داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

وصیت انقلابی حضرت زهرا (علیها السلام)

حضرت زهرا (علیها السلام) در ساعات آخر عمر ام ایمن با اسماء بنت عمیس را خواند و رو کرد به حضرت علی (علیه السلام) و فرمودند: ای پسر عمو می دانی که کمال صداقت را در زندگی با تو رعایت کردم و هرگز با تو مخالفت ننمودم حضرت علی (علیه السلام) او را تصدیق کرد.
اولاً مردان نیاز به زن دارند به تو وصیت می کنم بعد از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن زیرا او نسبت به فرزندانم همانند من است.
2. جنازه ام را با تابوت حمل کن (یعنی پوشاننده است).
3. به تو وصیت می کنم آنان که به من ظلم کردند و حق مرا پایمال نموند کنار جنازه ام حاضر نشوند آنها دشمن من و دشمن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند مبادا آنها با یکی از پیروانشان بر جنازه ام نماز بخوانند.
4. مرا آخر شب که همه خوابند به خاک بسپار.
حضرت علی (علیه السلام) به همه این وصیت عمل کرد و قبر آن حضرت را مخفی نمود و هفت صورت قبر درست کرد تا قبر او شناخته نشود تا مبادا به او دست یابند تنها امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)، سلمان، ابوذر، عمار، مقداد، زبیر، بریده و چند نفر از بنی هاشم در تشییع و نماز و دفن حضور داشتند.
بحار الانوار، ج 43، ص 193.
یکی از فرازهای حضرت زهرا (علیها السلام) این است فرمودند: علی جان بعد از دفن کنار سرم در رو به رویم بنشین و قرآن و دعا زیاد بخوان زیرا این وقت ساعتی است که مردگان نیاز به مأنوس شدن با زندگان دارند.
بیت الاحزان و ستارگان درخشان، ج 2، ص 94 و 95 و 96.
علامه مجلس (ره) در جلد دهم می نویسد موقعی که فاطمه (علیها السلام) از دنیا رفت علی (علیه السلام) این اشعار را سرود:
نفسی علی زفراتها محبوبه - یالیتها خرجت مع الزفرات
لا خیر بعدک فی الحیاه - و انما ابکی مخافه ان تطول حیاتی
یعنی جان من با ناله های خود حبس شده،ای کاش جان من با ناله هایم خارج می شد بعد از تو خیری در زندگی نخواهد بود. جز این نیست که از خوف طولانی شدن زندگیم می گریم.
ستارگان درخشان، ج 2، ص 103.
مسعودی می نویسد موقعی که فاطمه (علیها السلام) از دنیا رفت علی (علیه السلام) بی تابی می کرد صدای گریه و ناله آن حضرت ظاهر و آشکار شد و از شدت غم و اندوه این اشعار را انشاء کرد:
لکل اجتماع من خلیلین فرقه - وکل الذی دون الممات قلیل
و ان افتقادی واحداً بعد واحد - دلیل علی ان لا یدوم خلیل
بیت الاحزان، ص 180.
برای اجتماع هر دو نفر دوستی فراق و جدائی خواهد بود و کلیه مشکلات پیش مردن اندک و قلیل خواهد بود حقاً که از دست دادن من هر کی از دوستان را پس از دیگری دلیلی است بر اینکه هیچ دوستی دوام نخواهد داشت. شیخ مفید می نویسد وقتی که حضرت علی (علیه السلام) جنازه زهرا (علیها السلام) را به خاک سپرد اشک از چشمانش بر صورتش جاری شد در همین موقع بود که متوجه قبر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شد و گفت: السلام علیک یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینه.
امانت پس گرفته شد و گرو پرداخته گردید.
اما حزنی فسرمد ولیل فمسهد؛ حزن من همیشگی شد و شب من با بیداری به پایان خواهد رسید.
بیت الاحزان، ص 184.
و ستنبئک بتظافر امتک علی هضمها؛ علی (علیه السلام) می فرماید: به همین زودی دخترت فاطمه (علیها السلام) به تو خبر می دهد که امت تو برای غضب حق کمک یکدیگر شدند این موضوع را از دختر زهرا (علیها السلام) سؤال کن اگر به جهت غلبه دشمنان نبود از نزد قبر تو جدا نمی شدم و نزد ضریح تو اقامت می کردم و درباره این مصیبت مثل زن جوان مرده گریه می کردم.
بیت الاحزان، مرحوم شیخ عباسی قمی، ص 184 و 185.
دریغا بضعه ای طاها کجا رفت - دریغا بانوی عظمی کجا رفت
چو شمعی پیش ما او نور می داد - کجا رفت ای عجب بی ما کجا رفت
ز ماه زهره می پرسم همه شب - که آخر زهره زهرا کجا رفت
روم پسم من از شب زنده داران - که زهرا نصف شب تنها کجا رفت
بتاب ای مه تو کاشانه من - که تاریک است امشب خانه من
بتاب ای مه که تا با حال خسته - دهم من غسل پهلوی شکسته
بتاب ای مه که شویم من شبانه - ز اشک دیده جای تازیانه
بتاب ای مه که بینم روی نیلی - بشویم در دل شب جای سیلی
بتاب ای مه، حسن مادر ندارد - حسین من کسی بر سر ندارد
بتاب ای مه گلستانم خزان شد - به زیر خاک زهرای جوان شد
سلام ما به قلب پر ز داغ تو - سلام ما به قبر بی چراغ تو
سلام ما به طفل نا امید تو - سلام ما به محسن شهید تو
سلام ما به صحنه مدینه ات - سلام ما به خون زخم سینه ات
سلام ما به چهره خجسته ات - سلام ما به پهلوی شکسته ات
سلام ما به نغمه حجاز تو - سلام ما به آخرین نماز تو
سلام ما به زحمت و سجود تو - سلام ما به صورت کبود تو
سلام ما به گریه های دخترت - سلام ما به ناله های شوهرت
سلام ما به قلب داغدیده ات - سلام ما به قامت خمیده ات
قال الحسن البصری ما کان فی هذه الامه اعبد من فاطمه (علیها السلام) کانت تقوم حتی تورم قد ماها.
بیت الاحزان، ص 28.
حسن بصری می گوید در میان امت عابدتر از حضرت زهرا (علیها السلام) وجود نداشت هنگامی که برای عبادت می ایستاد قدم های مبارکشان ورم می کرد مثل پدر بزرگوارشان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن قدر عبادت می کرد و روی پاشنه پا می ایستاد تا قدم های مبارکشان ورم می کرد خداوند می فرمود در قرآن: طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی الا تذکره لمن یخشی(53).
ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت و مشقت بیندازی بلکه برای تذکر دادن افراد و ترساندن آنها است حضرت فاطمه (علیها السلام) هم همین طور عبادت خدا را می کرد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: مادرم فاطمه شبهای جمعه وقتی که مشغول عبادت می شدند تا اول صبح نماز می خواندند و به مؤمنین مؤمنات دعا می کرد بدون آنکه به خود دعا کند گفتم مادر جان همه شب را به دیگران دعا کردی بر خودمان دعا نفرمودی فرمودند اول دیگران، بعد خودمان.
بیت الاحزان، ص 28.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): ای شی خیر للمرئه قالت ان لا تری رجلاً و لا یراها رجل فضها الله؛
رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رو کرد به حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: یافاطمه بهترین چیز برای زن چه چیز است، عرض کرد نامحرم او را نبیند و او هم شخص اجنبی را نگاه نکند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به سینه چسبانید.
بیت الاحزان، ص 29.

