوره نمل آیه 40.
قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک فرما راه مستقراً عنده؛
اما کسی که از کتاب آسمانی داشت یعنی آصف برخیا وصی و زیر سلیمان گفت من آن تخت را پیش از آن که یک چشم بر هم زنی نزد تو خواهم آورد او همین کار را کرد ناگهان سلیمان (علیه السلام) بلقیس را در نزد خود مستقر دید و شکر خدا را به جای آورد و یا در قرآن ردمورد معجزات حضرت عیسی (علیه السلام) و موسی (علیه السلام) سخن یه میان آمده است.
امام باقر (علیه السلام) فرمود اسم اعظم دارای هفتاد و سه حرف آصف برخیا وزیر سلیمان و وصی او یک حرف آن را می دانست و بر اثر آن تواسنت تخت ملکه سبا را در یک لحظه (از صنعا در شهر یمن به بیت المقدس) بیاورد ولی ما دارای هفتاد و دو حرف از آن هفتاد و سه حرف هستیم که یک حرف آن مخصوص ذات پاک خداست.
تفسیر نور الثقلین، ج 4، ص 88.
طبق روایت یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) به نام ابو بصیر که نابینا بود در ضمن گفتاری به امام باقر (علیه السلام) چنین گفت آیا شما وارث پیامبران هستید امام باقر فرمود: آری ابو بصیر گفت روی این اساس آیا شما می توانید مرده را نزده کنید و کور مادر زاد را بینا کنید و مبتلا به بیماری بیسی را درمان نمایید امام باقر (علیه السلام) فرمود آری به اذن خدا می توانیم.
آن گاه امام باقر (علیه السلام) (برای این که ثابت کند که محض ادعا نیست بلکه می تواند) به ابو بصیر فرمود نزدیک بیا ابوبصیر می گوید نزدیک رفتم امام باقر (علیه السلام) دست به چهره و دیده ام کشید همان دم خورشید و آسمان و زمین و خانه ها و هر چه در شهر بود همه را دیده آن گاه به من فرمود می خواهی این گونه باشی و در روز قیامت در سود و زیان با مردم شریک گردی یا آن که به حال اول برگردی و بدون باز داشت به بهشت بروی؟
گفتم می خواهم به همان گونه که بودم بازگردم امام باقر (علیه السلام) بار دیگر بر چشم ابوبصیر دست کشید و چشمان او به حال اول بازگشتند.
اصول کافی، ج 1، ص 470، حدیث 3.

جبرئیل در مورد ولادت امام حسین (علیه السلام)

بنابر روایتی امام حسین (علیه السلام) روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت در مدینه دیده به جهان گشود روایتی دیگر روز پنجم شعبان حضرت امام حسین (علیه السلام) متولد شده، هنوز امام حسین (علیه السلام) به دنیا نیمامده بود جبرئیل نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کردای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خدواند تو را به نوزادی از فاطمه (علیها السلام) مژده می دهد که به دنیا می آید و امتت بعد از تو او را می کشند.
پیامبر از این خبر نگران شد بار دیگر جبرئیل نازل گردید همین خبر را داد باز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نگران شد. جبرئیل به آسمان صعود کرد و سپس باز گشت و عرض کردای محمد پروردگارت سلام می رساند و مژده می دهد که مقام امامت و ولایت را در ذریه او قرار دادم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از نگرانی بیرون آم و گفت راضی شدم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هیمن مطلب را به فاطمه (علیها السلام) گفت فاطمه (علیها السلام) نگران شد وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به فاطمه (علیها السلام) فرمود خداوند مقام امامت را در زریه او قرار می دهد فاطمه (علیها السلام) شاد شد و گفت خشنود شدم.
اصول کافیت ج 1، ص 414.
وقتیکه ولادت آن حضرت را به پیامبر اکرم خبر دادند آن حضرت نوزاد را به دست گرفته در گوش راستش اذان و در گوش چپش جمله های اقامه را به زبان آورد و نامش را حسین گذاشت سپس گوسفند رابه عنوان عقیقه قربانی نمود.
فاطمه (علیها السلام) به دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) موی سر حسین (علیه السلام) را تراشید و به اندازه وزن آن نقره به فقیر صدقه داد.
ترجمه ارشاد مفیدت ج 2، ص 44 و انوار البهیه، ص 43.
روایت شده جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تبریک گفت و تسلیت هم گفت تبریک به خاطر ولادت حسین (علیه السلام) و تسلیت به خاطر شهادت جانسوزش.
انوارالبهیه، ص 139.