داستانهای شیرین و خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم (علیهم السلام)

نویسنده : علی گلستانی

مکافات ابن ملجم در عالم برزخ

راویان حدیث از ابن رقا نقل می کنند که گفت در مکه کنار مسجد الحرام بودم دیدم گروهی از مردم در کنار مقام ابراهیم اجتماع کرده اند گفتم چه خبر است گفتند یک نفر راهب (عالم و عابد مسیحی) مسلمان شده و راز مسلمان شدنش را تعریف می کند.
به میان جمعیت رفتم و سر کشیدم دیدم پیر مردی لباس پشمینه و کلاه پشمینه پوشیده و قد بلندی دارد در مقابل مقام ابراهیم نشسته است و سخن می گوید شنیدم می گفت روزی در صومعه خود نشسته بودم و به بیرون صومعه نگاه می کردم ناگاه پرنده بزرگی ماند باز شکاری (لاشخور) دیدم روی سنگی کنار دریا فرود آمد چیزی را غی کردم دیدم 4/1 انسان از دهانش بیرون آمد سپس رفت و ناپدید شد و بازگشت 4/1 انسانی را غی کرد و برای با چهارم نیز پرید و رفت.
سپس بازگشت 4/1 انسانی را غی کرد و یک انسان به وجود آمد. پس دیدم همان پرنده رفت و ناپدید شد و سپس بازگشت و بر آن انسان منقار زد و 4/1 او را ربود و رفت بار دیگر آمد و همین کار را کرد، بار سوم و سپس بار چهارم آمد و به ترتیب قبل بر آن منقار زد و همه او را ربود و رفت.
در تعجب فرو رفتم که خدایا این شخص کیست که این گونه عذاب می شود متأثر بودم که چرا نرفتم از او بپرسم طولی نکشید دیدم همان پرنده آمد و در همان محل قبل غی کرد و 4/1 یک انسان از دهانش بیرون آمد سپس رفت بار دوم و سوم و چهارم آمد و در هر بار 4/1 او را غی کرد وقتی که آن چیز غی شد انسان کامل شد با شتاب نزدش رفتم و گفتم تو کیستی و چه کرده ای؟
گفت: من ابن ملجم هستم علی بن ابی طالب (علیه السلام) را کشتم خداوند این پرنده را مأمور من ساخته که هر روز این گونه مرا می کشد و زنده می کند. گفتم: علی بن ابی طالب کیست؟ گفت: پسر عموی رسول خدا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) همین حادثه عجیب باعث شد که به حقانیت اسلام پی بردم مسلمان شدم.
عالم برزخ، محمدی اشتهاردی، ص 178، نقل از الخرائج و الجرائح، قطب راوندی، ص 18 و 19 و بحار الانوار، ج 42، ص 307.

ارواح کافران در برهوت

عصر خلافت ابو بکر بود جوانی یهودی نزد او آمد و گفت: سلام بر تو ای ابوبکر. بعضی از اطرافیان به گردن او ضربهای زدند و به او اعتراض شد که چرا ابوبکر را به عنوان خلیفه سلام نکرده است سپس ابوبکر گفت حاجتت چیست؟
یهودی گفت: پدرم فوت کرده و گنج ها و اموالی را باقی گذاشته ولی جای آنها معلوم نیست اگر تو جای آنها را آشکار کنی و در اختیار بگذاری در حضور تو مسلمان می شوم و غلام تو می گردم و 3/1 آن اموال را به تودهم و 3/1 آن را به مسلمانان مهاجر و انصار می دهم و 3/1 آن را خودم بر می دارم ابوبکر گفت: ای خبیث آیا غیر از خدا کسی دارای علم غیب است یهودی نزد عمر آمد و بر او سلام کرد و ماجرا را گفت عمر نیز گفت آیا غیر از خدا کسی علم غیب می داند آن یهودی به حضور امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمد آن حضرت در مسجد بود یهودی بر او سلام کرد پس از گفت و گو ماجرای خود را بیان کرد و قول داد که اگر اموال و گنج های پدرش پیدا شود مسلمان شده و 3/1 آن را در اختیار علی (علیه السلام) و یک سومش را در اختیار مهار و انصار و یک سومش را خودش بردارد امام علی (علیه السلام) نامه ای به او داد و فرمود: صفحه هائی را که بر روش می نویسند برادر و به سرزمین یمن برو و در آنجا به بیابان برهوت که در حضر موت قرار گرفته بود هنگام غروب خورشید در آنجا بنشین کلاغ های که منقارشان سیاه است به طرف تو می آیند و قار قار می کنند در این هنگام پدرت را با نام صدا بزن و بگو ای فلانی من فرستاده وصی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم به این سخن بگو همانا پدرت جواب تو را می دهد هر چه جواب داد در صفحاتی که همراه داری بنویس و سپس به سرزمین خیبر برو و مطابق آنچه نوشته ای عمل کن آن یهودی به یمن رفت و در آنجا به بیابان برهوت رفت و هنگام غروب کلاغ ها را که منقارشان سیاه بود دید پدرش را با ذکر نام صدا زد پدرش جواب داد و گفت وای بر تو برای چه در این وقت به این مکان دوزخیان است آمده ای.