نگاهی به زندگی امام حسن مجتبی (علیه السلام)

میلاد اولین فرزند علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) ابا محمد حسن بن علی سبط اکبر (علیه السلام).
امام حسن (علیه السلام) در شب سه شنبه نیمه ماه رمضان سال 3 هجری در مدینه دیده به جهان گشود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سلمی دختر عمیس یا اسماء بنت عمیس فرمود پسرم را آن حضرت برد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پارچه زرد رنگ را به کنار گذاشت و فرمود مگر من به شما نگفته ام که نوزاد را با پارچه زرد قنداق نکنید (شاید این دستور از این رو است که برای رعایت بهداشت استفاده از پارچه سفید به خاطر آنکه آلودگی ها را بهتر نشان می دهد بهتر است). مؤلف
قانون تکامل اجازه نمی دهد که چنین ششماهه یا عناصر این عالم مقاومت کند مگر این مدران آسمانی حضرت عیسی و یحیی و حسن و حسین (علیهم السلام) ششماهه به دنیا آمدند - سلمی همان دم پارچه زرد را به پارچه سفید تبدیل کرد و حسن (علیه السلام) را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت و این اولین صوت و آهنگی بود که امام حسن از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در توحید شنید آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی (علیه السلام) فرمود نام پسرم را چه گذاشته ای علی (علیه السلام) فرمودند من در نام گذاری از شما پیشدستی نمی کنم.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند من نیز در نامگذاری او از پروردگارم پیش نمی گیرم در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد ای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند سلام می رساند و می فرماید نسبت علی (علیه السلام) به تو همانند نسبت هارون به موسی است (موسی با هارون برادرند) ولی پیامبری بعد از تو نخواهد بود این نوازد را هم نام پسر هارون برادر موسی کن پیامبر فرمود نام او چیست جبرئیل گفت نام او شبر است. پیامبر فرمودند: زبان من عربی است جبرئیل گفت نام او را حسن که معنی شبر است بگذارد، پس از چند روز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد حسن (علیه السلام) را نزدش آوردند آن حضرت ناف او را برید و چنین دعا کرد: خدایا این فرزندان علی (علیه السلام) را از شر شیطان رانده شده از درگاهت در پناه تو قرار دادم.
بحار ج 43، ص 238.

عقیقه و صدقه برای سلامتی امام حسن (علیه السلام)

روز هفتم ولادت امام حسن (علیه السلام) فرا رسید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گوسفند خوشرنگی را عقیقه (قربانی کرد و یک ران آن را همراه یک دینار به قابله داد و موی سر حسن (علیه السلام) را تراشید و هم و زن آن نقره مسکوک صدقه داد و سر حسن (علیه السلام) را با بوی خوش خوشبو نمود.
بحار ج 43، ص 239.
از بریده نقل شده که گفت در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر فراز منبر بود و برای مردم سخن فی گفت در این هنگام حسن و حسین (علیهم السلام) که پیراهن قرمز پوشیده بودند وارد مسجد شدند ولی هنگام راه رفتن پایشان به دامنشان پیچید و افتادند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از فراز منبر پائین آمد آنها را در آغوش گرفت و بالای منبر برد و پیش روی خود نشانید.
بحار ج 43، ص 284.