داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

تقاضا نکردن زهرا (علیها السلام) حتی در حال بیماری

حضرت زهرا (علیها السلام) سخت بیمار و بستری شد حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود چه میل داری بفرما تا فراهم کنم؟ حضرت فاطمه (علیها السلام) گفت: ای پسر عمو چیزی از شما نمی خواهم. علی (علیه السلام) با اصرار از او خواست هر چه میل داری بفرما آماده کنم. فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: ای پسر عمو پدرم به من سفارش کرده که از شوهرت چیزی را تقاضا نکن مبادا او نداشته باشد و شرمگین شود. علی (علیه السلام) فرمودند: تو را به حقم سوگند می دهم هر چه میل داری به من بگو فراهم نمایم. فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: اکنون که مرا سوگند دادی گر اناری به دستم آید خوب است.
حضرت علی (علیه السلام) از خانه بیرون رفت و پس از جست و جو از یکی از همسایگان تنها یک عدد انار یافت که خرید و به سوی خانه بازگشت در مسیر راه ناله بیماری را در گوشه ای شنید به سراغ او رفت سر او را به بالین گرفت و از او نوازش کرد و فرمود چه میل داری؟ او گفت: انار حضرت علی (علیه السلام) نیمی از آن انار را کم کم به دهان او نهاد و او خورد و تقاضای بقیه انار را نیز کرد.
حضرت علی (علیه السلام) کم کم همه آن انار را به او خورانید سپس با دست خالی به سوی خانه بازگشت ولی شرمگین بود که چگونه با دست خالی نزد زهرا (علیها السلام) برود از درز در نگاه کرد دید حضرت زهرا (علیها السلام) تکیه داده و از طبق اناری که در پیش روی او نهاد شده است می خورد علی (علیه السلام) شادمان وارد خانه شد و ملاحظه کرد که آن انارها از انارهای دنیا نیست پرسید این انارها از کجا بود فاطمه (علیها السلام) در پاسخ فرمودند: این طبق انار را فضه آورد و گفت شخصی این طبق انار را داد و گفت علی (علیه السلام) برای فاطمه (علیها السلام) فرستاده است.
اقتباس از ریاحین الشریعه، ج 1، ص 142.
منقول است که در ابتداء حضرت فاطمه (علیها السلام) ریشهای از پشم تابیده بودند و بر آن گره ها زده بودند و حساب تسبیح را به آن گره ها نگاه می داشت تا آنکه حضرت حمزه در احد شهید شد آن بزرگوار از تربت قبر حمزه سید الشهداء تسبیحی ساخت و با آن ذکر می فرمودم مردم نیز چنان می کردند تا اینکه حضرت امام حسین (علیه السلام) شهید شد سنت شد که از تربت آن مظلوم تسبیح بسازند و با آن ذکر بگویند.
ریاحین الشریعه، ج 1، ص 197.

فرزندداری حضرت زهرا (علیها السلام)

برای بانوان مهم ترین مقام، مقام مادری است چرا که این مقام مقام انسان سازی است تربیت انسان های پاک و وارسته پرورش شخصیت های بزرگ فرزانه است حضرت زهرا (علیها السلام) در تربیت فرزند نمونه بود و به راستی که مسؤولیت مقام مادری را به خوبی انجام داد و فرزندانی چون امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و زینب (علیها السلام) وام کلثوم (علیها السلام) را به جامعه تحویل داد که هر یک از آنها نمونه ای برجسته از انسان های آگاه شجاع مؤمن مجاهد و دارای عالی ترین ارزش های والای انسانی بودند در تربیت صحیح فرزند اموری از ارکان تربیت است مانند: 1. دوست بودن با فرزند و محبت لازم به او و ترک خشونت و تندی؛ 2. بهاء دادن به شخصیت فرزند و ترک تحقیر او؛ 3. توجه به نیازهای جسمی و روحی فرزند و تأمین آن نیازها؛ 4. رعایت عدالت در میان کودکان؛ 5. برخورد صحیح و واقعی و صادقانه با آنها؛ 6. توجه به ظرافت های روانی کودک و حفظ آن ظرافت ها از آسیب های انحرافی؛ 7. نصیحت و پند و اندر و آگاهی؛ 8. توجه به حضور و غیاب فرزند و همنشینان او؛ 9. تغذیه سالم از نظر ظاهر و باطن؛ 10. ایجاد رقابت های سالم و سازنده برای تحریک احساسات فرزند در جهت گیری به سوی کمال.
حضرت زهرا (علیها السلام) تمام این ارکان و امور دیگری را که در شکل گیری شخصیت فرزند لازم است با آگاهی و هوشمندی مخصوص به خود رعایت می کرد.
او هرگز خاطر کودکان خود را نرنجانید و همواره با نوازش پرمهر خود با آنها رفتار می کرد و هرگز نگذاشت که آنها احساس محرومیت از مهر و توجه مادر نمایند خود گرسنه و تشنه می ماند ولی آنها را سیر و سیراب می کرد.
روان شناسان می گویند یکی از اصول و ارکان تربیت سازنده این است که به گونه ای با کودک برخورد نمود که موجب ایجاد عقده و کمبود در ساختمان وجود او شود و به عبارت روش تر به طور کامل به شخصیت او توجه و احترام گردد در این راستا نظر شما را به دو فراز از رفتار فاطمه (علیها السلام) با فرزندانش جلب می نمایم حسن و حسین (علیهم السلام) در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و فاطمه (علیها السلام) کشتی گرفتند در این میان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حسن (علیه السلام) را تشویق می کرد و مکرر می فرمود برپاخیز ای حسن، حسین را محکم بگیرد و به زمین بیفکن.
فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: ای پدر حسن که بزرگ تر است بر حسین که کوچک تر است ترجیح می دهد و تشویق می کنی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اینکه این دوستم جبرئیل است که حسین را تشویق می کند من هم در برابر او حسن را تشویق می نمایم.
بحار الانوار، ج 43، ص 268.

