داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

شهادت جانسوز حضرت زهرا (علیها السلام)

اعتراضات حضرت فاطمه (علیها السلام) و دفاع های آن مخدره همچنان در هر فرصتی ادامه داشت تا اینکه مسأله بیعت گرفتن اجباری از امیر المؤمنین علی (علیه السلام) با ابوبکر پیش آمد علی (علیه السلام) در خانه را به روی خود بسته بود گروهی برای بردن آن حضرت به مسجد به خاطر بیعت نمودن به در خانه حضرت علی (علیه السلام) آمدند در بسته بود کوبه در را زدند حضرت زهرا (علیها السلام) پشت در آمد در را به روی آنها باز نکرد و به آنها فرمود دست از ما بردارید به ما ظلم نکنید ولی در را سوزاندند در حالی که فاطمه (علیها السلام) پشت در بود در را فشار دادند و فاطمه (علیها السلام) آن چنان بین فشار در و دیوار قرار گرفت که بچه اش (که نام آن را محسن گذاشته بودند) سقط شد صدای زهرا (علیها السلام) بلند شد.
یا ابتاه یا رسول الله هکذا یفعل بجیبتک و ابنتک؛ای بابا ای رسول خدا بنگر که این گونه به محبوب دل و دختر تو رفتار می شود.
بیت الحزان و ستارگان درخشان، ج 1، ص 70.
مادر چرا به گریه چنین خو گرفته ای - از بهر چیست دست به پهلو گرفته ای
در هر چه خواهی نگوئی به من مگو - اما چرا از دختر خود رو گرفته ای
ای مادری که از پدرم کرده ای دفاع - پاداش این دفاع به بازو گرفته ای

دوازده زن را خدای متعال در قرآن یکتا به نام برده است

1. حضرت حواء: وقلنا یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه(44)؛ گفتیم آی آدم تو با همسرت در بهشت جا گزینید.
2. و امراته قائمه فضحکت فبشرناها باسحاق(45)؛
در آن حال زن ابراهیم ساره ایستاده بود که متبسم گردید پس ما آن زن را فرزندی به نام اسحاق بشارت دادیم.
3. فاستجبنا له فکشفنا ما به من ضر و آتیناه اهله(46).
برای امتحان خداوند حضرت ایوب را مبتلا کرد به گرفتاری های گوناگون گرفتاری از بین رفتن مال و ثروت اولاد و فاصله پیدا کردن عیال او بعد مبتلا شدن جسم او در مقابل تمامی اینها صبر کرد که ضرب المثل شده در زبان مردم که می گوئید فلانی صبر حضرت ایوب را دارد خلاصه حضرت ایوب عرض کرد پروردگارا: من گرفتار مشکلاتی شده ام و تو ارحم الراحمین هستی. شکایت نمی کند حتی نمی گوید مشکلم را بر طرف فرما زیرا که می داند او بزرگ است و رسم بزرگی را می داند.
آیه بعد می فرماید: خواسته اش را اجابت کردیم و رنج و ناراحتی او را بر طرف ساختیم و خانواده اش به او باز گرداندیم.
4. انی وجدت امراه تملکهم(47)؛ همانا در آن ملک زنی را یافتم که بر مردم آن کشور حکومت و پادشاهی داشت، یعنی بلقیس.
5 و 6. و اذا اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثاً فلما نبأت به و أظهره الله علیه(48)؛ وقتی پیغمبر با بعضی از زنان خود (حفصه) رازی را گفت و به او سپرد آن زن خیانت کرد و آن دیگری (عایشه) بر سر پیامبر آگاه ساخت خدا به رسولش خبر داد.
7 و 8. ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین(49)؛ خداوند بر کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند.
9. و وجدک عائلاً فأغنی یافت و را فقیر الی الله (و توانگر کرد به دولت نبوت) توانگر کرد به مال خدیجه (علیها السلام).
10. قالت امرأه العزیز الآن حصحص الحق(50)؛ در این حال زلیخا زن عزیز مصر اظهار کرد که الان حقیقت آشکار شد.
11. و ضرب الله مثلاً للذین آمنوا امرأت فرعون اذا قالت رب(51)؛ و باز خدا برای مؤمنان (آسیه) زن فرعون را مثال آورد هنگامی که از شوهر کافرش بیزاری جست.
12. مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان(52)؛
روایت شده از سلمان فارسی و سعید بن جبیر و سفیان الثوری که مراد از بحرین علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (علیها السلام)، بینهما برزخ، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و مراد از یخرج منها اللؤلؤ و المرجان حضرت امام حسن (علیه السلام) و حضرت امام حسین (علیه السلام) است.
تفسیر مجمع البیان.
حضرت زهرا (علیها السلام) بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مکرر کنار قبر شهیدان احد از جمله کنار قبر سید شهیدان حضرت حمزه (علیه السلام) می آمد در آنجا از فراق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می گریست و هم از ارواح پاک شهیدان استمداد می کرد گریه زهرا (علیها السلام) تنها گریه عاطفی نبود بلکه گریه اعتراض و انقلابی بر ضد ستم پیشگان نیز بود. محمود بن لبید می گوید کنار مزار شهیدان احد رفتم دیدم حضرت زهرا (علیها السلام) در کنار قبر حضرت حمزه (علیه السلام) گریه می کند عرض کردم: ای سرور زنان جهان گریه ات رگ قلبم را قطع کرد. فرمود: سزاوار است که از فراق پدر بگریم چقدر مشتاق دیدار پدرم هستم.
بحار الانوار، ج 43، ص 192.
گفتار حضرت زهرا (علیها السلام) به بانوان عبادت کننده در همان هنگامی که حضرت زهرا (علیها السلام) بستری بودند گروهی از بانوان مهاجر و انصار به عیادتش آمدند حضرت زهرا (علیها السلام) از فرصت استفاده کرد و به افشا گری پرداخت و مطالب را بی پرده برای آنها توضیح داد و فرمودند: آگاه باشید روش مردان شما زیانی آشکار است آنها از ابو الحسن علی (علیه السلام) روی گرداندند سوگند به خدا اگر آنها زمام امت را به دست علی (علیه السلام) می دادند او هر کس را که از راه راست کج می شد به راه راست می آورد.
و هر کس را که از محبت روی بر می تافت به سوی آن می کشانید انسان های راستین و دروغین پارسا و حریص در پرتو رهبری او از همدیگر جدا می شدند به خدا قسم آنها (مردان شما) شاهپرهای نیرومند را رها کرده و به پرهای مرغان ناتوان چسبیدند به ما ستم کردند.
کسی که هدایت به حق می کند برای پیروی شایسته تر است با آن کسی که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند. بانوان حاضر پیامبر حضرت زهرا (علیها السلام) را به مردان خود ابلاغ نمودند جمعی از آنها نزد حضرت زهرا (علیها السلام) آمده و به عذر خواهی پرداختند از جمله گفتند اگر علی (علیه السلام) پیشدستی می کرد ما او را رها نمی کردیم ولی ابوبکر پیشدستی کرد و ما با او بیعت نمودیم کار از کار گذشته است.
حضرت زهرا به آن عذرتراشان کودن فرمود از من دور شوید دیگر با آن همه محبت عذری باقی نمانده است.
سیره چهارده معصومت ص 112 نقل از بحارالانوار، ج 43، ص 192و 193.
حضرت فاطمه (علیها السلام) بعد از پدر بزرگوارش 75 روز به قولی دیگر 95 روز زنده بود 40 روز آن در بستر بیماری به سر برد.
بحار الانوار، ج 43، ص 186.