او گفت آمده ام از تو بپرسم اموال و گنجهایت در کجا هستند پدر جواب داد در فلان باغ در میان فلان دیوار قرار دارند.
یهودی پاسخ پدرش را نوشت به او گفت وای بر تو از دین محمد پیروی کن آن گاه آن کلاغ ها رفتند یهودی به سرزمین خیبر رفت و محل اموال و گنج ها را پیدا کرد که مقداری ظروف طلا و نقره در میان آنها بود آنها را به درهم و دینار مبدل نمود و سپس به مدینه مراجعت کد و به حضور امام علی (علیه السلام) رسید و گفت گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول خدا است و تو به راستی وصی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و برادر او - و امیر مؤمنان هستی.
اینها درهم ها و دینارها است که در اختیار شما می گذارم اینها را در هر موردی که خدا و رسولش خواسته مصرف کن.
مسلمانان اجتماع کردند و به علی (علیه السلام) عرض کردند که چگونه شما به این امور مخفی آگاه شدی امام علی (علیه السلام) فرمود: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم و اگر بخواهم به پیچیده تر از این خبر دهم.
کتاب عالم برزخ، ص 202، نقل از بحار الانوار، ج 41، ص 196.

داستان عجیب از کیفر مخالف ولایت علی (علیه السلام) در عالم برزخ

علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کرد: استاد ما حاج میرزا علی آقا قاضی می گفت در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما - مادر یکی از دخترهای افندی سنی های دولت عثمانی فوت کرد این دختر در مرگ مادر بسیار ناله می کرد و بسیار ناراحت بود و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادرش آمد و آن قدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند دختر فریاد می زد من از مادر جدا نمی شوم. هر چه خواستند او را آرام کنند مفید واقع نشد دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند مکن است جانش به خطر بیفتد سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند و دختر هم در کنار پیکر مادر - در قبر بماند ولی روی قبر را با خاک نپوشانند بلکه با تخته بپوشانند و دریچه ای بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
دختر در شب اول قبر کنار مادر خوابید فردای آن شب آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است دیدند تمام موهای سر او سفید شده است پرسیدند چرا این طور شده ای گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و یک شخص محترمی هم آمد در وسط ایستاد آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می داد سؤال از توحید نمودند جواب درست داد سؤال از نبوت نمودند جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است تا اینکه پرسیدند امام تو کیست آن شخص محترم که در وسط ایستاده بود گفت: لست لها بامام؛ من امام او نیستم آن شخص محترم و بزرگوار امام علی (علیه السلام) بود.
در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه کشید من بر اثر وحشت و ترس به او وضع که می بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
مرحوم قاضی می فرمود: چون تمام افراد طایفه آن دختر در مذهب اهل تسنن بودند تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند زیرا این واقعه با مذهب تشیع تطبیق می کرد و خود آن دختر جلوتر از آنها به مذهب تشیع گروید.
کتاب عالم برزخ، ص 198، نقل از معادشناسی، علامه سید محمد حسین تهرانی، ج 3، ص 110.
شیخ مفید روایت می کند که عبد الله بن مسعود گفت در یک شبی همراه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم دیدم که آن حضرت آهی کشید و فرمود: ای پسر مسعود خبر رحلت من به من داده شده عرض کردم جانشین خود را تعیین کن فرمود: چه کسی را عرض کرم. علی بن ابی طالب (علیه السلام) را رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) آهی کشید و سپس فرمود:
و الذی نفسی بیده لئن اطاعوه لید خلن الجنه اجمعین التعین؛ سوگند به خداوندی که جانم در اختیار او است اگر مسلمانان از علی (علیه السلام) پیروی کننده همه آنها بدون استثناء وارد بهشت می گردند.
امالی شیخ صدوق، ص 21 و 22.
سخنم را با این حدیث عمیق در شان حضرت زهراء آغاز می کنم که امام صادق (علیه السلام) نقل کرد: خداوند به پیامبرش فرمود:
لو لاک لما خلقت الافلاک ولو لا علی لما خلقتک ولو لا فاطمه لما خلقتکما.
اگر تو نبودی موجودات را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر فاطمه (علیها السلام) نبود شما دو نفر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) را نمی آفریدم.
