داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

انفاق زهرا (علیها السلام) در شب عروسی

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در عروسی زهرا (علیها السلام) داده بود تا در شب عروسی بپوشد هنگامی که فاطمه (علیها السلام) به خانه زفاف رفت بر سجاده عبادت خود نشسته بود و با خدا مناجات می کرد ناگاه مستمندی به در خانه فاطمه (علیها السلام) آمد و با صدای بلند گفت از در خانه نبوت یک پیراهن کهنه می خواهم.
فاطمه (علیها السلام) در آن وقت دو پیراهن داشت یکی کهنه و دیگری نو - خواست پیراهن کهنه را طبق تقاضای فقیر به او بدهد ناگاه یاد این آیه 92 آل عمران افتاد که می فرماید:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون؛ یعنی هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر آنچه را دوست دارید انفاق کنید.
حضرت زهرا (علیها السلام) که می دانست پیراهن نو را بیش تر دوست دارد به این آیه عمل کرد و پیراهن نو را به فقیر داد.
فردای آن شب هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیراهن کهنه را در تن او دید پرسید چرا پیراهن نو را نپوشیده ای حضرت فاطمه (علیها السلام) عرض کرد آن را به فقیر دادم.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر پیراهن نو را برای شوهرت می پوشیدی بهتر و مناسب تر بود.
فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: این روش را از شما آموخته ام در آن هنگام که مادرم خدیجه (علیها السلام) همسر شما گردید همه اموال خود را در راه شما به تهیدستان بخشید کار به جایی رسید که فقیری به در خانه شما آمد و تقاضای لباس کرد در خانه لباسی وجود نداشت شما پیراهن خود را از تن بیرون آورده و به او دادید از این رو این آیه 29 اسراء نازل شد:
و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً؛ از آنجا که رعایت اعتدال در همه چیز حتی در انفاق و کمک به دیگران شرط است می فرماید: دست خود را بر گردن خویش بسته قرار مده این تعبیر کنایه لطیفی است از اینکه دست دهنده داشته باش و همچون بخیلان که گوئی دستهایشان به گردنشان بسته اند و قادر به کمک و انفاق نیستند مباش از سوی دیگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بی حساب مکن که سبب شود از کار بمانی و مورد ملامت این و آن قرار گیری و از مردم جدا شوی استفاده می شود کنایه از بذل و بخشش بی حساب است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تحت تأثیر محبت ها و خلوص دخترش زهرا (علیها السلام) قرار گرفت قطره ای اشک از چشمانش سرازیر شد فاطمه (علیها السلام) را به نشانه محبت به سینه اش چسبانید.
اقتباس از ریاحین الشریعه، ج 1 تص 105 و 106.

همسرداری حضرت زهرا (علیها السلام)

برای زن بزرگترین موقعیت و ارزش این است که معاون خوبی برای شوهر باشد و در شؤون گوناگون زندگی خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه اموری که موجب ناراحتی شوهر گردید پرهیز نماید و با سر پنجه تدبیر و محبت و مهر موجب آرامش خاطر شوهر شود.
چنانکه به عکس برای شوهر نیز بسیار با ارزش است که موجب آرامش خاطر همسرش بود و اصولاً هدف از ازدواج آن است که همسران مایه آرامش همدیگر گردند چنانکه در سوره 30، آیه 21 روم میخوانیم:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جهل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون؛ یکی از آیات الهی آن است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود همانا در این امر نیز برای مردم نشانه هائی است برای گروهی که تفکر می کنند.
روم 30، آیه 21.
علی (علیه السلام) می فرماید: به خدا قسم من زهرا (علیها السلام) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد خشمگین نکردم در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم، او نیز مرا خشمگین نکرد در هیچ گاه موجب ناخشنودی من نشد.
سیره چهارده معصوم، ص 185 نقل از وسائل الشیعه، ج 14، ص 492.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در سخنی در شأن حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود من به چهره زهرا (علیها السلام) نگاه می کردم همین نگاه - هر گونه غم و اندوه را از من بر طرف می نمود.
سیره چهارده معصوم، ص 185، نقل از وسائل الشیعه، ج 14، ص 492.

تقاضا نکردن زهرا (علیها السلام) حتی در حال بیماری

حضرت زهرا (علیها السلام) سخت بیمار و بستری شد حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود چه میل داری بفرما تا فراهم کنم؟ حضرت فاطمه (علیها السلام) گفت: ای پسر عمو چیزی از شما نمی خواهم. علی (علیه السلام) با اصرار از او خواست هر چه میل داری بفرما آماده کنم. فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: ای پسر عمو پدرم به من سفارش کرده که از شوهرت چیزی را تقاضا نکن مبادا او نداشته باشد و شرمگین شود. علی (علیه السلام) فرمودند: تو را به حقم سوگند می دهم هر چه میل داری به من بگو فراهم نمایم. فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: اکنون که مرا سوگند دادی گر اناری به دستم آید خوب است.
حضرت علی (علیه السلام) از خانه بیرون رفت و پس از جست و جو از یکی از همسایگان تنها یک عدد انار یافت که خرید و به سوی خانه بازگشت در مسیر راه ناله بیماری را در گوشه ای شنید به سراغ او رفت سر او را به بالین گرفت و از او نوازش کرد و فرمود چه میل داری؟ او گفت: انار حضرت علی (علیه السلام) نیمی از آن انار را کم کم به دهان او نهاد و او خورد و تقاضای بقیه انار را نیز کرد.
حضرت علی (علیه السلام) کم کم همه آن انار را به او خورانید سپس با دست خالی به سوی خانه بازگشت ولی شرمگین بود که چگونه با دست خالی نزد زهرا (علیها السلام) برود از درز در نگاه کرد دید حضرت زهرا (علیها السلام) تکیه داده و از طبق اناری که در پیش روی او نهاد شده است می خورد علی (علیه السلام) شادمان وارد خانه شد و ملاحظه کرد که آن انارها از انارهای دنیا نیست پرسید این انارها از کجا بود فاطمه (علیها السلام) در پاسخ فرمودند: این طبق انار را فضه آورد و گفت شخصی این طبق انار را داد و گفت علی (علیه السلام) برای فاطمه (علیها السلام) فرستاده است.
اقتباس از ریاحین الشریعه، ج 1، ص 142.
منقول است که در ابتداء حضرت فاطمه (علیها السلام) ریشهای از پشم تابیده بودند و بر آن گره ها زده بودند و حساب تسبیح را به آن گره ها نگاه می داشت تا آنکه حضرت حمزه در احد شهید شد آن بزرگوار از تربت قبر حمزه سید الشهداء تسبیحی ساخت و با آن ذکر می فرمودم مردم نیز چنان می کردند تا اینکه حضرت امام حسین (علیه السلام) شهید شد سنت شد که از تربت آن مظلوم تسبیح بسازند و با آن ذکر بگویند.
ریاحین الشریعه، ج 1، ص 197.