وصیت انقلابی حضرت زهرا (علیها السلام)

حضرت زهرا (علیها السلام) در ساعات آخر عمر ام ایمن با اسماء بنت عمیس را خواند و رو کرد به حضرت علی (علیه السلام) و فرمودند: ای پسر عمو می دانی که کمال صداقت را در زندگی با تو رعایت کردم و هرگز با تو مخالفت ننمودم حضرت علی (علیه السلام) او را تصدیق کرد.
اولاً مردان نیاز به زن دارند به تو وصیت می کنم بعد از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن زیرا او نسبت به فرزندانم همانند من است.
2. جنازه ام را با تابوت حمل کن (یعنی پوشاننده است).
3. به تو وصیت می کنم آنان که به من ظلم کردند و حق مرا پایمال نموند کنار جنازه ام حاضر نشوند آنها دشمن من و دشمن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند مبادا آنها با یکی از پیروانشان بر جنازه ام نماز بخوانند.
4. مرا آخر شب که همه خوابند به خاک بسپار.
حضرت علی (علیه السلام) به همه این وصیت عمل کرد و قبر آن حضرت را مخفی نمود و هفت صورت قبر درست کرد تا قبر او شناخته نشود تا مبادا به او دست یابند تنها امام حسن و امام حسین (علیهم السلام)، سلمان، ابوذر، عمار، مقداد، زبیر، بریده و چند نفر از بنی هاشم در تشییع و نماز و دفن حضور داشتند.
بحار الانوار، ج 43، ص 193.
یکی از فرازهای حضرت زهرا (علیها السلام) این است فرمودند: علی جان بعد از دفن کنار سرم در رو به رویم بنشین و قرآن و دعا زیاد بخوان زیرا این وقت ساعتی است که مردگان نیاز به مأنوس شدن با زندگان دارند.
بیت الاحزان و ستارگان درخشان، ج 2، ص 94 و 95 و 96.
علامه مجلس (ره) در جلد دهم می نویسد موقعی که فاطمه (علیها السلام) از دنیا رفت علی (علیه السلام) این اشعار را سرود:
نفسی علی زفراتها محبوبه - یالیتها خرجت مع الزفرات
لا خیر بعدک فی الحیاه - و انما ابکی مخافه ان تطول حیاتی
یعنی جان من با ناله های خود حبس شده،ای کاش جان من با ناله هایم خارج می شد بعد از تو خیری در زندگی نخواهد بود. جز این نیست که از خوف طولانی شدن زندگیم می گریم.
ستارگان درخشان، ج 2، ص 103.
مسعودی می نویسد موقعی که فاطمه (علیها السلام) از دنیا رفت علی (علیه السلام) بی تابی می کرد صدای گریه و ناله آن حضرت ظاهر و آشکار شد و از شدت غم و اندوه این اشعار را انشاء کرد:
لکل اجتماع من خلیلین فرقه - وکل الذی دون الممات قلیل
و ان افتقادی واحداً بعد واحد - دلیل علی ان لا یدوم خلیل
بیت الاحزان، ص 180.
برای اجتماع هر دو نفر دوستی فراق و جدائی خواهد بود و کلیه مشکلات پیش مردن اندک و قلیل خواهد بود حقاً که از دست دادن من هر کی از دوستان را پس از دیگری دلیلی است بر اینکه هیچ دوستی دوام نخواهد داشت. شیخ مفید می نویسد وقتی که حضرت علی (علیه السلام) جنازه زهرا (علیها السلام) را به خاک سپرد اشک از چشمانش بر صورتش جاری شد در همین موقع بود که متوجه قبر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شد و گفت: السلام علیک یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قد استرجعت الودیعه و اخذت الرهینه.
امانت پس گرفته شد و گرو پرداخته گردید.
اما حزنی فسرمد ولیل فمسهد؛ حزن من همیشگی شد و شب من با بیداری به پایان خواهد رسید.
بیت الاحزان، ص 184.
