داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

داستانی شنیدنی

روزی حضرت زهرا (علیها السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تقاضای انگشتر کرد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود آیا بهتر از انگشتر به تو نیاموزم هنگامی که مشغول نماز شب شدی از درگاه خدا تقاضای انگشتر کن که تقاضایت روا می شود.
حضرت زهرا (علیها السلام) گوشه جانماز را بلند کرد انگشتر یاقوت گرانبهایی را دید آن را برداشت و در انگشتش نمود و خوشحال شد هنگامی که همان شب به بستر خواب رفت و خوابید در عالم خواب دید که در بهشت است در آنجا سه قصر بی نظیر بهشتی دید پرسید این قصرها از آن کیست گفته شده از آن فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است فاطمه به گردش پرداخت در میان یکی از آن قصرها تختی را دید که به جای چهار پایه سه پایه دارد و آن تخت با آن زیبایی روی سه پایه متمایل شده است هنگامی که صبح شد نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و ماجرای خوابش را تعریف کرد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این گفتار عمیق دخترش را موعظه و تربیت کرد.
ای فرزندان عبدالمطلب دنیا هدف شما نیست بلکه آخرت و امور معنوی هدف شما است وعده گاه شما بهشت است شما را به دنیا فانی چه کار آن گاه به فاطمه (علیها السلام) فرمود: آن انگشتر را به جای خود (زیر جانماز) باز گردان فاطمه چنین کرد و سپس خوابید در عالم خواب دید به بهشت وارد شد و در همان قصر گردش می کند کنار تخت آمد و آن را روی چهار پایه مشاهده کرد از راز آن پرسید گفته شد انگشتر را ردی کردی و این پایه چهارم در جای خود قرار گرفت و تخت به شکل آغاز خود برگشت.
اسماء بنت عمیس می گوید در محضر حضرت زهرا (علیها السلام) بودم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد گردنبندی از طلا در گردن حضرت فاطمه (علیها السلام) دید که علی (علیه السلام) آن را از سهمیه خود از بیت المال خریده بود فرمود: ای فاطمه مراقب باش که مردم نگویند دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) زیور طاغوتیان را در گردن نموده است فاطمه زهرا (علیها السلام) همان دم آن گردنبند را از گردن بیرون آورد و فروخت و با پول آن برده ای خرید و آزاد کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از این کار حضرت زهرا (علیها السلام) شاد گردید.
بحار الانوار، ج 43، ص 81.
از زراره نقل شده که امام باقر (علیه السلام) در یک روایتی فرموده است پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر که به سفر می رفت آخرین نفری که با او خداحافظی می کرد فاطمه (علیها السلام) بود و هنگامی که از سفر باز می گشت نخستین کسی که با او دیدار می نمود فاطمه (علیها السلام) بود در یکی از سفرها هنگامی که بازگشت طبق معمول به خانه فاطمه (علیها السلام) آمد دید فاطمه دو عدد دستبند نقره در دست نمود و پرده ای را بر در خانه اش آویزان نموده است با توجه به اینکه وضع اقتصادی مردم بسیار در سطح پائین بود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) اندکی نشست ولی مانند سابق به فاطمه (علیها السلام) توجه ننمود سپس پیامبر که داشت مطلب را دریافت سخت نگران شد و گریه کرد و همان دم دستبندها را از دستش در آورد و پرده را از در خانه گرفت و فرزندانش حسن و حسین (علیها السلام) را طلبید و دستبندها را به یکی از آنها و پرده را به دیگری داد و به آنها فرمود نزد پدرم بروید و سلام مرا به و برسانید و به آن حضرت عرض کنید که مادر غیاب تو جز این ها را بر زندگی نیفزوده ایم اینک اینها را آورده ایم اختیار با شما است حسن و حسین (علیهم السلام) به محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و پیام مادر را به آن حضرت ابلاغ کردند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را نوازش نمود سپس دستور داد آن دو دستبند را به چند قطعه شکستند آن قطعه ها را بین مهاجران تهیدست تقسیم نمود و بعد از آن دستور داد از آن پرده چند پیراهن تهیه کرده و به برهنگان دادند.
آنگاه فرمود خداوند فاطمه (علیها السلام) را رحمت کند خداوند به جای این پرده که از آن چند نفر برهنه را پوشانید لباس بهشتی به فاطمه (علیها السلام) بپوشاند.
و به جای این دو دستبند او را با زیورهای بهشت بیاراید.
بحار الانوار، ج 43، ص 83 و 84.