داستانی شیرین

حسن و حسین (علیهم السلام) هر دو خطی نوشتند و نزد مادرشان فاطمه (علیها السلام) آوردند تا او قضاوت کند که کدام بهتر است فاطمه (علیها السلام) نخواست یکی از آنها را بر دیگری ترجیح دهد فرمود: نزد پدرتان بروید تا او داوری کند آنها نزد پدرشان علی (علیهم السلام) رفتند آن حضرت نیز خواست که یکی از آنها رنجیده خاطر شود به آنها فرمود نزد جدتان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بروید تا او قضاوت کند.
آنها نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود من بین شما داوری نمی کنم تا برادرم جبرئیل بیاید و داروی کند جبرئیل آمد و گفت: من داوری نمی کنم تا فرشته اسرافیل بیاید و داوری کند، اسرافیل آمد و گفت من داوری نمیکنم بلکه از درگاه خدای می خواهم که او داوری کند خداوند فرمود من بین آنها داوری نمی کنم بلکه مادرشان فاطمه (علیها السلام) داوری کند.
در این وقت فاطمه (علیها السلام) تسلیم سخن خدا شد و فرمود:: داوری خواهم کرد گردنبندی داشت و به فرزندانش حسن و حسین (علیهم السلام) فرمود من دانه های این گردنبند را پخش بر زمین می کنم هر کس از شما بیش تر از آن دانه ها بر چید خط او بهتر است (در آن گردنبند هفت دانه مروارید بود) آن را برید و دانه هایش پخش بر زمین شد سه عدد آن را حسن (علیه السلام) و سه عدد دیگر را حسین (علیه السلام) بر چید در همین لحظه خداوند به جبرئیل فرمان داد برو به زمین و آن یک دانه باقیمانده را دو نصف کن تا هر کدام از آنها نیمی از آن را بردارند و خاطرشان رنجیده نشود جبرئیل به احترام شخصیت آنها همین دستور را اجرا نمود در نتیجه هیچ کدام از آنها بنده نشدند.
بحار الانوار، ج 43، ص 309.
روزی علی (علیه السلام) در خانه مخفی شد حسن (علیه السلام) وارد گردید و آنچه را از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مسجد شنید بود در ضمن سخنرانی برای مادر تعریف کرد ولی این بار در سخنرانی خود گیر می کرد فاطمه (علیها السلام) تعجب کرد حسن (علیه السلام) گفت مادرم شخص بزرگی سخن مرا می شنود و همین موجب کندی زبان من شده است در همین هنگام علی (علیه السلام) از مخفیگاه بیرون آمد و پسرش را بوسید.
سیره چهارده معصوم، ص 193، نقل از بحار الانوار، ج 43، ص 238.
روایت دارد بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت زهرا پیوسته شال عزا بر سر بسته بود جسم اش بر اثر بار سنگین غم رنجور شده بود چشمان گریان و قلبی سوزان داشت لحظه به لحظه منقلب می شد و به فرزندانش حسن و حسین (علیهم السلام) می فرمود: کجا رفت پدرتان که به شما احترام می کرد و پیوسته شما را بر شانه خود سوار می کرد کجا رفت آنکه برای شما از همه مهربان تر بود دیگر او نیست تا از این در وارد خانه شود دیگر او نیست تا شما را بر شانه اش سوار کند.
سیره چهارده معصوم، ص 205 نقل از مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 362.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت زهرا (علیه السلام) پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار اندوهگین بود خداوند در آن ایام که 75 روز بود جبرئیل را نزد او فرستاد جبرئیل او را به طور نیکو تسلی خاطر می داد و سرگذشت های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقام های آن حضرت و حوادث آینده را برای فاطمه (علیها السلام) بازگو می کرد.
سیره چهارده معصوم ص 205 نقل از اصول کافی، ج 1، ص 458.
مصحف حضرت زهرا (علیها السلام) چه بوده روایت شده از امام صادق (علیه السلام) فرمود خداوند بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرشته ای را نزد فاطمه (علیها السلام) فرستاد تا او را دلداری دهد فاطمه (علیها السلام) ماجرای سخن گفتن فرشته با او را به حضرت امام علی (علیه السلام) گفت علی (علیه السلام) فرمودند وقتی که آمدن فرشته را احساس کردی مرا خبر کن فاطمه (علیها السلام) آمدن فرشته را به علی (علیه السلام) خبر داد علی (علیه السلام) حاضر شد فاطمه (علیها السلام) آنچه را از آن فرشته می شنید برای علی (علیه السلام) بیان می کرد و علی (علیه السلام) آن را می نوشت تا اینکه آن گفتار به صورت مجموعه ای به نام مصحف در آمد. امام صادق (علیه السلام) پس از بیان مطلب فرمود: بدانید که در آن مصحف چیزی از حلال و حرام نیست بلکه در آن علم به حوادث آینده است.
سیره چهارده معصوم، ص 295 نقل از اصول کافی، ج 1، ص 240.