سفینه البحار، ج 3، ص 335، و ج 8، ص 293.
کوتاه سخن آنکه مطابق روایت متعدده برگزیده ترین و برترین زنان دو جهان چهار نفرند: 1. خدیجه؛ 2. فاطمه (علیها السلام)؛ 3. مریم دختر عمران مادر عیسی؛ 4. آسیه همسر فرعون. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ولم یکمل من النساء الا اربع آسیه بنت مزاحم مریم بنت عمران خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد؛ از بانوان به درجه عالی کمال نرسید جز چهار زن؛ 1. آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون)؛ 2. مریم دختر عمران؛ 3. خدیجه دختر خویلد؛ 4. فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
مجمع البیان، ج 10، ص 320.
توجه شما عزیزان خواننده به فضائل و ولادت با سعادت والا مقام صدیقه الکبری انسیه الحورای ام الائمه النجبا، سیده نساء اهل الجنه فاطمه الزهراء؛ جلب می نمایم نخست درباره ولادت آن بزرگوار ذکر می شود.
مرحوم علامه (ره) در بحار و شیخ عباس در بیت الاحزان ذکر کرده اند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه با امیر المؤمنین به انضمام آن دو نفر (عمر و ابوبکر) در مکان ابطح نشسته بودند جبرئیل با صورت اصلی وارد شد بالش را باز نمود به طوری که مشرق و مغرب را فرا گرفت و گفت یا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند تبارک و تعالی سلام می رساند.
و می فرماید به مدت چهل روز از خدیجه عزلت و کناره گیری فرمائید رسول خدا در این چند مدت مأموریت در منزل فاطمه بنت اسد (علیها السلام) بوده.
شب چهلم میکائیل خوشه خرما و خوشه انگور که از هیچ درختی جدا نشده بود مخصوص حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و به دیگران حرام بود از بهشت آورد حضرت میل فرمودند و مشغول نماز شدند جبرئیل نازل شد عرض کرد نماز الان بر شما حرام است تا اینکه مزاوجت (عمل زناشوئی) با خدیجه انجام بگیرد که خداوند می خواهد در این شب از صلب تو ذریه طیبه خلق نماید بعد از مأموریت حضرت رسول به این دستور خداوند حضرت خدیجه می گوید من در خودم احساس ثقل و آثار حمل نمودم پیوسته حضرت خدیجه در این حالت بود تا اینکه ولادت فاطمه (علیها السلام) نزدیک شد فرستاد به سوی زنان قریش که نزد او حاضر شوند آنها امتناع نمودند و گفتند چون تو اطاعت از ما نکردی محمد یتیم و فقیر را برای همسری پذیرفتی ما هم به این سبب به خانه تو نمی آییم.
خدیجه از این موضوع بسیار اندوهناک گردید ناگاه دید چهار زن گندم گون بلند بالا وارد شدند خدیجه از دیدن آنها بیمناک شد.
پس یکی از آنها گفت که مترس ای خدیجه ما رسولان خدا هستیم منم ساره زوجه ابراهیم، دومی آسیه دختر مزاحم همسر فرعون، سومی دختر عمران، چهارمی کلثوم خواهد موسی، حق تعالی ما را فرستاده در وقت ولادت فاطمه (علیها السلام) نزد تو باشیم.
انوار البهیه، ص 55.
مفضل می گوید از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم از ولادت حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: چون خدیجه پیغمبر خدا را به مزاوجت (یعنی همسری) اختیار کرد زنان اهل مکه از ایشان هجرت نمودند خدیجه مونسی ندارد مدام ناراحت بود.
هنگامی که به فاطمه حامله شد با او سخن می گفت و مونس مادر قرار گرفت این حالت را از رسول خدا پنهان می داشت تا اینکه روزی رسول خدا داخل خانه شد شنید که خدیجه با شخصی سخن می گوید و کسی را نزد او مشاهده نکرد فرمود ای خدیجه با که سخن می گوئی گفت فرزندی که در رحم من است با من سخن می گوید حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اینک جبرئیل مرا خبر داد که این فرزند دختر است و حق تعالی نسل مرا از او به وجود خاهد آورد و از نسل امامان و پیشوایان دین به هم خواهد رسید تا اینکه روز بیستم جمادی الاخره سال دوم بعثت رسول خدا حضرت فاطمه قدم به عرصه وجود گذاشت نور او ساطع گردید به مرتبه ای که خانه هایم که را روشن گردانید مشرق و مغرب زمین جای نماند مگر اینکه از آن نور روشن شد.
