داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

روایت از امام هشتم (علیه السلام)

قال ابو الحسن الرضا (علیه السلام) لا یکون المؤمن مؤمناً حتی یکون فیه ثلاث خصال سنه من ربه و سنه بنبیه و سنه من ولیه، فالسنه من ربه کتمان سره.
قال الله عزوجل: (عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احد الا من ارتضی من رسول(39))؛ یعنی خدای متعال دانای غیب است و هیچ کس بر عالم غیب آگاه نیست جز آن کسی که از رسولان برگزیده.
و اما السنه من نبیه (صلی الله علیه و آله و سلم) فمدارات الناس آیه هم داریم.، فان الله عزوجل امر نبیه بمدارات الناس فقال:
خذ العفو و امر بالعرف و أعرض عن الجاهلین(40).
و اما السنه من ولیه فالصبر فی الباساء و الضراء فان الله عزوجل یقول و الصابرین فی البأساء و الضراء(41).
امام هشتم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می فرماید: مؤمن، مؤمن نیست مگر اینکه در او باشد سه خصلت روش از پروردگارش. روشی از پیامبرش، روشی از امامش، روش پروردگارش این است که راز خود را بپوشاند و کتمان کند اسرار خود را خداوند هم عالم به غیب است اسرار خود را مطلع نگرداند جز رسولی که بپسندد.
روش از پیامبرش این است که با مردم مدارا کند و با مردم برخورد خوبی داشته باشد که خداوند پیغمبرش را (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور به مدارا داده و فرموده عفو و چشم پوشی را شیوه خود قرار ده به نیکی دستور بده و از نادانان رو گردان.
و اما سنت و روش از امام صبر در سختی ها و رنج و ضرر و تعب شکیبائی پیشه کند که خداوند هم می فرماید: صبر کنندگان در سختی ها و رنج ها پیشه کنند آنها پرهیزکارانند.
خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 111.
11. خداوند قرار داد امر به معروف را برای مصلحت عامه البته در این زمینه آیات و روایات زیادی وارد شده خداوند در قرآن مجید می فرماید:
یا بنی أقم الصلاه و أمر بالمعروف و انه عن المنکر(42).
لقمان حکیم بر فرزند خود موعظه می کند.
می فرماید پسرم نماز را بر پا دار چرا که نماز مهم ترین پیوند تو با خالق است. نماز قلب تو را بیدار و روح تو را مصفی و زندگی تو را روشن می سازد.
بعد از برنامه به مهم ترین دستور اجتماعی یعنی امر به معروف و نهی از منکر پرداخته می گوید مردم را به نیکی ها و معروف دعوت کن و از منکرات باز داد.
آیه دیگر می فرماید:
الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المؤمنین(43)؛
افراد رکوع کننده و سجده کننده امر به معروف و نهی از منکر می کنند و نگهبانان حدود الهی هستند (ای رسول من) بشارت بدهید به مومنین عرض کردم آیات راجع به امر به معروف و نهی از منکر در قرآن زیاد آمده لکن برای شاهد عرضم دو تا آیه از دور سوره قرآن ذکر کردم.
اما روایات:
عن ابی عبد الله (علیه السلام) ان رجلا جاء الی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال یا رسول الله اخبرنی ما افضل الاسلام قال الایمان بالله قال ثم ماذا قال صله الرحیم قال ثم ماذا قال صله الرحیم قال ثم ماذا قال الامر بالمعروف و النهی عن المنکر قال فقال الرجل فاخبرنی ای الاعمال ابغض الی الله قال الشرک بالله قال ثم ماذا قال قطیعه الرحیم قال ثم ماذا قال الامر بالمنکر و النهی عن المعروف.
وسائل الشیعه، ج 11، ص 396.
حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید مرد آمد خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد یا رسول الله به من خبر بدی بهترین چیز در اسلام چه چیز است حضرت فرمود: ایمان به خداوند بعد سؤال کرد بعد از ایمان به خداوند چه چیز افضل است در اسلام حضرت فرمود صله رحم بعد سؤال کرد بعد از صله رحم چه چیز افضل است در اسلام حضرت فرمود: امر به معروف و نهی از منکر بعد سؤال کرد خبر بدی کدام عمل مبغوض خدا است حضرت فرمود: شریک قرار دادن به خداوند آن مرد گفت: بعد از این کدام عمل مورد غضب خداوند است حضرت فرمود: قطع کردن صله رحم بعد آن مرد سؤال کرد بعد از این کدام عمل مورد غضب خداوند است حضرت فرمود: امر به منکر و نهی از معروف (در پیشگاه خدا امر به معروف آن قدر مهم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود بعد از ایمان به خدا و صله رحم امر به معروف و نهی از منکر است).
وسائل الشیعه، ج 11، ص 396.
حدیث بسیار جالب شاید با زمان ما هم مطابقت کند عن ابی عبد الله (علیه السلام) قال قال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) کیف بکم اذا فسدت نسائکم و فسق شبابکم ولم تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر فقیل له ویکون ذلک یا رسول فقال نعم و شر من ذلک کیف بکم اذا امرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف فقیل له یا رسول الله و یکون ذلک قال نعم و شر من ذلک کیف بکم اذا رأیتم المعروف منکراً و المنکر معروفاً؛
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است چه می شود زمانی که زنان شما فاسد و مردان شما فاسق بوده باشند امر به معروف و نهی از منکر نکنند گفته شد به حضرت یا رسول الله در زمانی این چنین می شود حضرت فرمودند: از این بدتر خواهد شد چه می گذرد برای آنها که امر به منکر و نهی از معروف کنند عرضه شد چنین چیزی خواهد شد حضرت فرمود: از این بدتر خواهد شد چه حالت پیدا می کنند که ببیند معروف منکرو منکر معروف شده است (یعنی عمل خوب در نظر مردم قبیح باشد و عمل خلاف و معصیت معروف باشد. مثل اینکه زنان با حجاب را مسخره کنند زنان بی حجاب را تعریف کنند.
وسائل الشیعه، ج 11، ص 396.