و ستنبئک بتظافر امتک علی هضمها؛ علی (علیه السلام) می فرماید: به همین زودی دخترت فاطمه (علیها السلام) به تو خبر می دهد که امت تو برای غضب حق کمک یکدیگر شدند این موضوع را از دختر زهرا (علیها السلام) سؤال کن اگر به جهت غلبه دشمنان نبود از نزد قبر تو جدا نمی شدم و نزد ضریح تو اقامت می کردم و درباره این مصیبت مثل زن جوان مرده گریه می کردم.
بیت الاحزان، مرحوم شیخ عباسی قمی، ص 184 و 185.
دریغا بضعه ای طاها کجا رفت - دریغا بانوی عظمی کجا رفت
چو شمعی پیش ما او نور می داد - کجا رفت ای عجب بی ما کجا رفت
ز ماه زهره می پرسم همه شب - که آخر زهره زهرا کجا رفت
روم پسم من از شب زنده داران - که زهرا نصف شب تنها کجا رفت
بتاب ای مه تو کاشانه من - که تاریک است امشب خانه من
بتاب ای مه که تا با حال خسته - دهم من غسل پهلوی شکسته
بتاب ای مه که شویم من شبانه - ز اشک دیده جای تازیانه
بتاب ای مه که بینم روی نیلی - بشویم در دل شب جای سیلی
بتاب ای مه، حسن مادر ندارد - حسین من کسی بر سر ندارد
بتاب ای مه گلستانم خزان شد - به زیر خاک زهرای جوان شد
سلام ما به قلب پر ز داغ تو - سلام ما به قبر بی چراغ تو
سلام ما به طفل نا امید تو - سلام ما به محسن شهید تو
سلام ما به صحنه مدینه ات - سلام ما به خون زخم سینه ات
سلام ما به چهره خجسته ات - سلام ما به پهلوی شکسته ات
سلام ما به نغمه حجاز تو - سلام ما به آخرین نماز تو
سلام ما به زحمت و سجود تو - سلام ما به صورت کبود تو
سلام ما به گریه های دخترت - سلام ما به ناله های شوهرت
سلام ما به قلب داغدیده ات - سلام ما به قامت خمیده ات
قال الحسن البصری ما کان فی هذه الامه اعبد من فاطمه (علیها السلام) کانت تقوم حتی تورم قد ماها.
بیت الاحزان، ص 28.
حسن بصری می گوید در میان امت عابدتر از حضرت زهرا (علیها السلام) وجود نداشت هنگامی که برای عبادت می ایستاد قدم های مبارکشان ورم می کرد مثل پدر بزرگوارشان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن قدر عبادت می کرد و روی پاشنه پا می ایستاد تا قدم های مبارکشان ورم می کرد خداوند می فرمود در قرآن: طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی الا تذکره لمن یخشی(53).
ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت و مشقت بیندازی بلکه برای تذکر دادن افراد و ترساندن آنها است حضرت فاطمه (علیها السلام) هم همین طور عبادت خدا را می کرد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید: مادرم فاطمه شبهای جمعه وقتی که مشغول عبادت می شدند تا اول صبح نماز می خواندند و به مؤمنین مؤمنات دعا می کرد بدون آنکه به خود دعا کند گفتم مادر جان همه شب را به دیگران دعا کردی بر خودمان دعا نفرمودی فرمودند اول دیگران، بعد خودمان.
بیت الاحزان، ص 28.
قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): ای شی خیر للمرئه قالت ان لا تری رجلاً و لا یراها رجل فضها الله؛
رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) رو کرد به حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: یافاطمه بهترین چیز برای زن چه چیز است، عرض کرد نامحرم او را نبیند و او هم شخص اجنبی را نگاه نکند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به سینه چسبانید.
بیت الاحزان، ص 29.