آن وقت یکی از حور العین فاطمه را برداشت و به آب کوثر غسل داد جامه سفید که از برف سفیدتر و از مشک عنبر خشبوتر بود پیچید و او را به سخن در آورد حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی رسول الله سید الانبیاء و ان بعلی سید الاوصیاء وولدی ساده الاسباه؛
پس خدیجه آن حضرت را گرفت خوشحال شد و پستان خود را به دهان او گذاشت.
بحار الانوار، ج 43، ص 3؛ بیت الاحزان، ص 10، حالات حضرت زهرا (علیها السلام).
حرت زهرا در روز آن قدر نمو می کرد که اطفال دیگر در یک ماه نمود می کرد و در هر ماه آن قدر نمود می کرد که اطفال دیگر در یک سال نمود می کرد.
بیت الاحزان، ص 11.
از امام صادق (علیه السلام) ذکر شده برای حضرت زهرا نه اسم معین است: 1. الصدیقه؛ 2. المبارکه؛ 3. الطاهره؛ 4. الزکیه؛ 5. الراضیه؛ 6. المرضیه؛ 7. المحدثه؛ 8. فاطمه؛ 9. الزهراء.
بیت الاحزان، ص 11.
در بحار الانوار تا 16 اسم برای حضرت زهرا ذکر فرموده اند: 1. فاطمه؛ 2. البتول؛ 3. الحصان؛ 4. الحره؛ 5. السیده؛ 6. العذراء؛ 7. الزهراء؛ 8. الحوراء؛ 9 المبارکه؛ 10. الطاهره؛ 11. الزکیه؛ 12 الراضیه؛ 13. المرضیه؛ 14. المحدثه؛ 15. مریم الکبری؛ 16. الصدیقه الکبری.
و یقال لها فی السماء النوریه السماویه الحانیه؛ در آسمان نور سماویه به حضرت زهرا گفته می شود حانیه یعنی نسبت به پدر مهربان بود و نسبت به فرزندان هم با محبت بود.
بحار الانوار، ج 43، ص 16.
معنای اسامی حضرت زهرا (علیها السلام) از این قرار است فاطمه یعنی شیعه آن حضرت از آتش جدا است بتول یعنی هیچ وقت خون حیض ندید و نخواهد دید حصان شخص پرهیزکار واقعی الحره یعنی آزاد و بزرگ خانواده. سیده یعنی دانا و کریم و مالک العذراء. یعنی گل و دوشیزه و کسی که همیشه باکره است حضرت زهراء همیشه باکره بود الزهرا یعنی نور درخشنده الحوراء یعنی در ظاهر انسان و در واقع حوریه است، چون خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آدم خلق کرد.
بحار الانوار، ج 43، ص 4.
در بیت الاحزان المبارکه یعنی خبر کثیر الطاهره یعنی خداوند او را پاک خلق کرده بود دلیل آیه تطیر: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطیرا(29)؛ در ابتداء خلقت خداوند تبارک و تعالی پلیدی را از وجود این بزرگواران برده است قبل از همه چیز خداوند نور اینها را به وجود آورده است.
الزکیه یعنی کسی که به گناه مرتکب نشده است و خداوند گناه را در وجود اینها ایجاد نکرده است در بدو خلقت زکی هستند الراضیه و المرضیه زهرا رضوان اکبر است خداوند از او راضی است و در پیشگاه خداوند فاطمه مرضی اوست.
المحدثه ملائکه ها از آسمان به محضر حضرت فاطمه نازل می شدند و بر آن بزرگوار حدیث می فرمودند.
ریاحین الشریعه، ج 1، ص 38.
مریم الکبری یعنی فرد کامل از نوع نسوان جهان که هم قرین برای او نیست روی همین مسئله است که حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید: حرام کرد خداوند بر حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) زنان را مادامی که فاطمه زهرا زنده بود.
بحار الانوار، ج 43، ص 16.
الصدیقه الکبری یعنی راستگو که اصلاً در دوران زندگی دروغ نگفته است امام صادق (علیه السلام) می فرماید: اگر علی (علیه السلام) زهرا را تزویج نمی کرد هم کفو برای حضرت زهرا (علیها السلام) نبود هم در دنیا و هم در آخرت.
بحار الانوار، ج 43، ص 10.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده خداوند اختیار کرده از زنان 4 نفر را حضرت مریم و آسیه و خدیجه و حضرت فاطمه زهرا.
بحار الانوار، ج 43، ص 19.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید از نور فاطمه آسمان ها و زمین منور می شد و ملائکه ها به زمین می آمدند و سجده می کردند و از خداوند سؤال می کردند که خدایا این چه نوری است خطاب می رسد این نور من است که ساکن نمودم در آسمان.
بحار الانوار، ج 43، ص 12.