انفاق زهرا (علیها السلام) در شب عروسی

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در عروسی زهرا (علیها السلام) داده بود تا در شب عروسی بپوشد هنگامی که فاطمه (علیها السلام) به خانه زفاف رفت بر سجاده عبادت خود نشسته بود و با خدا مناجات می کرد ناگاه مستمندی به در خانه فاطمه (علیها السلام) آمد و با صدای بلند گفت از در خانه نبوت یک پیراهن کهنه می خواهم.
فاطمه (علیها السلام) در آن وقت دو پیراهن داشت یکی کهنه و دیگری نو - خواست پیراهن کهنه را طبق تقاضای فقیر به او بدهد ناگاه یاد این آیه 92 آل عمران افتاد که می فرماید:
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون؛ یعنی هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر آنچه را دوست دارید انفاق کنید.
حضرت زهرا (علیها السلام) که می دانست پیراهن نو را بیش تر دوست دارد به این آیه عمل کرد و پیراهن نو را به فقیر داد.
فردای آن شب هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیراهن کهنه را در تن او دید پرسید چرا پیراهن نو را نپوشیده ای حضرت فاطمه (علیها السلام) عرض کرد آن را به فقیر دادم.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر پیراهن نو را برای شوهرت می پوشیدی بهتر و مناسب تر بود.
فاطمه (علیها السلام) عرض کرد: این روش را از شما آموخته ام در آن هنگام که مادرم خدیجه (علیها السلام) همسر شما گردید همه اموال خود را در راه شما به تهیدستان بخشید کار به جایی رسید که فقیری به در خانه شما آمد و تقاضای لباس کرد در خانه لباسی وجود نداشت شما پیراهن خود را از تن بیرون آورده و به او دادید از این رو این آیه 29 اسراء نازل شد:
و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً؛ از آنجا که رعایت اعتدال در همه چیز حتی در انفاق و کمک به دیگران شرط است می فرماید: دست خود را بر گردن خویش بسته قرار مده این تعبیر کنایه لطیفی است از اینکه دست دهنده داشته باش و همچون بخیلان که گوئی دستهایشان به گردنشان بسته اند و قادر به کمک و انفاق نیستند مباش از سوی دیگر دست خود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بی حساب مکن که سبب شود از کار بمانی و مورد ملامت این و آن قرار گیری و از مردم جدا شوی استفاده می شود کنایه از بذل و بخشش بی حساب است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تحت تأثیر محبت ها و خلوص دخترش زهرا (علیها السلام) قرار گرفت قطره ای اشک از چشمانش سرازیر شد فاطمه (علیها السلام) را به نشانه محبت به سینه اش چسبانید.
اقتباس از ریاحین الشریعه، ج 1 تص 105 و 106.

همسرداری حضرت زهرا (علیها السلام)

برای زن بزرگترین موقعیت و ارزش این است که معاون خوبی برای شوهر باشد و در شؤون گوناگون زندگی خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه اموری که موجب ناراحتی شوهر گردید پرهیز نماید و با سر پنجه تدبیر و محبت و مهر موجب آرامش خاطر شوهر شود.
چنانکه به عکس برای شوهر نیز بسیار با ارزش است که موجب آرامش خاطر همسرش بود و اصولاً هدف از ازدواج آن است که همسران مایه آرامش همدیگر گردند چنانکه در سوره 30، آیه 21 روم میخوانیم:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جهل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون؛ یکی از آیات الهی آن است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود همانا در این امر نیز برای مردم نشانه هائی است برای گروهی که تفکر می کنند.
روم 30، آیه 21.
علی (علیه السلام) می فرماید: به خدا قسم من زهرا (علیها السلام) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوی خود برد خشمگین نکردم در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم، او نیز مرا خشمگین نکرد در هیچ گاه موجب ناخشنودی من نشد.
سیره چهارده معصوم، ص 185 نقل از وسائل الشیعه، ج 14، ص 492.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در سخنی در شأن حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود من به چهره زهرا (علیها السلام) نگاه می کردم همین نگاه - هر گونه غم و اندوه را از من بر طرف می نمود.
سیره چهارده معصوم، ص 185، نقل از وسائل الشیعه، ج 14، ص 492.