پدر و مادر حضرت زهرا (علیها السلام)

پدر بزرگوار حضرت فاطمه (علیها السلام) خاتم پیامبران است یعنی حضرت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که هیچ انسانی نیامده و نخواهد آمد که پدری همانند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن همه عظمت و مقام داشته باشد جز فاطمه و خواهران و برادرانش که به این افتخار بزرگ نائل شدند مادر بزرگوار حضرت زهرا (علیها السلام) خدیجه کبری (علیها السلام) است خدیجه اولین زنی بود که اسلام را اختیار کرد و همه دارایی و هستی خود را فدای اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد حضرت خدیجه دختر خویلد از خاندان قریش به قدری با عفت و پاک روش بود که در زمان جاهلیت به او طاهره (پاک خوی) می گفتند او با دو نفر ازدواج کرد. شوهرانش از دنیا رفتند از اموال به ارث مانده از آنها و از اموال خودش تجارت می کرد به طوری که کاروان های تجارتی او در حجاز، شام و یمن همواره در حرکت بود و ثروت بسیار در اختیار داشت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در 25 سالگی به او که 40 سال داشت ازدواج کرد و او 24 سال و چند ماه با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) زندگی نمود و سرانجام در 65 سالگی در سال دهم بعثت در مکه از دنیا رفت و در کنار قبر عبدالمطلب مدفون گردید.
فداکاری های حضرت خدیجه (علیها السلام) در راه اسلام به قدری زیاد و عمیق و فراگیر است که قلم از وصف آن عاجز است او همه اموال خود را در راه پیشبرد اسلام یا کمال اخلاص داد در همه جا در صحنه حضور داشت و شریک غم های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و جان عزیزش را سخاوتمندانه فدای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اسلام نمود.
وفات خدیجه در سال دهم هجرت برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بسیار جانکاه بود از این رو پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن سال را که عموی مهربانش ابوطالب نیز در آن سال رحلت کرده بود سال اندوه نامید.
همواره به یاد مهربانی ها و فداکاری های خدیجه بود روزی در برابر بگومگوی عایشه فرمود خدیجه (علیها السلام) روزی مرا تصدیق کرد که همه مرا تکذیب می کردند. آن گاه به من ایمان آورد که همه از من دور می شدند هرگز مرا تنها نگذاشت خدا او را رحمت کند بانوی پربرکتی بود زیرا از او دارای فرزندان متعدد شدیم.
بحار الانوار، ج 16، ص 7.
رسول گرامی دارای 7 فرزند است از خدیجه کبری (علیها السلام)، قاسم، طیب، طاهر، رقیه، زینب،ام کلثوم و فاطمه زهرا (علیها السلام) که آخرین فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.
بیت الاحزان، ص 8، سیره چهارده معصوم، ص 168.
حضرت فاطمه هنگامی که در محراب می ایستاد برای عبادت ظاهر می شد نور او به اهل آسمان همان طوری که نور می داد ستاره ها به اهل زمین.
بحار الانوار، ج 43، ص 12.
از امام باقر (علیه السلام) و از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که در یکی از معراج خود به آسمان و عروج کرد از میوه ها و از خرمای تازه و سیب بهشتی خورد و خداوند آن میوه ها را در صلب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به آب تبدیل کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از معراج با خدیجه (علیها السلام) هم بستر شد و به این ترتیب نور فاطمه (علیها السلام) در رحم خدیجه (علیها السلام) قرار گرفت از این رو به فاطمه (علیها السلام) (انسیه حورا) گویند یعنی در عین آنکه انسان روی زمین است از حوریان بهشتی است.
بیت الاحزان، ص 5؛ بحار الانوار، ج 43، ص 4.