در مناقب مرحوم ابن شهر آشوب نقل کرده:
وقتی که وفات رسول اکرم نزدیک شد ناقه حضرت که نامش غضبا بود عرض کرد مرا بر چه کسی توصیه می نمائی بعد از خودت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: (احسن ای غضبا شما را بر دخترم فاطمه سوار می شود بر تو در دنیا و در آخرت این حیوان بعد از وفات حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) یک شبی آمد پیش حضرت زهرا گفت السلام علیک یا بنت رسول الله؛ زمان مرگم نزدیک است و برای من بعد از رسول الله علف و آب گوارا نیست خلاصه بیش از سه روز بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) زنده نبود.
بیت الاحزان، ص 22.
حسن بصری می گوید فاطمه عابدترین انسان ها است آن قدر در محراب عبادت مشغول می شد پای مبارکش ورم می کرد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت زهرا فرمود بهترین چیز برای زن چه چیز است عرض کردند نبیند نامحرمی را و نامحرم هم او را نبیند بعد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه را به آغوش گرفت.
بیت الاحزان، ص 28.
هر وقت فاطمه وارد می شد رسول اکرم دست زهرا را بوسه می کرد و مرحبا می گفت و فاطمه را در جای خود می نشاند.
بیت الاحزان، ص 18.
چگونه فاطمه زهرا (علیها السلام) الگو و نمونه اسلام برای زنان عالم است آیا زنان که ادعا دارند که رفتار ما و کردار ما مثل حضرت زهرا است حضرت زهرا تقاضای بیجا هم می کرد شما خواهران می دانید اگر چیزی از همسرهاتان درخواست کنید و آنها نتوانند خواسته های شماها را عملی کنند و خجالت بکشند چقدر معصیت است و عبادت واجب شماها را خداوند نمی پذیرد بهترین عبادت شما جلب توجه همسرتان می باشد شوهری که اگر راضی نباشد حج مستحبی یا روزه استحبابی جایز نیست بنابر این ما باید سعی کنیم حتی الامکان رضایت آنها را جلب کنیم تا خداوند هم از ما راضی بشود.
روایت شده که روزی علی (علیه السلام) روی کرد به حضرت زهرا فرمود یا زهرا چیزی در خانه موجود است بخوریم یا نه گفت قسم به خدائی که پدرم را برای نبوت و شما را برای وصی او قرار داده چیزی موجود نیست.
از صبح تا به حال فرزندانم چیزی نخورده اند علی (علیه السلام) فرمود چرا ما در جریان نگذاشتید حضرت زهرا (علیها السلام) فرمودند یا ابا الحسن من از خدا حیا می کنم که شما را به زحمت بیندازم به یک چیزی که در قدت شما نیست.
بلافاصله علی (علیه السلام) تشریف بردند بیرون یک دینار قرض کردند برای رفع حاجت و تهیه آذوقه ناگهان برخورد کرد به مقداد که او هم آمده بود بیرون با آن هوای گرم برای تهیه دینار و رفع حاجت. حضرت با این وضع که خود چیزی ندارد آن یک دیناری که قرض کرده بود به مقداد انفاق کرد و حرکت کردند به طرف مسجد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اقامه نماز ظهر پس از اقامه نماز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دست علی (علیه السلام) را گرفت و حرکت کردند به منزل فاطمه زهرا (علیها السلام) در حالی که فاطمه مشغول عبادت بودند تا صدای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شنید از منزل بیرون آمد سلام کرد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با علی (علیه السلام) داخل شدند و نشستند.
حضرت زهرا (علیها السلام) طعامی در پیشگاه حضرت آوردند رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که نظر مبارک افتاد به طعام فرمودند: این از کجاست که من تا به حال طعام به این رنگ و با این طعم و با این خوشبوئی ندیده بودم. بعد دست مبارکش را گذاشت به کتف حضرت علی (علیه السلام) فرمود: این طعام بدل آن دینار است که در راه خدا احسان گردید خدای متعال هم در قرآن کریم می فرماید: و الذین اتقوا فوقهم یوم القیامه و الله یرزق من یشاء بغیر حساب(30)؛ مقام اهل تقوی ما فوق دیگران است خداوند بر هر که خواهد روزی بی حساب بخشد، میل کردند سیر شدند طعام کم نشد مثل اینکه هیچ خورده نشده است از اعجاز آن حضرت.
بحار الانوار، ج 43، ص 29.
بنابر قول مشهور ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) بیست جمادی الثانی و روز جمعه بوده است در شهر مکه مکرمه.
بحار الانوار، ج 43، ص 9.
لوازم زندگی حضرت زهرا (علیها السلام) به امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خریداری شده از این قرار است؛ پیراهن سفید یک تکه، روسری یک عدد، یک حله سیاه خیبری، تختخوابی که از پوست خرما بافته شده بود یک عدد، دو عدد تشک کتانی که یکی از پشم گوسفند و دیگری از لیف خرما پر شده بود. چهار عدد بالش از پوست گوسفند که از گیاهی به نام اذخر پر شده بود. یک قطعه حصیر هجری، یک عدد آسیا دستی یک عدد آسیا دستی، یک عدد کاسه مسی، یک عدد مشک چرمی، برای آب کشی یک عدد طشت لباسشوئی، یک عدد کاسه برای شیر خوری، یک عدد ظرف آبخوری، یک عدد پرده پشمی، یک عدد آفتابه، یک عدد سبوی گلی، یک عدد پوست برای فرش، دو عدد کوزه سفالین، یک عبا.
مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 353؛ کشف الغمه، ج 1، ص 359 و ستارگان درخشان، ج 2، ص 18.
کل جهاز حضرت زهرا 19 تکه بوده، مهریه حضرت زهرا (علیها السلام) چهارصد و هشتاد مثقال نقره بوده، 26 تومان و دو قرآن و نیم در آن زمان بوده است. 480 درهم مهریه زهرا (علیها السلام) بوده.
بحار الانوار، ج 43، ص 113، ستارگان درخشان، ج 2، ص 18 و کتاب بانوی نمونه اسلام، ص 61.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یک روز در یک جلسه ای نشسته بودند رو کرد به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی تو امام امت من هستید و خلیفه من هستید بعد از من.
گویا نگاه می کنم به دخترم فاطمه می آید در روز قیامت در حالی که اطراف او را نور خدا احاطه کرده و سمت راست او هفتاد هزار ملائکه و سمت چپ او هفتاد هزار ملائکه و سمت جلو هفتاد هزار ملائکه و سمت عقب هفتاد هزار ملائکه و می برد مؤمنین امت را به طرف بهشت بعد رسول خدا اضافه کرد و فرمود هر زنی که پنج وقت نمازش را بخواند و روزه ماه رمضان را بگیرد و اگر واجب الحج باشد حج برود و زکات مالش را بدهد و اطاعت کند شوهرش را و دوست بدارد علی را و اطاعت او را بعد از من این افراد به شفاعت دختر من فاطمه (علیها السلام) داخل بهشت می شوند و او سیده نساء عالمین است.
بحار الانوار، ج 43، ص 24.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودن کسی که اذیت کند فاطمه را در زمان حیات من مثل کسی که اذیت کند او را بعد از وفات من.
و کسی که اذیت کند زهرا را بعد از وفات من مثل کسی که اذیت کرده او را در زمان حیات من و کسی که او را اذیت کند بدانید که مرا اذیت کرده و کسی که مرا اذیت کند خداوند را اذیت کرده است.
بحار الانوار، ج 43، ص 25.
قول خداوند هم دال بر این معنی دارد:
ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخره و اعد لهم عذاباً مهیناً(31)؛ کسانی که اذیت می کنند به خدا و رسول خدا و معصیت می کنند لعنت خدا بر آنها است در دنیا و هم در آخرت و برای آنان عذاب با ذلت و خواری مهیا شده است.
روایت شده وقتی که حضرت زهرا (علیها السلام) رحلت کرد ام ایمن که یکی از کنیزان زهرا بود قسم خورد که دیگر در مدینه نماند چون طاقت نداشت در مدینه باشد و جای حضرت زهرا را خالی ببیند حرکت کرد به طرف مکه مکرمه در بین راه هوا هم بسیار گرم بود تشنگی بسیار غلبه کرد نزدیک بود که هلاک بشود دست های خود را بلند کرد به طرف آسمان عرض کرد پروردگارا من خادمه فاطمه زهرا هستم مرا تشنگی می کشد..
خداوند در همان ساعت دلوی را نازل کرد از طرف آسمان آب را آشامید از آن وقت به بعد نه احتیاج به غذا پیدا کرد و نه به آب به مدت هفت سال دیگران شدیداً تشنه می شدند ولی به او تشنگی اثر نمی کرد.
بحار الانوار، ج 43، ص 29.
ملاحظه می فرمایئد از برکت و عظمت والای حضرت یک کنیز در بیابان مکه مستجاب الدعوه باشد خداوند به احترام حضرت زهرا از آسمان دلو پر از آب برای ام ایمن نازل نماید آن وقت امت رسول الله ببینید با زهرا چه کار کردند و چه مصیبتی بر سر آنها آوردند که حضرت زهرا طلب مرگ از خداوند بخواهد. از عایشه نقل شده است که علی (علیه السلام) در محضر رسول خدا بود یک طرف پیغمبر حضرت فاطمه نشسته بود طرف دیگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این هنگام علی (علیه السلام) سؤال کرد که یا رسول الله کدام یکی از ما پیش تو محبوب تر هستیم حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: زهرا محبوب من است و تو عزیزتر هستی پیش من از زهرا.