داستانی شنیدنی

روزی حضرت زهرا (علیها السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تقاضای انگشتر کرد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود آیا بهتر از انگشتر به تو نیاموزم هنگامی که مشغول نماز شب شدی از درگاه خدا تقاضای انگشتر کن که تقاضایت روا می شود.
حضرت زهرا (علیها السلام) گوشه جانماز را بلند کرد انگشتر یاقوت گرانبهایی را دید آن را برداشت و در انگشتش نمود و خوشحال شد هنگامی که همان شب به بستر خواب رفت و خوابید در عالم خواب دید که در بهشت است در آنجا سه قصر بی نظیر بهشتی دید پرسید این قصرها از آن کیست گفته شده از آن فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است فاطمه به گردش پرداخت در میان یکی از آن قصرها تختی را دید که به جای چهار پایه سه پایه دارد و آن تخت با آن زیبایی روی سه پایه متمایل شده است هنگامی که صبح شد نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و ماجرای خوابش را تعریف کرد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این گفتار عمیق دخترش را موعظه و تربیت کرد.
ای فرزندان عبدالمطلب دنیا هدف شما نیست بلکه آخرت و امور معنوی هدف شما است وعده گاه شما بهشت است شما را به دنیا فانی چه کار آن گاه به فاطمه (علیها السلام) فرمود: آن انگشتر را به جای خود (زیر جانماز) باز گردان فاطمه چنین کرد و سپس خوابید در عالم خواب دید به بهشت وارد شد و در همان قصر گردش می کند کنار تخت آمد و آن را روی چهار پایه مشاهده کرد از راز آن پرسید گفته شد انگشتر را ردی کردی و این پایه چهارم در جای خود قرار گرفت و تخت به شکل آغاز خود برگشت.
اسماء بنت عمیس می گوید در محضر حضرت زهرا (علیها السلام) بودم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد گردنبندی از طلا در گردن حضرت فاطمه (علیها السلام) دید که علی (علیه السلام) آن را از سهمیه خود از بیت المال خریده بود فرمود: ای فاطمه مراقب باش که مردم نگویند دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) زیور طاغوتیان را در گردن نموده است فاطمه زهرا (علیها السلام) همان دم آن گردنبند را از گردن بیرون آورد و فروخت و با پول آن برده ای خرید و آزاد کرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از این کار حضرت زهرا (علیها السلام) شاد گردید.
بحار الانوار، ج 43، ص 81.
از زراره نقل شده که امام باقر (علیه السلام) در یک روایتی فرموده است پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هر که به سفر می رفت آخرین نفری که با او خداحافظی می کرد فاطمه (علیها السلام) بود و هنگامی که از سفر باز می گشت نخستین کسی که با او دیدار می نمود فاطمه (علیها السلام) بود در یکی از سفرها هنگامی که بازگشت طبق معمول به خانه فاطمه (علیها السلام) آمد دید فاطمه دو عدد دستبند نقره در دست نمود و پرده ای را بر در خانه اش آویزان نموده است با توجه به اینکه وضع اقتصادی مردم بسیار در سطح پائین بود.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) اندکی نشست ولی مانند سابق به فاطمه (علیها السلام) توجه ننمود سپس پیامبر که داشت مطلب را دریافت سخت نگران شد و گریه کرد و همان دم دستبندها را از دستش در آورد و پرده را از در خانه گرفت و فرزندانش حسن و حسین (علیها السلام) را طلبید و دستبندها را به یکی از آنها و پرده را به دیگری داد و به آنها فرمود نزد پدرم بروید و سلام مرا به و برسانید و به آن حضرت عرض کنید که مادر غیاب تو جز این ها را بر زندگی نیفزوده ایم اینک اینها را آورده ایم اختیار با شما است حسن و حسین (علیهم السلام) به محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و پیام مادر را به آن حضرت ابلاغ کردند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها را نوازش نمود سپس دستور داد آن دو دستبند را به چند قطعه شکستند آن قطعه ها را بین مهاجران تهیدست تقسیم نمود و بعد از آن دستور داد از آن پرده چند پیراهن تهیه کرده و به برهنگان دادند.
آنگاه فرمود خداوند فاطمه (علیها السلام) را رحمت کند خداوند به جای این پرده که از آن چند نفر برهنه را پوشانید لباس بهشتی به فاطمه (علیها السلام) بپوشاند.
و به جای این دو دستبند او را با زیورهای بهشت بیاراید.
بحار الانوار، ج 43، ص 83 و 84.