بحار الانوار، ج 43، ص 38.
حدیث از رسول خدا است که فرمود: هنگامی که خداوند عالم حضرت آدم و حوا را خلق کرد در بهشت اینها فخر کردند آدم به حوا فرمودند خلق نکرده خداوند خلقی را که او بهتر باشد از ما (یعنی ما بهترین آفریده شدگانیم).
خداوند وحی کرد به جبرئیل امین آدم و حوا را ببرید به فردوس اعلی وقتی که داخل شدند دیدند یک دختری را که از نور گویا تشکیل شده قیافه دختر است ولی از نور است و یک تاج هم بالا سر او قرار دارد.
و در گوشی ها دارای گوشواره از نور است بهشت را جمالش منور نموده است.
فقال آدم حبیبی جبرئیل من هذه الجاریه التی قد اشرقت الجنان من حسن وجهها؛
حضرت آدم (علیه السلام) گفت: یا جبرئیل این جاریه چه کسی است که جمالش بهشت را نورانی کرده جبرئیل گفت این فاطمه دختر محمد نبی (صلی الله علیه و آله و سلم) که از فرزندان تو خواهد بود در آخر الزمان حضرت آدم سؤال کدر تاج چه چیز است بر سر گذاشته جبرئیل گفت: او شوهرش علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.
حضرت آدم سؤال کرد آن گوشواره چیست در گوش او جبرئیل گفت: دو فرزندان او حسن و حسین است حضرت آدم سؤال کرد ای حبیب من یا جبرئیل آیا قبل از من اینها خلیفه بودند.
جبرئیل گفت اینها در علم خدا موجود بودند چهار هزار سال قبل از خلقت تو؛ حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ولو از صلب حضرت آدم (علیه السلام) است اما چهار هزار سال قبل از وجود آدم (علیه السلام) به وجود آمده بودند.
بحار الانوار، ج 43، ص 52.
زنسل آدم و حوا هویدا شد نور او - وین عجب گروی نبودی آدم و حوا نبود
از حضرت باقر (علیه السلام) روایت چنین است می فرماید: حضرت زهرا (علیها السلام) آمد خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت دید فاطمه را که گرسنگی فشار آورد.
سؤال کرد و احوالش را پرسید حضرت فاطمه عرض کرد پدر جان احتیاج به غذا دارم حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) او را روی زانوی راست نشانید و بعد دعا کرد خدایا دختر من گرسنه است او را سیر نمائید. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: والله بعد از دعای رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) زهرا گرسنه نشد تا از دنیا رحلت فرمودند.
بحار الانوار، 43، ص 77.
درباره عظمت حضرت زهرا روایت چنین است که اگر علی (علیه السلام) به وجود نمی آمد شوهری برای زهرا نبود.
عن علی (علیه السلام) قال جاء رسول الله یطلبی فقال این اخی یا ام ایمن قالت و من اخوک قال علی (علیه السلام) قالت یا رسول اله تزوجه ابنتک وهو اخوک قال نعم اما و الله یا ام ایمن لقد زوجتها کفواً شریفاً وجیهاً فی الدنیا و الآخره و من المقربین؛
علی (علیه السلام) می فرماید رسول خدا جویا شد مرا از ام ایمن و فرمود:ام امین برادرم کجاست ام ایمن گفت برادرت کیست حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: علی ابن ابی طالب ام ایمن عرض کرد او دختر شما را عقد کرده چطور برادر شماست فرمود: بلی او برادر من است ای ام ایمن تزویج کردم دخترم را برای شخصی که هم کفو است شریف است وجیه است در دنیا و در آخرت و او از مقربین است.
روایت دیگر بسیار جالب درباره تزویج زهرا (علیها السلام):
عن علی بن جعفر (علیه السلام) قال سمعت ابا الحسن موسی بن جعفر (علیه السلام) یقول بینا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) جالس اذ دخل علیه ملک له اربعه و عشرون وجهاً فقال له رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حبیبی جبرئیل لم ارک فی مثل هذه الصوره فقال الملک لست بجبرئیل انا محمود بعثنی الله عزوجل ان ازوج النور من النور قال من ممن فقال فاطمه من علی - قال فلما ولی الملک اذاً بین کتفیه محمد رسول الله علی وصیه فقال له رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) منذکم کتب هذا بین کتفیک فقال من قبل ان یخلق الله عزوجل آدم باثنین وعشرین الف عام و فی روایه اخری بأربعه وعشرین الف عام؛
بحار الانوار، ج 43، ص 111.
حضرت امام هفتم موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودند ملکی داخل شد به محضر پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که دارای بیست و چهار صورت داشت.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جبرئیل من شما را به این صورت ندیده بودم ملک گفت من جبرئیل نیستم من محمود هستم خداوند مرا مبعوث کرده تزویج کنم نور را بر نور البته در روی زمین بوده این مسئله و الا عقد حضرت زهرا را در آسمان ها خوانده شده است.
پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آن دو تا نور چه کسانی هستند ملک گفتن فاطمه را بر علی هنگامی که ملک به یک طرف برگشت دیده شد که بین دو کتف آن ملک محمد رسول الله علی وصیه، رسول خدا به آن ملک فرمود چند مدت است که این جمله بر کتف شما نوشته شده است ملک گفت بیست و دو هزار سال یا بیست و چهار هزار سال قبل از خلقت حضرت آدم (علیه السلام).
اما مهریه حضرت زهرا (علیها السلام) را که در چند صفحه قبل هم ذکر کردیم از این قرار است الحسین بن علی بن ابی طالب فی خبر زوج النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه علیاً علی اربع مائه و ثمانین درهما و رویان مهرها اربعمائه مثقال فضه وروی انه کان خمسمائه درهم و هو اصح(32).
این سه تا روایت در بحار ذکر شده است مهریه آن حضرت یا چهار صد و هشتاد درهم بوده است یا چهارصد مثقال نقره بوده و یا پانصد درهم بوده که این صحیح تر است البته این مقدار مهریه در روی زمین است ما در آسمان 5/1 زمین را خداوند مهریه حضرت زهرا قرار داده است برای دوستان زهرا (علیها السلام) روی زمین راه رفتن حلال است و برای دشمنان زهرا حرام است.
چون زمین ملک شخصی حضرت زهرا است و همچنین آب مال حضرت زهرا (علیها السلام) است عن الباقر(علیه السلام) وجعلت نحلتها من علی خمس الدنیا و ثلث الجنه و جعلت لها فی الارض اربعه انهار الفرات و نیل مصر و نهروان و نهر بلخ فزوجها انت یا محمد بخمسمائه درهم تکون سنته لامتک(33).
حضرت امام باقر (علیه السلام) از قول خداوند تبارک و تعالی در یک خبر طویل می فرماید:
خداوند فرمود است مهر زهرا را برای علی (علیه السلام) (5/1 دنیا و 3/1 بهشت) و همچنین قرار دادم برای مهر زهرا در روی زمین چهار نهر. 1 فرات؛ 2. رود نیل مصرف؛ 3. نهروان؛ 4. نهر بلخ بعد خداوند فرمود تزویج کن ای محمد زهرا را به پانصد درهم تا اینکه سنت باشد برای امت تو و لذا مستحب است مهریه خواهران کم تر باشد که حکم خدا در این است البته برادران سوء استفاده ننمایند و بگویند حالا که مهریه چیزی نیست می توانیم طلاق بدهیم و تجدید فراش کنیم اولیاء خواهران دو چیز در نظر می گیرند که مهریه را می رساند به پانصد تا بهار آزادی یک شأن دختر به لحاظ زمان و شخصیت و دیگر اینکه مرد هوس نکند که تند تند طلاق بدهد اکثراً در اوائل زندگی ممکن است که اختلافاتی بین زن و شوهر پیدا شود و گمان دارند یکی از علل دوام زندگی مسئله سنگین بودن مهریه است که سبب می شود که بین این دو جدائی نیافتد و گرنه سنگین بودن مهریه خلاف میل خدا و رسول است اگر این مسئله نباشد چرا برادران مهریه را این قدر سنگین می گیرند جوان جرئت نمی کند جلو برود قهراً دچار گناه و معصیت می شوند من امیدوارم خوانندگان محترم در این باره تجدید نظر فرمایند شاید سبب بشود گناه در جامعه کم تر بشود.
موعظه عظیم حضرت زهرا (علیها السلام).
چند جمله از خطبه های زیبای حضرت زهرا (علیها السلام) خطاب به دشمنان اهل بیت می فرماید:
فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک و الصلوه تنزیهاً لکم عن الکبر و الزکوه تزکیه للنفس و نماء فی الرزق و الصیام تثبیتاً للاخلاص و الحج تشییداً للدین و العدل تنسیقاً للقلوب و اطاعتنا نظاما للمله و امامتنا امانا من الفرقه و الجهاد عزاً للاسلام و الصبر معونتاً علی استیجاب الاجر والامر بالمعروف مصلحه للعامه وبرا الوالدین وقایه من السخط.